Saturday, April 13, 2013

 

خدا باماست

 

راهمان یک سو کنیم / دانشجو

 

بحرتوفانی و ما در کشتی سرگشته ایم

هرگروهی با خیالِ خویشتن بنشسته ایم

برگزین یک ناخدا تا راهمان یکسو کنیم

ورنه درگردابِ ظلمت زورقِ بشکسته ایم

 

ای خاک تمامی عالم بر سر یک چنین دانشجوئی با این شعر

تخمی اش

تف تف تف

الاغ دانشجو ............دو راه وجود دارد راه سپیدان و راه سیاهان به درونت نگاه

کن راهت را اول روشن

دوم اگر سیاهی با سیاهان باش

اگر سپیدی با سپیدان باش

من که خودم فرمانده سپیدان هستم به تو توصیه میکنم چون خواب بوده ای و خبر نداری

فوری یک قهوه گنده اندازه کاسه درست کن بالا بکش و بیا برو ته ته صف طویل که

همگی با پرچم های سفید در جاده مفتخر راستی و صداقت پشت سر من پیرزن قوزی 

 میایند و طالب جهانی سپید

هستند بایست و با ما بیا

اگر هم نه  حوصله راه ما را نداری برو در جاده های سیاهان که اکنون غوغاست از توی

سر خودشان زدن وا وی لا و ریدن و شاشیدن به تنبان های ایوسن لوران گرانشان 

 کاش تو هم یونگ بودی می دیدی

 

ولی از همه چیز مهمتر باید بدانی که چون خدا باماست نه زورقمان میکشند نه گرفتار

طوفان و بلایا میشویم نه بل بل بل خدا باماست دانشجوی خر

 

از روی من خرم یکصد بار بنویس شعر هم دیگر نگوی .................نانا زولا مادر نامقدس

بشریت

No comments: