گپی با سپیدان
سحرم هاتف میخانه بدولتخواهی / گفت باز آی که دیرینه این درگاهی
بر در میکده رندان قلندر هستند / که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی
حافظ
بر در میکده رندان قلندر هستند / که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی
حافظ
با درودهای گرم بر تک تک شما سپیدان فخر
بشری و رزمندگان راه آزادی و حرمت انسانی
باید بگویم که ما در زبان شیرین فارسی
مثالی داریم که میگوید
ترس ٬برادر مرگ است
با خودم فکر کردم که هم ترس و هم
مرگ را برایتان کمی توضیح مادرانه دهم و فهمتان را
بالا ببرم پس دقت کنید
فرض کنید در جهانی زندگی میکنیدکه همه از دم
نبا هم مهربان هستندو هیچ غم و غصه ای ندارند
خوب آیا در این جهان بهشت گون
مرگ وجود ندارد ؟؟؟؟؟؟
یعنی کسی با ماشین تصادف نمیکند
و یا کسی از بلندی سقوط نمیکند یا
کسی در رودخانه خفه نمیشود
و یا کسی بر اثر سیل و زلزله و طوفان
و گرد باد نمی میرد و .......؟؟؟؟؟
کدام یک از شما میتوانید با قاطعیت بگوید
که صبح که سر کار میروید غروب در خانه هستید و
این محتوم است ؟؟؟
در کتاب سیرانو دو برژراک در بخش نهائی هنگامی
که سیرانو به دیدارزنی که سخت عاشقش بوده میرود
سر راه رفتن کسی سنگی بی نهایت بزرگ را از بالای بام بر سرش
می افکنداو که در حال رفتن بوده ادامه میدهد در حالی خونریزی شدید
داشته و خود رابه رکسان
میرساند رکسان میگوید دیر کردی سیرانو پاسخ میدهد میهمان نا خوانده ای
داشتم
مرگ همیشه با ماست
او همان راننده اتوبوسی است که برای آمدن ما از ضیافت زندگی آمده
و ناگهان بی هیچ دلیلی که ما بدانیم
ما را میبرد
چرا میتواند ؟
زیرا ما انسانها فناپذیر هستیم و محتوم
به رفتن و محکوم به رفتن به جائي که
نمیدانیم کجاست
برای همین قصه های بهشت و جهنمی از خودمان
در میاوریم
در زندگی میتوان محتاط بود و فکر رادر برابر
خطرات به کار انداخت ولی نمیتوان زندگی نکرد
زیرا ممکن است بمیری نه باید قبولش کنی که
همیشه با توست فقط نمی بینیش همین
مرگ برای هیچ ایده آرزو توهم مذهب رنگ پوستی
استثنا قائل نیست او این ترهات بشر مورچه ای را که خود را زیادی
جدی گرفته است
و نام عده ای را که مرگ برده شهید و قهرمان
چه میدانم چه کبیر و اعظم مینامند
پوزخند میزند
و به قبر ساده سنگی یک هوم لس هم پوز خند میزند
برایش فرقی غنی و فقیر ندارد
پس با چیزهای ساده ای که نوشتم
میگویم که نه از مرگ بترسید و نه به شهید و قهرمان و
توجهی کنید
مانند من بگوئید هر وقت رسید رسید تمام
***
حال به سراغ ترس میروم که برادر همان
مرگ است ها ها ها به نظر من اخطار دادن کشتن ما !!یک
ایجاد ترس مصنوعی است برای کنترل
به نظر من ایجاد جنگ مصنوعی دولت ها که
باعث مرگ فرزندان جوان مردم میشود ایجاد
ترس و ناامیدی است برای بشر
به نظر من پخش اگزه جره مرگ و میر
در امریکا ایجاد ترس است به نظر من خلع سلاح مردمی که ( حق )
داشتن اسلحه را از اجداد و بنیان گذاران
خود به ارث برده اند ایجاد ترس است
به نظر من با فیلم و ادبیات و کل فرهنگ
جا معه را از ترس فلج کرده اند
مثلا همین موضوع یو اف او را در نظر بگیرید
ما تا قبل از گلوبالیزم مرتب می شنیدم
که در دهات ایکس و ایگرگ و زد زنی و شوهری
شب در جاده شاهد نشستن سفینه فضائی بوده اند
و تصاویر مخوفی از این موجودات و کار بدشان
با مردم در رادیو و تلویزیون بیرون میدادند
که در دهات ایکس و ایگرگ و زد زنی و شوهری
شب در جاده شاهد نشستن سفینه فضائی بوده اند
و تصاویر مخوفی از این موجودات و کار بدشان
با مردم در رادیو و تلویزیون بیرون میدادند
یعنی نگاه مشکوک دشمنانه
سپس تر برای اولین بار استیون اسپیلبرگ
با فیلم ای تی شروع به دادن سمپاتی به
این موجودات سفینه ای کرد و د برو که
رفتی از فیلم های فضائي هاکه زیاد هم بد
نبودند و ما اشتباه میکردیم و امثالهم
چرا ؟
زیرا هنگامی که طراحی جهانی نکرده بودند
به هرچه بیشتر دشمن خیالی نیازمند بودند
ولی وقتی چین قرار شد سوپر پاور جهان شود
دیگری دوستی فضائی و زمینی یا ادغام قبیله
نشینی با مدنیت و برداشتن مرزها و طویله ای
کمونیستی ساختن از امریکا عین چین برده داری
از ضروریات همع با همعگی میباشد
پس بخاطر دزدی از سیلوی نان شب ما و انباشتش
در بانک پوسی بد بوی ملکه کلونیالیست لازم و
ضروری بوده که اکنون خواهان حلقه زدن بشریت
دور و بر یک پیشوا یک دین یک کره و...... باشند
به هرچه بیشتر دشمن خیالی نیازمند بودند
ولی وقتی چین قرار شد سوپر پاور جهان شود
دیگری دوستی فضائی و زمینی یا ادغام قبیله
نشینی با مدنیت و برداشتن مرزها و طویله ای
کمونیستی ساختن از امریکا عین چین برده داری
از ضروریات همع با همعگی میباشد
پس بخاطر دزدی از سیلوی نان شب ما و انباشتش
در بانک پوسی بد بوی ملکه کلونیالیست لازم و
ضروری بوده که اکنون خواهان حلقه زدن بشریت
دور و بر یک پیشوا یک دین یک کره و...... باشند
باقی بقایتان ما پیروزیم
نانا زولا

No comments:
Post a Comment