چنین گفت یونگ
نامه سر گشاده به هواداران چپ و چپ های عالم
A good commander is benevolent and unconcerned with fame
sunTzu
میدانم که عین قورباغه ای زشت با چشمان دریده خود خبرهای
این روزها را دنبال میکنید و نگران و هراسان هستید که چرا
ناگهان این گونه شد ها ها ها
میدانم زیرا یونگ مادر زادم
من هرگز با گروه شما سخنی نگفته ام و برایتان توصیه ای نداده ام
زیرا شما را عین لنگ مستراحی که در آن میشاشم میشناسم
هنگامی که همگی در اوج بردن لذت ای ارگاسمی از گوبالیزم شکلاتی
خود بودید
من با اسلحه ای به قدرت ( حقیقت ) به جنگ تان آمدم و
نقشه های سیاه و ترسناک تان را برای باقی بشریت افشا کردم
همواره شما را دشمنان ملت ها و کشورها نامیده ام که مافیای
بهم متصل بین المللی و جاسوسان ایده ای ورشکسته و حساب پس
داده و جنایتکارانه و ضد مردم و حرمت انسانی در هر کجا بوده اید
و باعث و بانی مرگ و تجاوز و شکنجه و حذف
فیزیکی در تمامی جوامعی که هستید
به تمامی مردم از نظر شما ( بیخودی ) با هر ایده و باور و مذهب
و رنگ و جنس و ثروت و سنت گفته ام که رهبر فکری شما هفتاد
سال است که باقی مردم را گول میزند و خیال افکندنشان را به
چاله سرخ خونین تفکر بیمار پوسیده گندیده زنگ زده قرن قبل
خود رادارد
و این سوشال جاستیس بازی ها همه بول شت است و سوشال ها
دشمنی بزرگتر از این پیس اف شت ندارند
مدتی است که وقایع از کنترل مجازی این رهبران هیولای زشت
سیاه کار تبهکار شما خارج شده است
و بهمین جهت جوامع بشری به جنب و جوش افتاده و چون مردم
هرگز امیدی به رهائی از شر شیطان نداشته اند اکنون این جنب
و جوش به سرعت شگفتی آوری مشغول زیاد و زیاد و زیادتر
شدن است و با این جنب و جوش و ریختن ایده ها و افکار و
نظرات مردم اصیل و واقعی جوامع ناگهان شما همگی شکل
هری رید و ننسی و کارتر و ترشحات پوسی هیلاری کلینتون
شده اید
پس میتوان گفت چیزی که از آن مانند گرگی هار میترسیدید
یعنی از دست دادن ( کنترل ) به قوع پیوسته است
من از روز نخست هرگز نفرتم را از شما پنهان نکرده ام و
هرگز شما را به آمدن پشت سرم دعوت نکرده ام زیرا اگر
بخواهید بیائید هم من این اجازه را به شما نمیدهم پریود
من دلم به دشمنان مردم نمیسوزد و آنان را وسط میدان
شرمساری و شکست مایل هستم ببینم
حتی به سرمایه داران به قول شما خون خوار امریکا من
عفو و بخشش مردم را هدیه داده ام
ولی به شما نه
چرا ؟
زیرا معتقدم هدیه ام را به شما هم اکنون داده ام و از من طلبی
ندارید اگر برای یک بار هم شده با خودتان صادق باشید
به شما میگویم چگونه تا به خاک بیفتید و زار زار زار به
حال خود گریه کنید
بارها از قتل و عام بیخودیها نوشته ام و گفته ام بروید پشت
سر من و کنار مردم بایستید تا از قتل عامتان به دستان سرخ
زشت یوسف استالین بیمار روانی جلوگیری کنم
ممکن است از خود بپرسید خوب اگر آنان پیروز شوند ما
را قتل عام میکنند پس ما باید مانند قاطری به راه مقابله برویم
اگر با دقت به عکس بالا نگاه کنید فاشیست های اردوغان
یک کمونیست کرد را این شکل به ماشین بسته و کشته
و در سراسر شهر گردانیده است
خوب ابلهان الاغ پیس اف شت هدیه من به شما خودم هستم
که این میان میباشم و نمیخواهم اردوغان شما را این شکل
کند و نمیخواهم شما اردوغان را این شکل کنید
چرا خر فهم نمیشوید که من میگویم نمیخواهم خون از دماغ
کسی بیاید چه گودگای چه بد گای
چرا درک نمیکنید که تا من زنده و سخنگو فرمانده و مادر
بشریت هستم شما امنیت دارید که به روز بالا نیفتید
چرا چرا چرا کورید و هدیه وجود مرا که از جنگ و مرگ
همه بیزارم دست کم گرفته اید
من حتی مرگ سید علی و راکفلر را هم نمیخواهم پریود
به من چه مگر من خدا هستم که نعمت زندگی را از کسی
بگیرم
این نعمت زود گذر که تا چشم بهم بزنی تمام شده است
ابلهان الاغ زالوی کثیف
از فرصت بودن من میان خودتان استفاده کنید و جان های خود
را نجات دهید
زیرا اکنون آینده را احدی نمیتواند حدس بزند که قرار است چه
بشود
زیرا اکنون نیمی از جهان و شاید هم بیشتر بیدار هستند و طراحی
از قبل برایتان کار نمیکند
زیرا اکنون لو رفته اید و همه به شما مانند پوشک های اسهالی
کودکان نگاه میکنند
زیرا اکنون زمان نبرد واقعی محتوم بین خداو شیطان رسیده است
و نباید در سمت شیطان بود
این اولین نامه من به شما بود ممکن است آخرین هم
باشد
وقتم را روی تبهکاران و خائنان به مردم و وطن خود
تلف نمیکنم
وقتم را روی جاسوسان ستون پنجم دشمن تلف نمیکنم
وقتم را روی کسانی که اصل و اصول و پرنسیپ و
مردم و میهن را منکر هستند و برایشان هدف وسیله را
توجیه میکند تلف نمیکنم
آری من هدیه ام را به شما از خیلی قبل داده ام
درست از روزی که به باراک حسین الله اوباما گفتم که
گیو آپ کن و این کاسه گه و خون خودت را بیشتر از این
هم نزن
از مردم طلب بخشش کنید و کنار روید و کار مرا راحت کنید
با نفرت و چندش ...........نانا زولا یونگ مادر زاد

No comments:
Post a Comment