با درودهای گرم بر تمامی سپیدان فخر بشری و رزمندگان راه آزادی
به من گوش کنید
ایرانیان شاعری بزرگ دارند به نام نیما یوشیج که در یکی از شعرهایش
میگوید که آب درلانه مورچه گان ریخته ام
من شخصا به عنوان یونگ مادر زاد زبان نفهم هتاک باید به همه شما در
سراسر جهان تبریک بگویم زیرا که شما اسید در لانه ماران ریخته اید
ها ها ها ها ها براوو بر اسید آزادگان که سوزانیدنش رد خور ندارد و
هیچ ماری زنده و سالم نخواهد ماند
سخن از آزادی و آزادی خواهی شد گفتم برایتان لازم است نور افکنی بر
مبحثی یونگی بیفکنم تا فهم های بالایتان بالاتر رود پس دقت کنید
آیا میدانید فرق بین من که مادر بشریت هستم با تد کروز در چیست ؟
من برای جهان سخن از دوست داشتن امریکا و مردم امریکا میکنم و تد
کروز هنوز در جهانی درجا میزند که مردم یا از امریکا میترسند یا او
را دوست دارند پریود
متوجه فرق بین من و تد کروز شدید ؟ او در جهان مجازی میتریکسی خودش
گیر کرده است من تلاش برای تر و تازه و نو و خوش بو کردن این جهان
دارم که دیگر هیچ کشوری از هیچ کشوری نترسد بلکه همه یکدیگر را دوست
داشته باشند
تد کروز از ترسیدن یا دوست داشته شدن امریکا لذت های ساد و مازوخیستی
میبرد
من از ترسیدن احدی از احدی خوشم نمیاید دوست دارم با مانگول ترین انسان ها
هم مانند انسانی بالغ و کامل و عاقل روبرو شوم و قانعش کنم به جای ترسانیدن
یا تخم هایش را لیسیدن
همه شما کلیشه معروف هژمونی امریکا یا غرب بر خاورمیانه یا شرق را هزاران
بار شنیده اید و اساسا تلاش ها برای داشتن هژمونی خر بر گاو یا شتر بر خرگوش
بارها به گوشتان خورده است
من میخواهم اکنون نوری روی یک اشتباه بزرگ بیفکنم
کلمه
dominant
به معنای زیر است
ruling, governing, or controlling; having or exerting authority or influence
کلمه
de·pend·ent
به معنای زیر است
relying on someone or something else for aid, support, etc.
در ترم سیاسی و جامعه شناسی تسلط را نباید در برابر وابستگی قرار داد
این عمل از اعمال ماکیاول است
در ترم سیاسی و جامعه شناسی باید باید باید تسلط را در برابر رهائی نهاد پریود
تسلط در برابر وابستگی نیست
تسلط در برابر ( آزادی و رهائی ) است
هنگامی که ملتی در گوشه ای از جهان فریاد استقلال یا ایندپندنت را سر میدهد
منظورش این نیست که از وابستگی به این خر خسته شده و اکنون مایل است به
گاو دیگری وابسته باشد
منظور او ( آزادی ) از شر هر تسلط جوی بی وجدان کثیف ضد بشری
است که روی زمین هست
مردم کشورهای جهانی که قرن گذشته یا قمری از اقمار شوروی بر فارت فنا
رفته بودند یا قمری از اقمار بیلدربرگی های هنوز کلونی ساززززززززز
بین این دو قمر بودن گیر برده وار کرده بودند و راه فراری نمی دیدند
این دو اردوگاه .........کلمه و معنای واقعی عدم تسلط را که همان آزادی بود
به شکل کلی با کمک هم محو و خاطره ای غبار گرفته کرده بودند
زیرا از رهائی و آزادی بشری مانند کفتاری زشت و خون خوار میترسیدند
آری ..........آزادی کشورها و مردم کشورها را زیر فرش جاروب کرده بودند
و خودشان روی فرش های روی منبرهای از طلا نشسته بودند و به ما برده گان
میگفتند که انتخاب شما زیر تسلط شاش یا زیر تسلط گه بودن است و بس
مردم ایران در خیابان های ایران فریاد میزدند آزادی - استقلال - جمهوری
اکنون درک می کنیم که منظورشان از استقلال چه بود
آزادی را از شاه میخواستند
استقلال را از رفتن از زیر هژمونی غرب به شرق میخواستند
جمهوری را هم که با کردن کله استالین توی کون محمد بربر اسلامی کردند
و به دست آوردند ها ها ها
من از هنرمندان کشورهای غربی نمونه بهتری برای مثال بالا ندارم
مافیای موزیک و هنر جهانی به نام معروف ایلومیناتی
گویا ابتدا با کسانی که هنری دارند قراداد می بندند و روحشان را میخرد بعد
اجازه میدهد که معروف شوند
و به شکل جدی کسانی را که از کارشان پشیمان شوند را میکشد تا ترس مخوف
مافیائی خود را روی این گروه نگه دارد ( درست عین مافیا) بر این افراد
تسلط دارد
ولی این تسلط به معنای وابستگی نیست مگر نه ؟
این تسلط به معنای برده گی یا زندانی بودن است زیرا به محض تخطی از این
تسلط به شکل جدی و علنی به زندگی ات خاتمه میدهند
این هنرمندان و موزیسین ها آزادی خود را برای معروف شدن با شیطان
معامله میکنند
آنان روح خود را نمیفروشند بدبخت های بیچاره فلک زده آنان چیزی بی نهایت
با ارزش تر از روح های ضعیف حقیر یک عنصر مورچه ای را از خودشان
میان میگذارند و در برابر سلبرتی شدن میفروش
آزادی خود را که بدون آن هیچند هیچ ........برای همین خسته میشوند
و عده ای بعد از دیدن واقعیت کشته شدن به دست مافیای ایلومیناتی را
بر زندگی پر زرق و برق و پر از کثافت و دروغ ترجیح میدهند
تسلط والدین بر فرزندان و وابستگی فرزندان به والدین
با تسلط و وابستگی در جهان سیاسی و اجتماعی فرقش مانند فرق شب
و روز است
یونگ میگوید یادتان نرود
باقی بقایتان ...................................نانا زولا


No comments:
Post a Comment