از بهر خدا عشق دیگر یار مدارید
در مجلس جان فکر دگر کار مدارید
یار دگر و کار دگر کفر و محالست
در مجلس دین مذهب کفار مدارید
در مجلس جان فکر چنان است که گفتار
پنهان چو نمی ماند اضمار مدارید
گربانک نیاید ز فسا بوی بیاید
در دل نظر فاحشه آثار مدارید
آن حارس دل ٬ مشرف جان ٬ سخت غیورست
با غیرت او رو سوی اغیار مدارید
هر وسوسه را بحث و تفکر بمخوانید
هر گم شده را سرور و سالار مدارید
یاقوت کرم قوت شما باز نگیرد
خود را گرو نفس علف خوار مدارید
چون اول نقطه بد و آخر نقطه
خود را به تبع گردش پرگار مدارید
انکار بسوزد چوشهادت بفروزد
با شاهد حق نکرت انکار مدارید
یک نیم جهان کرکس و نیمیش چو مردار
هین ٬ چشم چو کرکس سوی مردار مدارید
آن نفس فریبنده که غرست و غرورست
هین ٬ عشق بر آن غره غرار مدارید
او باده بریزد عوضش سرکه فروشد
آن حاضمه را ساقی و خمار مدارید
گر ناف دهی پشک فروشد عوض مشک
آن ناف ورا نافه تاتار مدارید
چون روح بر آمد بسر منبر تذکیر
خود را سپس پرده گفتار مدارید
مولانا

No comments:
Post a Comment