Monday, October 19, 2015



گپی با سپیدان


بچه های عزیزم امشب یک حالی دارم که با خودم گفتم
چون مدتی هم هست با شما سخن نگفته ام پس دست بکار
شوم و حرف های دلم را برایتان بگویم
بالاخره مادر هم باشی لازم است بعضی وقت ها با کودکانت
درد دل کنی مگه نه ورپریده ها

من تا کنون فقط یک بار به آرشیو خودم رفته ام برای یافتن
مطلبی و ثبوتش
هرگز کاری به نوشته های گذشته ندارم
زمانی که چهارده پانزده سال قبل شروع به نوشتن کردم
یک هزارم شناختی را که اکنون از مردم  و مسائل
جهانی دارم نداشتم
 ولی خوب شامه بی نهایت تیزی داشتم و یک حافظه باور ناکردنی


اگر درست خاطرم باشد بعد از کمی یافتن شناخت روزی متوجه شدم
که هرگز کسی به من پاسخی نمیدهد ولی عده ای سخت به چیزهائی
که میگویم توجه میکنند
هنگامی که کمی بیشتر شناخت یافتم دلیل این امر را هم دریافتم
ترس بود
فقط ترس بود و این شبح هولناک نظم فاشیستی کمونیستی چنان همه
را فلج کرده بود که همه از همه چیز با خبر بودند ولی کسی جرات
سخن گفتن نداشت


بعد تر گاهی با خودم فکر میکردم چه میزان شماها به من باید
خندیده باشید که چیزی را که خودتان خوب میدانستید من ناگهان
مانند خبری ترسناک به شما میگفتم مثل کشته شدن های
ناجوانمردانه هرکه از انسانیت بوئی برده بود و صادق و درستکار
بود
درست مثل همه جای دیگر جهان



آن زمان بود که بدون محابا به روبروی سیل گندیده روان
مرداب شیاطین ماورای قانونی همگی با هم پریدم و گفتم


بیا جلو ببینم مادر فاکر


ناگهان همه ساکت شدند و با خود فکر کردند این دیگه کیه
اولا پولیتیکالی بی ادب است و به جای بیب میگوید مادر فاکر
دوما به این هیولایان قدرتمند میگوید مادرفاکر
و وای باران ناسزا و فحاشی و توهین که به از اول تا آخرشان
حتی پاپ پیس اف شت مقدسشان روانه کردم


خوب ناگهان تمامی شماها که با فریاد گلوهای خود را پاره میکردید
با من همصدا شدید و کنترل از دست رفت و ترس ها ریخت



دانستن حقیقت برای حتی یک کودک شش ساله مهم است
و هیچ فردی مایل نیست از او چیزی را مخفی کنند که
مربوط به اوست
حتی کودکان پریود


در مورد حقیقت
میتوان گفت  که گروه بیلدربرگی ها برای یکصد و پنجاه
سال از مردم سراسر جهان خون ریخته اند و این خون را
در دریاچه ای مخفی کرده اند
و ناگهان مخفی گاه کشف و مردم با چشم خود خون های انباشت
شده را که این تبهکاران سیاهکار دشمن بشریت از عزیزان
آنان به اشکال مختلف ریخته اند  دیده اند


برای من مهمترین نکته این است که گردنشان را بدون خون
و خون ریزی خم کنم
زیرا از کشتن و مرگ و تخریب متنفرم و عاشق زندگی و
ساختن و شادی و خنده هستم


ولی برای شما باید فرق کند قطعا و بی هیچ تردیدی

شما باید بدانید که مدتهاست ما در جهانی با قوانین مجازی
زندگی نمیکنیم
و کل هوم آفیس ساختگان بیگانه بی مردم را در خانه خود
طرد کرده ایم
پس بر عهده همه شما است که رابطه هائی جدید بدون الگوهای
آماده جهان مجازی
بین خود ایجاد کنید


از همکاری در فروختن تولیدات خود تا چه میدانم معامله پایاپای
تا هر کاری که گروهی گردن کلفت مفت خور بیگانه برایش
رول و رگولیشن نهاده اند


بشکنید رول هایشان را و اگر لازم بود لوله کرده در کونشان
فرو کنید


آنان خودشان سارقان و دزدان و کودک کشان میان ما هستند
و همگی جانی و مردم فروش گه میخورند به وسط پوسی
ملکه انگلستان که بوی مستراح های عمومی را میدهد
میخندند که برای ما و یا هر کشوری روی زمین رول و
رگولیشن شیطانی کمونیستی فاشیستی اسلامیستی بیلدربرگیستی
بگذارند


این ما ملت امریکا هستیم که به دنبال خاندان راکفلر
و حزب دموکرات امریکا و کابینه باراک حسین اوباما
به جرم جاسوسی برای اتحاد جماهیر شوروی تا قبل
از فروپاشی سوسیالیزم میباشیم


این ما اربابان هستیم که رول و رگولیشن تعیین میکنیم
و به نوکران خود ابلاغ


هرگز این یک قلم یادتان نرود


با عشق و دوستی و احترام ..........نانا زولا

No comments: