Saturday, November 16, 2019

برای ثبت در تاریخ
 

قتل عام 

خبری میگوید که دولت سوئد این قاتل حرفه ای
که در زندان اوین ؟
ومامور اعدام ظالمانه
فرزندان مردم ایران بوده و در بی رحمی و
شقاوت به اربابانش رفته است
 را گرفته و بر اثرشکایت باقیماندگان قربانیان
میخواهند محاکمه اش کنند

یاد خاطره ای غم انگیز افتادم که برایتان میگویم
ده سال بعد از برنشست نظام اسلامی به ایران
آمدم و دوستان زیادی را ملاقات کردم که
یکی مرده و یکی مردار شده و باقی به غضب
خدا گرفتار
پسری توده ای را میشناختم که حقیقتا از نظر
انسانیت یک فرشته معصوم بود و در تله حزب
برادر شوروی گرفتار شده بود

مهتاب بی نهایت زیبائي در آسمان بودو من به
او گفتم یک صندلی برداربرویم در بالکن نشسته
کمی گپ بزنیم
مختصرش میکنم زمان تیرباران ها و قتل عام
فرزندان مردم ایران او هم در زندان بود

میگفت ما زندانیان دیگر تا صبح بیداربودیم و از
گوشه و کنار پنجره به شب نگاه میکردیم
که هر دقیقه صدای تیر اندازی سکوت را میشکافت
وکمی بعد یک تک تیر به معنی تیر خلاص 
هیچ کس نمیدانست این اعدام شدگان کی هستند
و چرا تیر باران میشوند
باقی زندانیان راکه ما بودم از رفتن به بخش های
دیگر منع کرده بودند
ومادرواقع درزندانی در داخل زندانی دیگر حبس
شدیم
تاچندشب بعد که صدای قروقور کامین هائی که
جلووعقب میکردند همگی در تاریکی کنار سوراخ
رفته ونگاه کردیم
دراینجا دوست من گریه کنان گفت 

لاشه ها را عین گونی سیب زمینی بلند کرده و به
ته کامیون پرتاب میکردند

وحداقل چهارکامیون روی هم مامور نقل وانتقال
کشتار تازه شروع شده از قربانیان که مردم ایران
بودند وبه ملا و طلبه ( بدهکار ابدی )

نانا زولا

No comments: