Friday, November 16, 2012

 

باز آمد آستین فشانان
آن دشمن جان و عقل و ایمان

غارت گر صد هزار خانه
ویران کن صد هزار دکان

شورنده صد هزار فتنه
حیرتگه صد هزار حیران

آن دایه عقل و آفت عقل
آن مونس جان و دشمن جان

او عقل سبک کجا رباید
عقلی خواهد چو عقل لقمان

او جان خسیس کی پذیرد
جانی خواهد چو بحر عمان

آمد که خراج ده بیاور
گفتم که چه ده دهیست ویران

طوفان تو شهرها شکستست
یک ده چه زند میان طوفان

گفتا ویران مقام گنجست
ویرانه ماست ای مسلمان

ویرانه بما ده و برون رو
تشنیع مزن مگو پریشان

ویرانه ز تست چون تو رفتی
معمور شود بعدل سلطان

حیلت مکن و مگو که رفتم
اندر پس در مباش پنهان

چون مرده بساز خویشتن را
تا زنده شوی بروح انسان

کاری که کنی تو در میان نی
آن کرده حق بود یقین دان

یاقی غزل بسر بگوییم
نتوان گفتن بپیش خامان

خاموش که صد هزار فرقست
از گفت زبان و نور فرقان


مولانا

No comments: