پیتر کینگ که من او راملقب شاه کرمان کون شیاطین فرمانده ارتشی و پنتاگون
و سیا و هوملند سکوریتی نموده ام
امروز بی نهایت خشمگین و عصبی تند و تند و
تند گهاتی از کون جناب آقای رند پال ریاست جمهوری آینده ملت امریکا خورده که
نشان از
از دست دادن کنترل کرمی خودش که زباله انسانی است دارد
او که کلمه خر و الاغ و کودک و مخبث و صغیر را روی پیشانی های ما مانند چراغ
چشمک زن متل ها می بینید
به رند پال حمله کرده است که چرا او خواهان رسیدگی
به کثافت کاری های (ان اس ای ) یعنی چشم زشت داخل مثلت بیلدربرگی ها شده است
و مشغول امضا جمع کردن است ها ها ها ها ها
که خوب همین برای بی وطن و بی مردم و بی اصل و نصب بودنش و خود فروش
بودنش کافیست که...... به مردان واقعی امریکا حمله از روی دیک راکفلر میکند
و وای وای وای کله به کونی هیهات ........که رند پال ما را شایسته بودن در مجلس
نمی داند ها ها ها گفتم به دور سر فواحش و چاقوکشان هاله نورانی می درخشد
یعنی همین
کرمان کونی مانند پیتر کنیگ و مک کین و گرم بی وطن خائن بی مردم خود فروش
حقیر کوتوله...... شرف بشریت هستند و شایسته بودن در مجلس
ولی رند پال ما را که میگوید باید به کار جاسوسی رسیدگی شود نا شایسته
این کرم کون فاشیست به ما میگوید که ان اس ای جاسوسی نکرده فقط اطلاعات جمع
کرده است
و خبرنگار می پرسد آیا تو صد در صد مطمئنی که استفاده سو نشده است واو تکرار
میکند که جاسوسی نکرده فقط اطلاعات جمع آوری کرده است
ابتدا برای پیتر کینک شاه کرمان کون داستانی را میگویم و بعد پاسخش را میدهم
دقت کنید
دوستی داشتم که پسر تحصیل کرده ای بود با استعداد خارق العاده ای در یاد گرفتن
زبان و چهار زبان زنده
دنیا را عالی سخن میگفت انگلیسی و فرانسه و آلمانی و اسپانیائی
اواخر دوره شاه تور لیدر شد و مردم را از ایران به اروپا می برد و مدیریت میکرد
آن زمان ابدا سخنی از اسلام نبود و طبقه متوسط ایرانی که به اروپا میرفتند!!! همگی
قرتی و شیک و پیک بودند
این دوست برای من داستان های کوتاهی از مردم میگفت که کیف میکردم و بی نهایت
میخندیدم و تمامی را در کشوی حافظه ام ضبط کرده ام
میگفت یک گروه چهل نفره را از ایران ابتدا به پاریس بردم تا بعد به رم و لندن و
فرانکفورت مثلنی ببرم
چند روزی در پاریس بودیم و در میان این گروه زنی بینهایت شیک و پیک و الگانت
بود با موهای رنگ کرده و کلی جواهرات و انگشتری های گرانبها و باقی هوکوس
پوکوس ها
مرتبا شراب و ویسکی میخورد واهل معاشرت و زن آزاده ای بود
روزی که باید از پاریس می رفتیم من شب قبل به همه گفتم که تمامی صبح مال
خودتان ولی درست ساعت دوازده ظهر باید کنار اتوبوس عازم اورلی باشید
که پرواز خود را به رم از دست ندهیم هرکه تتمه خریدی دارد تا ظهر وقت دارد
میگفت راس ساعت دوازده ظهر همه آماده قبراق حاضر بودند و به سوی اورلی
راه افتادیم
نیمی از راه را رفته بودیم که ناگهان از ته ماشین و میان مشتی زن که گرد صندلی
یکی جمع شده بودند فریاد برخاست که باید به هتل بازگردیم
میگفت من با حیرت به ته اتوبوس رفتم و گفتم چه شده که گفتنند این خانم یعنی همان
خانم شیک و پیک چیزی را در هتل جا گذاشته
پرسیدم قیمتی بوده گفتند نه خیر ارزشی نداشته
گفتم خوب اگر بازگردیم پرواز خود را از دست میدهیم اگر ارزشی نداشته است ول
کند گفت نمیشود باید بازگردیم
گفتم از فرودگاه به هتل تلفن میکنم و میگویم شخصی برود و این جا نهاده شده را برای
ما نگه دارد
ناگهان خانم در حال گریه گفت نه نه نباید کسی به آن دست بزند نمیشود خودم باید بروم و بردارمش
میگفت من با حیرت به همه نگاه میکردم بالاخره گفتم
چیزی بی ارزش که باید برایش
پرواز چهل نفر از دست برود و شخصی هم نباید به آن دست بزند
آخر چه چیزی
میتواند باشد که یکی از زنان در حالی که کمی خجلت می کشید کنار گوشم گفت که این
خانم دیشب شورت خود را شسته و روی رادیاتور شوفاژ حمام نهاده تا خشک شود و
اکنون نمیخواهد کسی شورت او را ببیند یا دست بزند
خوب من به این شاه کرم کون میگویم که علت اصرار این خانم چیزی بدوه است به نام
پرایوسی شخصی
تو به ما میگوئی که اس ان ای جاسوسی نکرده بلکه فقط اطلاعات جمع کرده است
اگر در یک های رایز یکی از ساکنان در نبود صاحب خانه ها با شاه کلیدی به خانه
و تک تک آپارتمانها برود
و داخل شده و گشتی بزند و بدون سرقت چیزی خارج شود
اوسارقی است که با باز کردن درب خانه مردم تجاوز به ( پرایوسی شخصی ) ساکنان
های رایز را شروع کرده
مهم نیست چیزی ببرد یا نه پریود
جناب شاه کرمان ........سازمان سیا و ان اس ای هوملند سکوریتی جزب دموکرات
وحزب جمهوری خواه و فرماندهان ارتشی بیلدربرگی به حقوق مردم امریکا و جهان
تجاوز کرده اند
تجاوز تجاوز تجاوز ...........خر فهم شدی ؟
مهم نیست که خودشان نامش را چه بگذارند درعمل تجاوز شکی وجود ندارد منظورم
همان تنکه خانم است روی شوفاژ که این حق اوست که کسی به تنکه شخصی او دست
نزند
میدونی شاه کرمان کون ...........من شما را ابدا سرزنش نمیکنم من خودمان مردم
بیلیونی جهان را سر زنش میکنم که چرا اجازه دادیم ماران و کرمان کون سوارمان
شوند و به تمامی حقوق ما تجاوززززززززز سیاه شیطانی
روزگار تلخ و سیاه و شومی برای کل خانواده تو و مک کین و گرم آرزو میکنم
نانا زولا


No comments:
Post a Comment