برای ثبت در تاریخ
![]() | |||||||||||||||||||||
خوب بچه های عزیزم ٬ برایتان مقداری سخنان خرت و پرت دارم که حتما باید به شما بگویم ورنه دچار سر درد میشوم زیرا صدائي در مخ ام مرتبا میگوید بگوی ....بگوی ...بگوی خوب چکار کنم مجبورم بگویم که سر درد نگیرم ای ورپریده های فضول زنی که در عکس می بینید از شلخته گان پیس اف شت آریستوکرات انگلیسی است به نام پرنسس میشل از کنت این لکاته پتیاره هنگام ازدواج مگن و هری یک گل سینه به شکل سیاه پوستان زمانی که آنان را نیگرو می نامیدند به سینه زده بود و با دماغ بالا کشیده به مگان و هری نگاه میکرد با خودم گفتم اگر من نمرده باشم و این پتیاره نمرده باشد روزی خدمتی به او خواهم کرد و امروز آن روز است این زن سمبل تمامی کثافات ساکنان کاخ های سطلنتی میباشد او بسیار از خودش متشکر است او سیاهان را الا نوکران و کلفتان چیزی نمی بیند او آریستوکرات بر فارت فنای گندیدگی در مرداب است او مفت خور است و حق نسل به نسل مردم انگلیس را به اشکال مختلف خورده تا امروز لقب گهی پرنسس را یدک بکشد و در افکار سیاهش تصور کند او برترین برترین ها میباشد او از طبقه ای است که دیگر نباید وجود داشته باشد و مفت خوری کند پریود ولی اما من دیروز به شما از خانم فرح پهلوی نوشتم و امروز کمی بیشتر میشکافم خوب فرح خانم قطعا به دلیل ملکه بودن سالیانسال در سیرکل شاهان و ملکه گان اروپا و باقی جهان بوده و عکس های زیادی هم با این زن پوسیده ابله پرمدعا دارد و قطعا پس از مرگ شاه مانند بیوه ای غمگین همه دور و برش را گرفته او را دلداری داده اند نه تنها فرح دیبا بلکه شاه ایران هم عضو این سیرکل بوده و زمانی که شنید میخواهند او را برداشته و ملکه نایب السطنه را سر کار بگذارند ناگهان شوکی که لازم بود به او وارد شد و انسانی بی نهایت تلخ و ناامید تبدیل گردید او دیگر گویا جواب کسی را نمیداد زیرا از همه بالاخص خود ملکه دلگیر بود که در پشت سرش طراحی و نقشه ریزی کرده اند شما مردم ایران توجه کنید که ملا و سلطنت در ایران مانند دو مار بهم پیچیده بر علیه مردم مظلوم ایران هستند اگر من به آیت الله دسته خر تبریزی یا دسته بز سمنانی اعتمادی ندارم چرا باید به بازماندگان همان شاه سابق اعتماد پیدا کنم چرا چون رضا میگوید که او دمکرات است خوب هیلاری کلینتون هم میگوید کسانی مشغول خراب کردن دموکراسی ما ( شیوه استالین ) هستند عجله فرح دیبا برای وارد شدن در جهان سیاسی آن زمان ایران و کارهای آرتی فارتی و فرهنگی و ساختن موزه و نظر دادن به ادیبان ما و بزرگ بردن کسانی و نا دیده گرفتن دیگرانی و نهایتا جشن هنر شیراز برای چادرنشینان بدبخت و فقرای ایرانی و جشن های دو هزار و پانصد ساله و الا غیر ما مردم ایران دیگر از خر برود گاو بیاید گاو برود قاطربیاید خسته و بیزار شد ایم و به اندازه ای بزرگ شده ایم که خودمان قادر به ساختن خود و میهنمان هستیم ...هستیم....هستیم نانا زولا |

No comments:
Post a Comment