

به فرزندم رضا پهلوی
رضا جان می بینی توده ای ها چه گهی به خودمیزنند ها ها ها حتی لازم نیست کسی
به کار فرخ نگهدار کاری داشته باشد
او درست عین جنده ای پیر که جاکش جنده خانه شده باشد خودش مشغول معرفی
خود به مردم ساده لوح ایران است
او درست مانند جاکشی پیر جلوی درب جنده خانه عفن مرگزای فساد و بیماری و فلاکت
که آتش گرفته است ایستاده و به رهگذارن میگوید وای وای وای کمک کنید که مرگز عفونت و مرگ مشغول سوختن است ها ها ها ها ها مگه نه ورپریده
پس اکنون ما نتیجه تاریخی میگیرم که به گفته معروف ما یک حکومت به ملا بدهکار
نبودیم ما یک حکومت به حزب بی وطن خائن توده بدهکار بودیم که با ظاهر زشت
سیاه اسلام بر ما سوار شد
خوب طبیعی است فرخ نگهدار نخواهد از گردن ما پیاده شود مگر نه این ما هستیم
که او را باید چنان به زمین بزنیم که مانند استفراغی به روی اسفالت بخورد و
پخش شود مگر نه
رضا جان هیچ پاسخی به لجاره گان دهان مستراحی بی وطن ایرانی میان خودمان
به انان نده
تو کار خودت را برای ملت زجر کشیده ایران انجام بده و به صراط المستقیمی که من
به تو میگویم برو و هیچ نگران نباش
بگذار مانند هم اکنون پاسخ لجاره گان را که یک دهان و یک مشت روده و یک سوراخ
معقد بیش نیستند خود روشنفکران واقعی ما بدهند و در دهانهای تعفنی شان که
مانند خلای مسجد شاه تهران است بکوبند
اتحاد باید باید باید بین همفکران باشد ما با هیچ مار سرخ و سیاهی اتحادی نداریم
زیرا خیال کشتن شان را داریم ساده و مختصر و رک و راست
از جانب من به مامی بزرگه و مامی کوچیکه درودهای گرم برسان و کودکانت را هم
ببوس .............................با عشق ودوستی خاله نانا زولا مادر نامقدس بشریت
No comments:
Post a Comment