Herman van Rompuy
از همه این ها گذشته من به دل دارم کراهت چونکه می بینم رخ تو
هر فساد و حیله ای در آن
لکه ها بسیار مر بر آن
از لقای تو به روی سوخته قبری ست چشمانم گشاده
می شود در من بسی اندیشه های دلگزا زنده
ذوق می میرد مرا هر دم
هست پیوندی میان روی و خوی مردم دد
خوب می بینم در این تاریکی شب
مثل اینکه حاصل جمعند آنان جمله زشتی های گیتی را
نیما یوشیج
از همه این ها گذشته من به دل دارم کراهت چونکه می بینم رخ تو
هر فساد و حیله ای در آن
لکه ها بسیار مر بر آن
از لقای تو به روی سوخته قبری ست چشمانم گشاده
می شود در من بسی اندیشه های دلگزا زنده
ذوق می میرد مرا هر دم
هست پیوندی میان روی و خوی مردم دد
خوب می بینم در این تاریکی شب
مثل اینکه حاصل جمعند آنان جمله زشتی های گیتی را
نیما یوشیج

No comments:
Post a Comment