Thursday, October 25, 2012

 کله  و کلاه باهم

 


D.L. Hughley: Romney 'is smug and arrogant'




واه واه واه ..........میگما ......اورایلی ذلیل مرده این یارو دیگه کی بود ؟ به جان
شان هنتی  این کله اش با کلاهش در کونش فرو رفته است تف تف تف

هرچه هم تلاش کنیم فقط میتوانیم کلاهش را بیرون بکشیم کله درسته در کون
باقی خواهد ماند به ولای دکتر کارل یونگ

مرتیکه خر به میت رامنی که برای خودش اندازه یک کودکستان و یک دانشگاه
دردسر به شکل نان خور درست کرده است میگوید متکبر و از خود راضی



بابا اول کلاهت را از سرت بردار و بعد کله را به داخل باغ کون فرو کن مادر فاکر
این روزها که جهان به همت و تلاش شماها و بیلدربرگی ها عین شب ظلمات
اول قبر است
..............و هر نیمه انسان مادر فاکری فقط به فکر خودش است
درست کردن این همه بچه و نوه و فامیل مگر آسان است انسان زیرش زائیده
میشود
خوب میت رامنی ما هنگامی که از سر کار به خانه بازگشته و این همه سکنه
را می دیده که باید تک نفره شکمشان را سیر کند هیچ میدانید چه وحشتی به
او دست میداده است و چه شکنجه ای میبرده
تنها نگاه کردن به لیست  خرید خوار و بار و کفش های اندازه کفاشی در جلوی درب
خانه اش برایش عذاب الیم بوده است



بارها میل کرده دست آن زیباروی را گرفته به کن کونی باهاماسی جائی که
تمامی پولهایش را از چشم سیاه نفت خوار مخفی کرده است فرار کند و این
همه انسان وابسته به خود را فراموش کند
ولی خوب نتوانسته بدبخت و همینطور گیر مانده تا همه بزرگ شده و تازه شروع
بدبختی های بیبی سیتری برای نوه ها و باقی آل دت جاز

نتوانسته زیرا وجدان دارد و احساس مسئولیت امریکائی



این خاک بر سر کله و کلاه در کون باهم فکر نکنم خودش بچه ای داشته باشد
ورنه گه میخورد به میت رامنی خوش بوی مثل یک تیکه ماه ما بگوید متکبرررر

متکبر بابات است متکبر باراک شما است که خیال میکند چون یک کاغذ پاره هاروارد
به او هدیه داده اند میتواند مانند ناپلئونی گوزو از کنیا دستش را به کمرش زده و
بگوید معمر برود حسنی برود بشار برود شاه برود امیر برود

زمانی که نه نه بزرگ مسلمان کوتور پوش اش در کنیا زیر آفتاب مشغول جستجوی
شپش در کله اش که جای زخم های کچلی جهان سوم را بر خود داشت بود
همه کسانی که گفت بروند برای خود فرهنگی و شعوری و تمدنی و قانونی و نظمی
و مدنیتی داشتند
چون کله خودش را هر شکل بود توی کون ما امریکائیان فرو کرد و گفت من یک
امریکائی هستم که دلیل نمیشود ما او را امریکائی قبول کنیم

امریکائی یعنی میت رامنی و پل رایان که روشن و شفاف معلوم است کجا متولد
شده اند کجا بزرگ شده اند کجا آن چه اکنون هستند بوده است

ما چه میدانیم در فاصله جستجوی شپش های موهایش توسط نه نه بزرگ اش  تا تشریف فرمائی اش
به امریکا و زمان های گنگ و نامعلوم زندگی در اندونزی و فلیپین و تایلند و کره
جنوبی و کره شمالی و سنگاپور و برمه !!!!!!! یعنی همان میان مار و سودان
و حبشه و بائو بائو چه کرده و کجا رفته و با کی بوده  ؟

اورایلی نره غول تو میدانی ؟ فکر نکنم


نانا زولا مادر نامقدس بشریت

No comments: