خود گوزد و خود خندند
اتحاد جمهوریخواهان ایران
پیام تبریک به مناسبت اهدای جایزه ساخاروف
به نسرین ستوده و جعفر پناهی
گر علم خرابات ترا هم نفسستی
این علم و هنر پیش تو باد و هوسستی
ور طایر عیبی بتو بر سایه فکندی
سیمرغ جهان در نظر تو مگسستی
گر کوکبه شاه حقیقت بنمودی
این کوس سلاطین بر تو چون جرسستی
گر صبح سعادت بتو اقبال نمودی
کی دامن و ریش تو بدست عسستی
معکوس شنو گر نبدی گوش دل تو
از دفتر عشاق یکی حرف بسستی
گوید همه مردند یکی باز نیامد
باز آمده دیدی اگر آن گیج کسستی
لرزان لهب حان تو از صرصر مرگست
لرزان نبدی گر ز بقا مقتبسستی
همراه خسان گر نبدی طبع خسیست
در حلق تو این شربت فانی چو خسستی
طفل خرد تو بتبارک برسیدی
در مکتب شادی ز کجا در عبسستی
خاموش که اینها همه موقوف بوقتست
گر وقت بدی داعیه فریاد رسستی
مولانا
No comments:
Post a Comment