نور افکن
باز این پیتر کوتوله سایت آرت اومد یه برنامه گذاشت با این عنوان
که حتی هنوز نشنیده ام فقط عنوانش کافی بود
Remembering Victory
خجالت بکش مردک کوتوله واویلای هیجانی بیخود و بی جهان کدام
ویکتوری ؟ ویکتوری کون کی بود الاغ خان
ما ادامه همان دوران
ناز ناز نازی های اس اس اسی را رفته ایم و خوب این میان جان
همه جان باختگان مردمی کشورهای عالم منجمله مردم خود آلمان
و ایتالیا حیف و میل شده که اشکالی ندارد
جمعیت های انسانی را باید هر چند صباحی یک قلع و قمع جنگی
کرد تا سیستم دست نخورد و تاج طلائی ملکه ها و شاهان و ثروت
انباشت شده زیر کونشان خدای ناکرده بین بیخودی های لایق مرگ
تقسیم نشود
خر فهم شدی ؟ وقتی میگوئیم جنگ ها را ثروتمندان راه می افکنند
ولی عجبا که این فقرا و گتوئی ها و گری گوری ها می میرند یعنی
همین پریود
جهان را ملکه ها و شاهان فئودالی و ریشه های مانگول
اشراقی و پول کهنه هرست ها و راکفلرها و بوش ها
می چرخانید
پس جهان را فاشیست ها می چرخاندند تا ناگهان
در این میان فیلسوفی به اسم مارکس در خود لندن
مقادیری فلسفه بیرون ریخت
و یک جنبش سرخ داس و چکشی بلشویکی در روسیه
بنا بر قران مارکس به وجود آمد که زیاد ربطی به مارکس
و گفته هایش نداشت بلکه فلسفه لنین و استالین بود بیشتر
و این اردوگاه نام خودش را سوسیالیزم طبقه کارگر نهاد
ولی تمامی اعمالش درست و عین عین عین همان ناز
نازی ها و اس اس اسی ها بود مو نمیزد فقط به اسم
کارگر و طبقه اش هی همان عرعرعرعرعر ها با صدائی
دیگر میکرد
هم مردم ایتالیا و آلمان و هم مردم روسیه و کشورهای کمونیستی
میتوانند شاهدی بر مدعای من باشند و خودشان برایتان بگویند
که کمونیست ها و فاشیست ها عین هم عرعرعر میکنند با دو صدای
متفاوت
خوب حالا پیتر کوتوله جون ....تجسم کن که کمونیست ها ( آن چه
من راجع به آنان گفتم ) از شرق و فاشیست ها ( راتن چایلدها و ملکه ها
و خاندان های پول کهنه امریکا ) از غرب برای گرفتن منافع بیشتر
برای خود و دو جبهه خود به سوی هم تاخته اند
ما آن زمان نازی ها و فاشیست های آلمان و ایتالیا را میشناختیم و
به وجودشان آگاه بودیم
ولی آن زمان سوسیالیست های اردوگاه بر فارت فنا رفته سرخ داس و
چکش را نمیشناختیم و به آنان به صورت قهرمان نگاه میکردیم که به
جنگ بد گای ها میروند
آنان دروسط آلمان بهم رسیدند و یکی گفت این طرف غرب من
آن طرف شرق تو
و برلن را هم دو نیمه کردند
ذره ای ربط به مردم تمامی جهان نداشت بین خودشان بود و بین
خودشان ادامه دادند عین برلن که دو بخش شد همه سیستم ها
هم دو بخش شد کله مار استالین کله مار هیتلر
و وا وی لا از ما بشریت که شروع به ا حساس خفقان نور اندینگ
کردیم زیرا تا قبل از جنگ یک چنگال استخوانی گلویمان را
گرفته بود که سیاه بود و بعد از جنگ شدند دو چنگال استخوانی
یکی سیاه و یکی سرخ و وا وی لا از خفقان بشری
پیروزی کون کی بود مردک خر پیروزی یا برای فاشیست ها
بوده یا برای کمونیست ها و یا برای هردو
مردم حشرات هستند که فقط باید برای خاطر پیروزی یکی از این
دو کشته شوند و قبرستان ها لبریز از قربانی شود زیرا دو شیطان
با هم می جنگند
به ما مردم چه مربوط است
اگر مردم جهان, استالین را موقع کمک
به سرکوب فاشیست ها میشاختند و از نیت اش آگاه بودند شاید
شاید شاید جبهه سومی به اسم مبارزان آزادی خواه مردمی درست
میکردند تا از شر هر دو خلاص شوند
نکردند ما قربانی و خون دادیم هم به شما هم به آنان
اکنون من
کرده ام یعنی جبهه سوم واقعی مردمی را در نبرد بین سرخ و سیاه
باز کرده ام که هیهات بر شکوه و زیبائی و پاکی و مردمی بودنش
هر دو جهان بینی را به مستراح افکنده سیفون را کشیده و خیال
برگزاری یک جشن عروسی بین دیوید دوک و شیلا جکسون لی
را دارم کجای کاری کوتوله
نانا زولا

No comments:
Post a Comment