Thursday, October 01, 2015


معلوم الحال



یورگن هابرماس: حق پناهندگی، یک حق بشری است


بعله ........یورگن هابرماس یکی از فیلسوفان گلوبالیست که خاطر
شریفم هست زمان نمایش و سیرک ((بهارهای عربی ))ترشحی
هیلاری و باراک عین فوکویاما و چه میدانم فرید ذکر نیا اظهارات
فضله ای سرخ میکرد و کون و دهان خود را جر میداد که تساهل
و تعامل و تعلل خیلی خوب چیزی است و انسان را به درست وسط
سوراخ دموکراسی خواهد برد وسط میدان پریده و در سایت صدای
آلمان سخنانی گفته است

من پاسخ حق پناهندگی اش را در انتها خواهم داد ولی به شما برای
شناسائی عناصر معلوم الحال لفتی مافیای سراسری که همه همیشه
با هم یک شعار و نظر را میدهند و عین عرعرعرعرعرهای
طویله های قاطران استالین هستند و دشمنان بی برو برگرد مردم
همه جوامع بشری نشانه هائی میدهم که ریفیوزش نتوانید بکنید

  

یورگن هابرماس روز سه شنبه (۲۰ سپتامبر)، پس از دریافت جایزه‌ی ۵ /۱ نیم میلیون دلاری "جان کلوگه"
 

هابرماس هم‌چنین به خبرنگار دوچه گفت: «اروپا اکنون با بحرانی روبرو است که از مدت‌ها پیش آغاز شده و این قاره به موقع در برابر آن واکنش نشان نداده است.» او به ویژه آلمان و فرانسه را به عنوان کشورهایی که "می‌بایست در ابتدا سیاستی مشترک" تعیین‌ می‌کردند، مسئول خواند. به باور این فیلسوف، این سیاست سپس: «می‌بایست زمینه‌ی ایجاد هماهنگی در اتخاذ یک سیاست مشترک در مورد پناه‌جویان را فراهم می‌آورد.»

هابرماس که همواره به برنامه‌های دولت آلمان نگاهی انتقادی دارد، با این حال از سیاست جدید پناه‌جوپذیری آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، تقدیر کرد و گفت: «من همیشه از برنامه‌های دولت‌های مختلف آلمان انتقاد کرده‌ام. ولی با سیاست دولت ائتلافی کنونی که از آخر سپتامبر امسال در حال اجرا است، موافقم.»

هابرماس که از سال‌های میانی دهه‌ی ۱۹۶۰ به عنوان استاد افتخاری در دانشگاه‌های گوناگون آمریکا تدریس کرده، نخستین متفکر آلمانی است که به افتخار کسب این جایزه نایل آمده است.
این استاد فلسفه، اعطای جایزه‌ی "نوبل فلسفه" را "نشانه‌ی به‌رسمیت‌شناختن فعالیت‌های او" در آمریکا ارزیابی کرد و یادآور شد: این امر در ضمن "مرا به تفکر وامی‌دارد که آلمان به‌طور کلی تا چه اندازه مدیون این کشور است".

یورگن هابرماس تا کنون جوايز علمی و فلسفی گوناگونی چون جايزه‌ی هگل، جايزه‌‌ی فرويد و جايزه‌ی‌ آدورنو را از آن خود کرده است. او در اردیبهشت ‌‌ماه ۱۳۸۱ به دعوت "مرکز گفت‌وگوی تمدن‌ها" عازم ایران شد و در دانشگاه تهران سخنرانی کرد.

 بنیاد خصوصی "جان کلوگه" تأمین‌ هزینه‌های مالی این جایزه‌ را به عهده دارد. این نهاد به کتابخانه‌ی کنگره‌ی آمریکا وابسته است. هدف این بنیاد، تقدیر از متفکرانی است که زندگی خود را وقف پژوهش در رشته‌های گوناگون علوم انسانی کرده‌اند.




بعله جناب آقای یورگن هابرماس
عرضم به خدمتت که هنگامی که یک بنیاد خصوصی وابسته به
کنگره امریکا به شما ناگهان جایزه دیگری میدهد و شما را وسط
میکشد و شما به مبحث اصلی این روزها یعنی اسب تروای
پناهنده و پناهجو پرداخته و به تصور روزهای شیرینی که برای
خودت آبرو و حیثیتی داشتی و مردم جهان بالاخص آلمان
نمیدانستند که خودت را به دیوید راکفلر از این همه راه دور
فروخته ای و در جهت اجندای زشت تکراری این پیس اف شت
بیلدربرگی کوشش میکردی

عرعرعرعر طویله سرخ سر داده ای

میگوئی من همیشه با برنامه های دولتهای آلمان مخالفت کرده ام
ها ها ها
چرا مگر شغلت مخالفت بوده است ؟
چرا باید همیشه یعنی همواره با سیاست های همه دولت ها مخالف
باشی شاید نقش مخالفت را بازی میکرده ای برای همین همیشه
بوده است عین دلقکان یا جندگان یا جاکشان که نقش برای مردم
بازی میکنند


پس شما سالهای حساس استفراغی وود استاک و جنبش
دانشجوئی استادی در دانشگاه های امریکا بوده ای ؟؟؟؟؟

و سپس تر چپ و راست جایزه ها را درو کرده ای که رسیده
به این آخری یعنی دو روز قبل


خوب من هم همین را میگویم اکنون سالهاست همین را میگویم
میگویم که اکبر گنجی و عباس میلانی و شیرین عبادی معرف
ایرانیان نیستند
زیرا سهمی از لایم لایت را گرفته اند که حقشان نیست و انحصار
طلبان کمونیست گندیده زنگ زده نفرت انگیز دروغگوی هدف
وسیله ای مافیای سراسری کرم کونی
باعث این حق کشی بوده اند و هستند وتمامی دانشگاه های
امریکا را این عناصر روانی لفتی کهنه پوسیده پر کرده اند برای
شستشوی مخی جوانان  
و تمامی بدبختی هم این است که من بخش ایرانیانشان را
میشناسم هر یک ,  یک طویله الاغ از نظر فهم و شعور و خرد
و لبریز از ادعا و خود بزرگ بینی
عین خود حضرت عالی یعنی یورگن هابرماس اهل گفتگوی
تمدنی محمد خاتمی اصلاح طلب


و.... وا وی لا از جایزه جایزه جایزه که با این جایزه ها اکنون
شما عین کسانی که یک ضربدر سرخ روی پیشانی دارند
هستید
مدیای دولتی استالینی شما یک ضربدر سرخ روی پیشانی دارد
شو بی زنس دولتی استالینی شما یک ضربدر سرخ روی پیشانی دارد
ضیافت های جشن و جایزه شما و گیرندگان و دادندگان این جوایز
یک ضربدر سرخ روی پیشانی دارند
ان جی او های شما و اتحادیه های شما و فمنیزم شما و سویل رایت
شما و گی رایت شما و مسلم رایت شما هم این ضربدر سرخ را دارد

و اما کثافات داخل گوش ات را با گوش پاکنی پاک کن
و به پاسخ من مبنی بر حق پناهندگی که حق بشر است
خوب گوش کن



از نظر ما یعنی من و سپیدان فخر بشری, بشریت تاکنون  هیچ حقی
نداشته است و ندارد ولی میخواهد حقوق خود را از اربابان
تو که به تو جایزه میدهند پس بگیرد


درواقع همه حقوق بشریت بین دو گروه فاشیست های مونارشی ها
و کمونیست های استالینست تقسیم مساوی شد
و هفتاد سال تمام است که هر دو با همدستی هم مشغول سرکوب
مردم و به زنجیر کشیدن جوامع بشری هستید

اگر بشریت حقوقی داشت در هالیوود همین امریکا جمهوری خواهان
یا افکار دیگر هم حق اظهار وجود داشتند
ولی خود هنرپیشه ها میگویند که ندارند و اگر دموکراتیک نباشند کارشان
زار است و از بی زنس بیرون باید بروند

تو مادر فاکر پیس اف شت جهان وطنی گلوبالیست گه بخور چاله
مستراح دهانت را ببند


بگذار ابتدا ما بشریت حق خود را بگیریم
تا بعد به حق پناهنده های تو بپردازیم



روز گهی خوبی داشته باشی مادر فاکر

نانا زولا

No comments: