Friday, September 04, 2020

گزارش مخصوص Chinese baby | Chinese babies, Cute chinese baby, Baby boy names

برایتان گزارشی مخصوص و سیکرت یافتم که در قبر
رامسس سوم بود و در جیب شلوارکش مخفی کرده 
بودند 
وا وی لا از ترسناکی 
پس تا  گلو بروید زیر پتو و بخوانید ورپریده ها 

شبی از شبهای گرم زمستانی بود و باران و برف
نرم نرمی هم می بارید و درشکه ای عجیب تلق 
تلق تلق به سوی کاخ ملکه انگلستان میرفت که 
قرار بود مراسم خاصی در سردابه اش برگزار کرده 
و ۶۶۶ کودک را کشته و خونش را با یاران خون خوار
وامپایرش بنوشد تا سر حال و سلامت بماند

به محض رسیدن به درب کاخ ناگهان مرد کوتوله ای که
کلاه تاکسیدوی دو متری بر سر داشت که تظاهر کند قد
بلند است ا ز درشکه خارج  وارد کاخ شد و حتی صورتش دیده نمیشد زیرا
از زیر گلو کلاه تاکسیدو تا دو متر در هوا میرفت 

 از پاپ و مدال گه به سینه زدگان دی سی و همه 
مونارشی ها و بیل گیت و زاکربرگ و زنان 
بد ریخت زشت شان و رابرت دو نیروو جورج
کلونی و....همه بودند و هر کس کنار کودکی
که از سقف آویزان بود و قرار بود افراد الیت 
آنان را کشته و بخورند ایستاده بودند که ملکه 
تازه وارد شد و به محض این که چشمش به 
کوتوله کلاه دو متری افتاد غش کرد و افتاد
او را به اطاق خوابش برده برایش کمی خون
تازه کودک از یخچال های کاخ کنده و آوردند
و او را وادار کردند عین بستی لیسی بلیسد
تا کم کم جان بگیرد 
بالاخره باتلر ملکه جرات کردو از اوپرسید
چه شد ? 
ملکه گفت یک دل نه صد دل عاشق کلاه 
آن پوشنده اش شدم تف تف تف 
انسان عاشق کلاه که از پارچه است بشود
 فوری
دستور داد کلاهی نامبرده را به محضر او بیاورند
و وا وی لا که کلاه به درب گیر کرد و بالاخره
باتلر گفت شما که بهر حال باید در حضور ملکه 
این کلاه را از سر بردارید و با کلاه بی ادبی است
بگذار همین حالا برداریم که بتوانی وارد شوی
مردک نیم ساعتی فکر کرد و کلاه را برداشت و 
تف تف تف بر ملکه که زیر کلاه شخص مائو تسه 
تونگ بود 
و به ملکه گفت خودت برایم دعوت نامه فرستادی 
ملکه هم همه را مرخص کرد و با دست به تخت 
خوابش زد و به مائو خره گفت بیا بالا پیش من 
یک هفته مائوی گرد و قلنبه میهمان ملکه بود و بعد
به چین بازگشت 
و چشمتان روز بد نبیند که در حالی که ملکه سخت
سرحال و شنگول بود 
بر عکس مائو افسرده و شل و ول بود و صبح ها
هم استفراغ میکرد 
بالاخره دکترش با ترس و لرز و پای تلفن به او گفت 
که با عذر معذرت فراوان جناب چرمن مائو شما حامله اید
که چرمن دستور داد او را اعدام کنند 
ولی دکتران بعدی هم تشخیص دادند که بعله مائو حامله 
است 
به ملکه تلفن کرد و گفت حالت خوب است 
ملکه گفت عالی 
گفت متاسفانه حال من خوب نیست بلکه کمی حامله ام 
ملکه گفت از کی 
مائو گفت از خود خاک عالم برسرت 
ملکه گفت چقدر خرجی میخواهی که مائو با عصبانیت گفت 
یک ملکه کاپیتالیست همیشه فکر معامله است و تلقن را
قطع کرد 
و مائو بعد از نه ماه از بدو آشنائی با ملکه انگلیس روزی
که خیلی غذا خورده بود ناگهان روی میز ناهار خوری دراز
کشید و لنگ های چاقش را باز کرد و با فارتی عظیم 
چیزی را به بیرون فرستاد که کودکی تراخمی و به زشتی 
پدر و مادرش بود 

ایشان هم اکنون وینگ ونگ وونگ نام دارد و شاه چین
است 

راست میگوید مادرش که ملکه بوده و در جای غلطی تخم ریزی
کرده است 

هو السلامه الفلیگور التخم النجاسات ال مسلم الله و الفجر 

نانا زولا 

No comments: