
ارزش شادی !
در سایت معروف مادام دو هاف هاف مطلبی است که میگوید :
Forbes' Billionaires' Marriages And Divorces
Ted Turner Jane Fonda Divorce, Divorce News It seems that money -- even loads of it -- can't buy love
با خودم فکر کردم برایتان کمی از مبحث شیرین مانی مانی مانی
بگویم
قبلا به شما گفته بودم که زندگی عبارت است ورود به یک میهمانی
که قبل از ما جریان داشته و بعد از ما هم تا جائی که طبیعت میگوید
قرنها و هزاره ها ادامه خواهد یافت ٬
گذرانیدن زمانی مشخص در این میهمانی
و بعد ترک میهمانی و خروج از درب عقبی برای کسانی که از درب اصلی
وارد میشوند است
و بهمین دلیل فرصتی یگانه است برای هرچه بیشتر دیدن و شناختن این
قصر بی نهایت بزرگ و عریض و طویل که هیچ میهمانی تمامش را ندیده
است بس که بزرگ است
منظورم این است که من کودک وارد این قصر
میشوم و بعد در گروه نوزادان بزرگ میشوم در گروه نوجوانان رشد
میکنم در گروه دانشجویان درس میخوانم در گروه خانواده ها ازدواج
میکنم در گروه کارمندان کار مییابم در گروه والدین کودک رشد میدهم
و الی اخر
هنگامی که من به شما از گروه میگویم یعنی در قصری که ما واردش
میشویم نظمی قبل از ما برقرار بوده است که ما وارد این نظم میشویم
و زندگی کردن را یاد میگیریم
اگر شما به روی ابر من بیائید
و از اینجا به روی کره زمین نگاه کنید خواهید
دید که دایره های متعدد بی نهایت بشری در سراسر جهان است که هر
یک سیرکل های عده ای از ما اباشر بشری است و ما تا زنده ایم الا
تعداد محدودی سیرکل انسانی دیگر به باقی جهان نمیتوانیم آگاه و
بینا چه برسد که مسلط شویم ها ها ها
یعنی هر انسانی در سیرکلی از اطرافیان و فامیل و دوستان و هموطنان
و باقی مشغول زندگی کردن است
قرار بوده در این دایره های انسانی همه مالک چیزی بی نهایت ساده
و اصلی و اساسی باشند و این مائده اساسی و خدا داد به بشریت
در میهمانی به شکل کاملا مساوی تقسیم شود
نام این مائده همان سرخوشی یا شادی یا فرح یا جوی و یا هپی نس
یا ................به هر زبانی موجود است
وگروهی شیطان بشری به دلیل خباثت و سیاهی شیطان وجود خود
این مائده آسمانی
را از باقی بشریت گرفته است و کشتن شادی و امید بزرگترین وظیفه
یک شیطان با کالبد انسانی است
قرار بوده است که من وارد قصر زندگی که شوم اطاقی بزرگ و روشن
و سپید و بی نهایت تمیز و آفتاب گیر ببینم که دکتران بشریت دور هم
نشسته اند و راجع به کمک به بشریت سخن میگویند و شاد هستند
که حرفه خود را انجام انسانی میدهند
قرار بوده است مدرسه ها و دانشگاه ها مکانی برای رشد و شکوفائی
هم کودکان هم معلم کودکان در رابطه با کودکان باشد و در چنین
محیطی که زنجیز از دست و پای معلم برداشته شده هم معلم هم
شاگرد شاد هستند
قرار بوده است راننده های بدبخت مجکوم کامیون بین شهری مانند
سربازان ارتشی با فرامین زندگی نکنند و مانند انسان با آنان رفتار
شود و ارتشی رفتار نشود تا شاد باشند و در بین راه ها با هم بگو
و بخند کنند و کمک به هم
قرار بوده است استادان به دانشجویان درس یاد بدهند و دانشجویان
لذت ببرند و شاد باشند و چیز یاد بگیرندددددددددددد
قرار بوده است زنان بابت تلاش های خود برای بردن بارهای سخت
مورد قدر دانی قرار بگیرند و همه شاد باشند
قرار بوده است هنر مرهمی بر زخم های مردم زخم خورده و ستم
دیده باشد و همه شاد باشند
قرار بوده است...........
ولی شیاطین سیاه میان بشریت شادی مردم را گرفته به جایش
پول را جایگزین کرده
مردم کرده د
و میهمانی زندگی به این شکل در آمده
بخشی از کل قصر جوامع را تیغ های خاردار و سیم برق و بادی گارد
کشیدند و گفتند ورود همه الا این گروه زشت دفورمه ابله گندیده در
خود ممنوع است
بخش دکتران اطاقی خالی و شلخته شد که عده ای دکتر هی میامدند
و هی میرفتند و همگی بوی سیگار برگ و کنیاک میدادند که در بخش
ممنوعه فقط مصرف بی زنسی میشد
و دیگر نه دکتر بودند نه مستغلاتی و ساختمان ساز املاک و احدی
شاد نبود زیرا شادی را با مانی تعویض کرده بود
بخش معلمان عده ای اخمو و عین گارد استالین زشت و کریه و
سخت باورمند محیط را هم برای کودکان هم برای معلمان واقعی
زبان بریده عین دیرهای راهبه ها و مدرسه های سرخ استالینی
کرده اند و در همه شادی مرده است زیرا معلمان اتحادیه را بر
خود سواررررررررررررر استالینی کرده اند
کامیون داران که سخت ترین شغل تنها را دارند مورد عتاب و خطاب
نظم فاشیستی استالینی سرخان قرار گرفته و وای که اکنون بلای
استالین بر سرشان سوار است و شادی را گم کرده اند
استادان روبوتان خاک بر سر مخ مستراحی هستند که فقط باید
به خط بیراهه خون استالین همه را دعوت کنند کاری دیگر از
آنان ساخته نیست زیرا کهنه اند و چیزی برای عرضه ندارند
و این کهنه گان شادی را در دانشگاه ها کشتند
صبوری بخش زنان که مادران و جنس نرم و آرام و انسان تر هستند
و خشونتی ندارند
تبدیل به زنانی ماشینی و روبوت وار با بدنهای
عین مردان که فقط دشمنی و نفرت را افزون کرده و هیچ کار
مثبتی برای زنان نمیکنند و فقط فریبشان میدهند شادی میان زنان
مرد زیرا رل مادل ها همگی تقلبی حقه باز و شارلاتان و پول دوست
بودند و دروغ رسما میگفتند
بخش هنر را که کشتند و فقط خودشان معرکه دار صحنه شدند
و سعی کردند خنده را بین مردمی که شادی را از آنان گرفته بودند
رواج تقلبی ظاهری بدهند و با مسخره کردن همه چیز ارزش ها
را به گه بکشند و کردند و کشیدند
شادی را از بشریت گرفتند و تلاش به دست یابی برای آن را
تبدیل به تلاش به دست یابی به پول پول پول پول پول کردند
و دیگر هیچ کس شاد نبود و همه عین اتم های سرگردان
بدون هیچ امیدی زندگی خالی و پوچ و بدون شادی میکردند
دکتر درک نمیکرد که به محض سرمایه گذاری نخست تو دیگر دکتر
نیستی دنبال پول هستی و روحت را به پول خواهی فروخت بیماران
و علمت که بی خیال و الی آخر
خوب من به شما گفتم که چیزی واقعی و مهم از زندگی های ما همگی
گم شده است زیرا مفیستو آنرا از ما با فریب گرفته و پول را به جایش
به ما تحویل داده است
شادی و امید
اکنون میگویم که شادی و امید در تمامی مردم روی زمین وجود دارد
ولی ثروتمندان خیلی ثروتمند خودشان این شادی و امید را با فنومنی
به نام پول تاخت میزنند
ثروتمندان معروف هیچ چیز شادشان نمیکند و به آنان ارضائی نمیدهد
چرا ؟
زیرا هرچه را که بخواهند با پول میخرند و برایشان هیچ غیر ممکنی
نیست و نیاز به هیچ تلاشی ندارند
آنان هیچ یک از آرزوهای ما را ندارند زیرا فوری به آرزوی خود به ضرب
پول جامه عمل پوشانیده و انگاری همه این شکل هستند وباز شروع
به فکر میکنند که چه آرزوئی دارند !!!!!!!!!!!!!!!در لوکس ترین محل ها
زندگی میکنند در گران ترین رستوران ها میخورند در بهترین هتل ها
به سفر میروند کشتی و هواپیما و هلی کوپتر و قصر و ویلا و ماشین
و جواهر و هرچه مادی است را دارند ولی شاد نیستند نمیدانم چرا ؟
انگاری شادی را با پول و رنگ و روغن و جاه و جلال و ماشین گران
قیمت تاخت بزنی
آنان بعد از خریدن و خسته شدن از مادیات شروع به خریدن آدم ها
میکنند و آنان را مانند لالی پاپی چوب تو کون کرده بازی میدهند
بعد شروع به خریدن زن و مترس و در پیری دختران یا پسران جوان
میکنند
و خوب کسالت ناشی از نداشتن شادی تمامی ثروتمندان را به
فساد و عفونتی که دختر صاحب هتل هیلتون دچارش شد میکشد
و بر اثر بیکاری یا خودکشی یا درد و مرض های دیگر برایشان حادث
میشود
سخن من با شما این است که برای بریدن زنجیر وسوسه گررررر
شیطان مفیستو باید باید باید همه بر سر جاهای اجتماعی خود
نشسته و سعی کنند شادی در حرفه و موقعیت اجتماعی را
جستجو کنند
و به دنبال پول زیادتر و طمع بیشتر و حرص و آز نروند زیرا خیلی
ساده شادی را که قیمتی ندارد از دست خواهند داد و همگی
عین عروسک های جنده و جاکش هالیوود کنونی خواهند شد
باقی بقایتان ..........................نانا زولا