Tuesday, February 28, 2006


بخونين و غش کنيد از خنده !!!!نانا
شناسائي جاکشها!!!!


گوش کن مردي باکلنگ مادرجنده دلقک مگه بهت نگفتم اون کلنگ
را بذار زمين بيل وردار !!!!
بيشتر بهت مياد يه عمله بچه باز باشي تا يه مرد ايراني
ميدوني چرا ؟
بهت ميگم :

درست از دقيقه نوشتن ماجراي تاسف آوري که علي قديمي نوشته
بود بي صبرانه منتظر دخالت تو به نفع اون چهار تا جاکش خالکوبي
بچه باز بودم چرا؟
براي اينکه يکي دو روز قبل از اين ماجراها تو از يک وبلاگي که
صريحا و رک و پوست کنده يک بچه باز مادرجنده است کلي لينک و
اين حرفها گذاشته بودي !!!!!!! يادته کيو ميگم ؟
همون خرزوخان رو که وبلاگش در اختيار همه هست که برن ببين
چه عکس هائي از همون پسر بچه هاي ده دوازده ساله کون لخت
براي امثال تو تفاله ها گذاشته !!!!!!!!!
باهاش حسابي رفيقي و مياد تو وبلاگت پيام هم برات ميذاره مگه نه؟

پس اين مسخره اي که علي قديمي را کردي به من يکي ثابت کرد
تو يا خودت خزروخاني يا باهم با موتور ميرين کنار مي سي سي پي
و دو تائي به پسر بچه ها تجاوز ميکنين مگه نه ؟

اگه تو کرمي تو کونت نيست منظورم اينه که پسر بچه باز نيستي
اون لينک خرزوخان کنار لينک هات چيکار ميکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ديگه بچه باز تر از اين رفيقت کيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين مادرجنده رفيق جون در جوني تو اگه تو امريکا بود ها اف بي آي
يه جائي ميفرستادش که خالکوبي واقعي رو تو زندان يادش بدن
و از خود بچه بازش يه بچه ده ساله اي بسازن که بهت کلکت تلفن
کنه و بگه کلنگ جون گه خوردم !!!!!!!!
برو مادرجنده جاکش بچه باز ميبني چه آسون جاکشا رو شناسائي
و به گه ميکشم !!!!!!!!!!!!! نانا


دوستان براي اثبات سخنان بالاي خود لينک اين مادرجنده بچه باز
رفيق اين کلنگ جاکش دلقک را اينجا مينويسم . نانا


خزرو خان بچه باز رفيق مردي با کلنگ
شروع نشده شروع نکنيد !!!!!!!



با درود بر تمامي دوستان گرامي
بسيار واقعي و طبيعي به دليل حساس بودن موقعيت ايران
و گردهم آمدن تمامي عواملي که قرار است منجر به سرنگوني
رژيم جانيان اسلامي شود لازم ديدم نکاتي را به نظر شما برسانم
که از نظر خودم اهميتي حياتي دارد .

دوستان همانگونه که مدتهاست به همه ميگويم کار به مراحل نهائي
خود نزديک شده و بر مبني نوشته اي از گاو مقدس خامنه اي
مادرجنده يکدست را بر طبقي نشانده و چون تپه اي از گه با عبا
و عمامه به زير زميني منتقل کرده اند !!!!!و حتي ديدار نزديکانش
را قطع کرده اند !!!!!
من که معتقدم اين يکدست جاني اساسا ديگر در ايران نيست و
اين زيرزمين هم بهانه اي بيش نيست خلاص

به هر حال تمامي گروه ها و افراد و کل اپوزيسيون هم بسيار طبيعي
و واقعي درحال اظهار وجود و گرد هم آمدن هستند.

اينجا ميخواهم نکته اي بسيار مهم را ياد آورشوم من کاري به کار
حسين درخشان که تلاش هائي بولداگانه براي اين که خود را به اين
موج عظيم بچسباند ندارم
و همچنين کاري به کار مهشيد که کک در تنکه اش افتاده که بشيوه
لکاتگي خود که از مرتضوي فراگرفته است و سعي در سر و کله
کساني زدن که (اعلاميه اي مبني بر عدم خواست ملت ايران بمب
هسته اي و رژيم جانيان توامان است ) ندارم

هم درخشان و هم مهشيد هر دو با رفتن اين رژيم نانشان آجر
خواهد شد و احتمالا کون بازگشت به ايران با مواضعي که اين سالها
گرفته اند و اغلب در حمايت از اين رژيم بوده نخواهند داشت

ولي اينجا روي سخنم با اشخاص شريفي از ميان خودمان است مانند
حسن آقا که پستي راجع به بني صدر نوشته و اظهار کرده که مثلني
امريکا قراره بني صدر را بياورد !!!!!!!
از اين که حسن اقا کمي در تشخيص چه کسي کي هست؟ کند
است و همچنين متاسفانه کلي تئوري توطئه در ذهن دارد که اغلب
باعث تحليل هاي خنده داري ميشود شکي ندارم
ولي پرسش من از او اين است :

خوب حسن آقاي عزيزم
تو چه خيال کرده اي ؟ آيا خيال کرده اي که با رفتن اين جانيان ناگهان از
وسط آسمان مشتي فرشته به ايران ريخته و هم کارها را سر و
سامان ميدهند ؟
يا تصور کرده اي که حتي امکان يافتن يک انسان صد درصد مورد اعتماد
و حامي مردم ايران به شکل جنرال وجود دارد ؟
که اگر اين فکر را کرده اي بايد خدمتت عرض کنم برخيز و بوي قهوه را
استشمام کن دوست عزيز

ملت ايران تشکيل يافته از تمامي کساني است که اين بيست و هفت
سال به سهم خود رنج برده و زندگيشان حرام شده است
به عنوان نمونه خود کله پزت !!!!!
و بني صدر
و مجاهدين
و کمونيست ها
و دموکرات ها
و ملي مذهبي ها
و جبهه ملي ها
و نهضت آزادي ها
و گنجي ها
و زرافشان ها
و دانشجويان ها !!!!
و اصلاح طلب ها
و کردها
و ترک ها
و خوزستاني ها
و شاه پرست ها
و بگير و برو ها !!!!!

خوب دوست گرامي ما بايد بايد بايد از ميان تمامي اين گروه ها اشخاص
سالم تر و حساب پس داده تر و عاقل تر را جدا از خوشمان آمدن يا
بدمان آمدن به عنوان نماينده گروه هاي مختلف مردم انتخاب کرده و
به شکل موقت دولتي تشکيل داده و بعد برويم سر اينکه چه خاکي بر
سر بريزيم
اگر اکنون که زماني داريم شروع به اه و پيف به بني صدر و گنجي و
چه ميدانم سازگارا و عبدالله مومني و مهر انگيز کار و مريم رجوي و
علي کشتگر و کديور و ......کنيم
در واقع در هپروت هستيم و با واقعيت موجود که زمينه فرش اجتماعي
ايران است کاري نداريم و بر مبني ذهن خود خواهان کمال هستيم
بنابر اين
با گرفتن مواضعي چون درخشان و مهشيد ابله بي سواد
خود را خراب نکن
حساب تو با اين افراد بالا حسابي جداست
و فراموش نکن درست در اين لحظه تاريخي نياز مردم ايران از هر گروه
و دسته اي و اعتقادي به اتحاد و يکپارچگي بيش از هر زمان ديگري
بوده و هست

براي شخص من تمامي ايرانياني که اين سالها هرچه قدر ناچيز سعي
در رهائي از شر اين رژيم و فرامين الهيش داشته اند دوست و هموطن
و مردم کشورم هستند و اين شامل حتي خاتمي و اصلاح طلبان
است و موي لاي درزش هم نميرود
لحظه اي ذهن خود را از بي اعتمادي نسبت به تمامي گروه ها و افراد
مستقل مخالف اين رژيم خالي کن و از صفر شروع کن و با ديدي تازه
به همه بنگر
هر ايراني که خواهان آينده بهتر و سر فرازي ايران است به گروه مخالفان
خوش آمده است و قرار است همگي ما دست در دست اين مملکت
ويرانه داغ دار را حقيقتا از آن خود کنيم
چون عقل و منطق حکم ميکند که ديگر يک گروه و يک فرد و خودي و غير
خودي نداشته باشيم و نخواهيم گذارد که داشته باشيم
همه ايراني زجر کشيده هستيم و درس بزرگ تاريخ اين بيست و هفت
سال ترسناک و سياه و شوم برايمان اين است

ايران متعلق به تمامي ايرانيان است و نمايندگان هر گروه فکري
چيزي جز اين تنها زين پس به منافع امريکائي که اين همه ازش ميترسيد
ختم خواهد شد که باري ديگر رجاله اي را چون چلبي بر سر قدرت در
ايران نهند والسلام . نانا

Monday, February 27, 2006

The pedigree of honey
Does not concern the bee
A clover, any time ,to him
.is aristocracy


EMILY DICKINSON
خطر مردان باي سکشوال !!!!!!




بسيار خوب دوستان اين آخرين نظريه اي است که برايتان
مينويسم و سپس فعلا ختم قضيه آزادي جنسي !!!

ميخواهم برايتان واژه باي سکسوال و يا همان ميل جنسي
به هر دو جنس را از طرف يک زن يا يک مرد بشکافم

طبق تمامي قوانين جوامع آزاد رابطه سکس بين يک فرد بالاتر
از هجده و يک فرد ديگر بالاتر از هجده شامل يک توافق لفظي
ميشود که به آن توافق بالغان ميگويند و نيازي به هيچ توضيحي
براي کسي ندارد

همچنين رابطه دو مرد باهم و رابطه دو زن باهم هم شامل اين
شرط سني و توافق بالغان است و به کسي مطلقا مربوط
نيست
ولي اينجا گروهي هم به اين فرمول مي پيوندند که خود را
باي سکشوال مينامند و اينان همان افرادي هستند که قادر
و مايل به برقراري سکس با هر دو جنسيت هستند

انتخاب نوع تمايل جنسي(( مسلط ))و گه گاهي دمي به خمره
زدن اينان تعيين کننده اين است که اينان کي هستند
يعني زني که بيست و دوسالگي انتخاب ميکند که ازدواج کرده
و با مردي زندگي مشترک داشته باشد و گاهي دمي به خمره
بزند يعني هم استريت است و هم لزبين

و همچنين مردي که زن بگيرد و گاهي گداري با مرد ديگري
رابطه سکسي هم داشته باشد باز هم گي است و هم استريت


به مبحث زنان لزبين کاري ندارم چون کمتر فعال هستند ( اگر
روش روتين جامعه را قبول کنند و هنگام شيطنت با دختر عمه اي
و زن همسايه بغلي و ....گاهي شيطنتي ميکند )


ولي مردان باي سکشوال از اين قاعده مستثني هستند اينان
زن ميگيرند و محيط به ظاهر آبرومند خانوادگي با بچه و به قول
زورباي يوناني کل فاجعه را راه مي اندازند
ولي براي ارضاي بخش ميل به سکس با مرد ديگر معمولا به
دليل کار و شغل و اسم و رسم و باقي قضايا اين حادثه ها را
کاملا مخفي انجام ميدهند و ترجيح ميدهند که اين بخش سکس
جانبي زندگاني خود را در زيرزميني با شکلي کاملا سکرت ارضا
کنند اينجاست که خطر آغاز ميشود

اينان تبديل به شکارچياني ميشوند که همه چيز در اين رابطه
بايد مخفي و سکرت باشد پس حال که اينان ريسک کاري مخفي
را به عهده ميگيرند چرا که اين همجنس مثلني مانند گي هاي
معمولي يک گي سي ساله باشد ؟ و چرا پسر بچه هاي جوان
نباشد که بيشتر لذت ببرد

چون باي سکسوالي که گذارده که بخش گي يا لزبينش قالب شود
همگي يا گي هستند يا لزبين و با کمال روشني و جلوي قانون
هريک پارتنر خود را دارند و چيزي را مخفي نميکنند

ولي آن مرد باي سکشوال که رابطه ظاهري زن و بچه را دارد و
گه گاهي دمي به خمره ميزند است که اين عمل برايش با
مخفي کاري و سکرتيو بودني همراه است که او را با خود
هرچه بيشتر به پسران کوچک و نابالغ جلب ميکند و بازاري به
نام بازار بچه به وجود مياورد که يکي از دلخراش ترين وقايع زندگي
معاصر ماست

اينان به نام باي سکشوال بودن به دليل برخورداري از وضع مالي
خوب هر يک يک مارکي دوساد است که اميال حيواني خود را
در خفا با مشتي بچه به شکل بازيچه جنسي خود ارضا ميکنند
و هرچه پيشتر ميروند بچه ها جوانتر ميشوند
همين حادثه اي که علي قديمي ميگويد چنين چيزيست

پس به نظر من انتخاب راه سکس براي همه آزاد است به شرطي
که همه بالغان باشند

ولي هنگامي که پاي بچه بازي ئي که جوامع براي سرپوش گذاردن
بر کثافت کاري مشتي شکم سير نامش را باي سکشواليزم
گذارده تمامي اين قوانين بر باد ميگوزد

چرا بايد اساسا راهي در قانون براي اين مادر جندگان عياش مايل
به خوردن هم از توبره و هم از آخور آن هم به شکل سفارش عروسک
مو بلوند يا مو مشگي از خاور دور يا صربستان و يا جاهاي ديگر
باز باشد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من از شما ميپرسم ؟
خوب اگر هر دو جنسي هستند خوب قانون به اينان اجازه سکس
با هر دو جنس را به شرط سني ميدهد

ولي اگر از بخش دوم هستند قربانتان گردم سر و کارشان بايد
با قانون باشد و گه خورده اند که باي سکشوال شده اند ميروند
بيمارستان رواني و يکي از اين دو سکس را قيچي کرده بيرون
مي اندازند تا خطري براي بچه هاي پاک تر از گل ما نباشند

ميفهميد چي ميگم يا خيلي به نظرتون پرت ميام ؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا

پي نوشت :
يادتان نرود من کاري با آن مردي که زن دارد و فاسقي هم سن
خود و يا حداقل بالغ دارد ندارم ها يه وقت اشتباه نکنيد اکشن هاي
داخل تنکه هر زن و مردي به شرط بلوغ تنها به خودش و پارتنرش
مربوط است نه به قانون
ولي هنگامي که يکي از طرفين کودک ميشود ميشود بچه بازي
که طرفدارن آزادي جنسي نام آنرا باي سکشواليزم گذارده و از
آن سو استفاده ميکنند
دوستان گرامي توجه شما را به اين خبر جلب ميکنم

(( آقای احمدی نژاد اعلام کرد دولت در نظر دارد اموال دولتی را بفروشد
و پول آن را به مردم اختصاص بدهد: نظر صادق زیباکلام
آقای محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی در دیدار از استان
چهار محال و بختیاری خطاب به مردم اعلام کرد دولت در نظر دارد اموال
دولتی را بفروشد و پول آن را به مردم اختصاص بدهد.

در همان روزها در تهران از سوی نزدیکان آقای احمدی نژاد اعلام شد
دولت در نظر دارد شماری از ساختمان های ریاست جمهوری را به
مردم بفروشد. صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: موضع گیری های اقتصادی آقای
احمدی نژاد و شمار دیگری از رهبران اصولگرا چه درون مجلس و چه
درون هیات دولت، بیش از آنچه که ناشی از یک فکر منسجم، پخته،
کارشناسی شده، برنامه ریزی اساسی و اصولی بلندمدت باشد،
بیشتر متاثر از تمایلات و گرایشات توپولیستی است. این که بیاییم
بگوییم این ساختمان های زیبا و اشرافی دولتی را بفروشیم، فلان
موسسه را بفروشیم به مردم، اقداماتی نیست که آقای احمدی
نژاد را برساند به آن عدالت اجتماعی که به دنبالش است. ))


دوستان به جان مادرم خنده دار تر از اين تحميقي ممکن نيست که اين
مرد به آن دست ميزند و باز هم کسي چيزي نميگويد !!!!!!

يعني اين مرد درست به شيوه پول پوت که تمامي نهادهاي شهر وندي
را از جمله بانک براي از بين بردن مثلا سرمايه داري به شکل فيزيکي
يعني نفت ريختن و آتش زدن بانک ها و وزارت خانه و ...اقدام کرد
يعني از پنوم پن شهري به نام شهر ارواح باقي مانده بود چون براي
مبارزه با سرمايه داري ارواح مشگ عمه اش همه شهر وندان را به
روستاها براي بيگاري به شکل اوليه کشاورزي فرستاده بود !!!!!!

خوب اين حمقي نژاد هم يکي از همين پول پوت هاست ديگر
ولي به جان خودم بچه ها وضعشان بسيار بسيار خراب است و همه
اين حرفهاشان چس هاي زير کرسي هنگام ترياکي کشي است
به مرگ اون ريش هاي مادرجنده رفسنجاني

اين مصاحبه ريچارد پرل هم ديگه آب پاکي رو روي دست همه ريخت
باور کنيد اين مرتيکه نفوذش الان از خود بوش هم بيشتره و رفته روي
دايره ريختن جناح بندي ها سر ايران و چگونگي مواجه به آن
و خودش هم تا دندون ميگه بايد بريم رژيم ملاها را بي برو برگرد و
هرچه زودتر برفستيم به مستراح به ولاي شيمون پرز!!!!!!!!نانا

کسوف جونم


يه عکس از تظاهرات بي آبروي مشتي بسيجي جلو
سفارت انگليس داره
که اولين آن مردي ريشو پلاکادري را چون کيسه
خريد زنان خانه دار که هنگامي که مجبور به ايستادن
در گوشه اي باشند به روي شکم احتمالا چاق خود
تکيه ميدهند تقربيا برروي شکمش آويزان است و
روي اين تابلو نوشته :
قلهک را به خاک ميهن برميگردانيم مرگ بر انگليس

ولي به جان مامانم در قيافه اين مرد حالتي است که
به من ميگويد اين حتي قبل از امريکا پرستان دو آتشه
به امريکائي ها ول کام هوم ميگويد
به ولاي خميني مادر جنده قصاب !!!!!!!!!! نانا
لزبين هاي دلقک مادرجنده


دوستان گرامي ابتدا با دقت اين متن را که آخرين پست علي
قديمي است و برايتان کپي کردم بخوانيد تا برايتان بگويم :



(( چيزي مثل خوره به جانم افتاده، چند روز است، شايد سه چهار روز،
خواستم بي‌خيال شوم و فراموش كنم اما نشد، الان هم داشتم
با دوستم حرف مي‌زدم و نمي‌دانم چه شد كه ماجرا را تعريف كردم
و باز حالم گرفته شد. موضوع از اين قرار است كه يك روز گرم تابستان،
همين تابستان امسال، يكي از دوستانم با چند تايي از دوستانش
مي‌رود سمت رودخانه‌ي كن، تا دسته جمعي هم چند ساعتي از
شر دود و دم و كثافت تهران خلاص شوند و هم پايي در آب خنك فرو
كنند تا شايد سرحال شوند. به اميد پيدا كردن جايي خلوت، از جاده
پرت مي‌شوند و آخرش يك گوشه‌ي دنج پيدا مي‌كنند، كمي كه مي‌گذرد
اما متوجه حضور چهار مرد ميانسال مي‌شوند با بدن‌هاي خالكوبي شده
و قيافه‌هاي داش مشتي كه كمي پايين‌تر بساطي پهن كرده‌اند و كمي
بيشتر ‌كه مي‌گذرد، دوستم خيلي اتفاقي متوجه مي‌شود كه اين آقايان
به نوبت مشغول تجاوز به يك «پسر بچه‌ي ده ساله» هستند. حالا
جزئياتش و اينكه چطور رفيق ما سر از كار آقايان درآورده بماند كه گفتنش
اصلاً آسان نيست. بعد از چند ساعت، توجه كنيد چند ساعت، بين
آقايان دعوا راه مي‌افتد. گويا پسربچه‌ي بيچاره به حال مرگ افتاده بوده
اما هنوز يكي از آقايان رضايت نمي‌داده و اين مي‌شود آغاز يك دعوا كه
به چاقو كشي و خون و خونريزي مي‌انجامد. پرده‌ي آخر از همه اعصاب
خردكن تر است، باز هم جزئيات را فراموش كنيد، يك موتور سوار كه
گويا با فروختن پسر بچه پولي به جيب مي‌زده، وقتي مي‌بيند هوا پس
است، پيكر نميه جان پسرك را كشان كشان روي موتور مي‌اندازد و فرار
مي‌كند. دوستم هم كه شاهد ماجرا بوده، هيچ كاري از دستش برنمي‌آيد،
يعني اصلاً نمي‌دانسته بايد چه كند.
مي‌دانيد، اين چند روز مرتب تصاويري از آن آدم‌هاي كثافت توي ذهنم
ساخته مي‌شود، از پيكر خون آلود آن پسر ده ساله و آينده‌اش،
وقتي كه احتمالاً بزرگ مي‌شود...))


خوب فرنگوپليس کانديداي دکتري !!!! مادرجنده و زنک دلقک کثافت
ابله که نام خود را سبيل طلا نهاده اي هر دو گوش کنيد :

شما دو ابله نمايشي که فکر ميکنيد مردم ايران ديگر هيچ غم نان
و آب و شکنجه و زندان ندارند و تمامي رنج و دردشان چون شما
کثافت ها مشگلات داخل تنکه اي است !!!!
و هريک در يک کشور متمدن خود را ولو کرده و از چيزي که در آن جهنم
ميگذرد چون خراني در طويله که مشغول خوردن جو از پائين تنه يکديگر
هستند بي خبريد
خوب مادر جنده ها وقتي که نقطه ته خط از پرت بودن تئوري هاي
پائين تنه اي شما مادر جندگان حرف ميزند همين خبر بالاست ديگر
الاغان مادرجنده
شما در امريکا و کانادا پاي ميز قهوه خوري و دختر بلند کني خود وقتي
راجع به آزادي سکس گه زيادي ميخوريد و با شيکي و پيکي از
(( باي سکشوال )) بودن حرف ميزنيد و آزادي آن
خوب ننه سگهاي مادر جنده (( باي سکشواليزم )) وقتي که به ايران
ميرسه ميشه همين ماجراي بالا!!!!!!
يعني يه مشت لات خالکوبي ميان سال که همگي زن و بچه دارند
يک پسر ده ساله غير کوني را به بيابان برده و چون حيواني به جانش
مي افتند
و شما مادر جنده ها در امريکا و کانادا از حق رهائي جنسي اين
حيوانات زرت و پرت ميکنيد
به من نگيد که اينا بچه بازند!!!!!!!
زيرا در همين اروپا و امريکا هم کفتارهاي پير (( باي سکشوالي ))
هستند که بزرگترين مشتري هاي قاچاق کودکان از امريکاي جنوبي
و کشورهاي خاور دور هستند که توسط پدران خود به فروش ميرسند

خوب مادر جنده ها وقتي نقطه ته خط ميگه که اين کونده بازي ها براي
جامعه ما زيادي پرت و پورته
چرا شما دو تکه گه کله در تنکه هاي يکديگر دلقک بازي در مياوريد ؟؟؟؟؟؟
هان چرا مادر جنده هاي لزبين ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا

Sunday, February 26, 2006

http://nanapublic.blogspot.com/

من تو اون يکي وبلاگم
پيام گير دارم
براي کسائي که دوست دارند باهام حرف برنن . نانا

براي نقطه ته خط گرامي




نقطه ته خط گرامي مطلبي نوشته است و در آن بسيار منطقي
واضحاتي را شرح داده و باز هم بسيار واقعي به پديده گي و
لزبينيزم در ايران پرداخته
من در نوشته او هيچ گونه رنگي از گي کوبي !! نديدم و به همين دليل
گفته هاي گه ناز را که باعث کمي دلقک بازي از طرف زنان لزبين
وبلاگستان شد به سخره ميگيرم و فعلا کاري با آن دو نداشته و توصيه
ميکنم دلقک بازي لزبيني را تمامش کنيد


نمايشنامه در يک پرده


اطاقي است تاريک با گيتاري در گوشه اي و عکس هائي از آلات تناسلي
مردان به اندازه هاي مختلف که بر بروي ديوارها نقش بسته و روکش
روي هر تابلوئي عکسي از صاحب اطاق با بچه هائي بي بضاعت و
شندره پندره وجود دارد که صاحب اطاق در ميان آنان چون فرشته اي با
دکوراسيون مادرترزا به سوي آسمان آه ميکشد و او کسي نيست جز
گه ناز معروف وبلاگستان

گه ناز سر خود را به آرامي از ميان شورتش خارج کرده و نفسي عميق
کشيد و با خود گفت :
مدتي است کسي به من توجه اي نکرده و حال که وظائف خشتکي خود
را انجام داده ام ( قابل توجه سگ کثيف که سر در شورت دارد ) بروم يه
واق و ووقي به اين ناصر خالديان کنم !!!!!
ميل عجيبي به زرت و زورت حس ميکنم
اساسا ميرم و به ناصر خالديان بند ميکنم !!!!
چون سالها قبل خاطرم هست يک ناصري را ميشناختم که پس از دو
سه بار ملاقات عشقي با من رفت و ديگر برنگشت و باعث شروع
استفراغ هاي من به سراپاي مردان همون ناصر مادر جنده بود
چه بهتر برم بند کنم به ناصر خالديان

اصلا ميرم يه شعر سکسي از سعدي ميزارم همچي که همه گفتند
اين چي بود گه ناز جون
فوري ميگم اين ناصر خالديانه ....داره به سعدي و گي و کوني ها
و کونده ها توهين ميکنه به ولاي اريک کلاپتون ( منظور گيتاره !!!!)

بعدم ميگم که يکي از فاميلهامون که دوست داشتن برن امريکا و گرين
کارت هم داشتن فقط و فقط از ترس بچه شون که گي نشه نرفتند
ولي من به عنوان روشنفکر فاميل بهشون گفتم :
- بابا خجالت بکشيد گي بودن ژنتيکه اين مرتيکه که باباي اين بچه است
همچين با هيزي به من نيگا نيگا ميکنه که عق استفراغ منو در مياره
به والله مگه ميشه بچه يه همچين بابائي کوني بشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بعدم ميگم که اصلا تو ناصر که مث اون ناصر اولي که دوست پسر
من بود بي تربيتي ها هي چرا همه جا را نقطه و خط ميکني ؟ مگه
عقلت کمه ؟ از من ياد بگير که همه جا را گورخري ميکنم و خلاص
هم خررا ميکنم و هم گور را که کسي نفهمه که من چه گهي خوردم!!
بعدم نه ورميدارم و نه ميذارم اون حرفي رو که اون روز اميد تو شوکا به
من گفت که :
فرهنگ نميدونم با جامعه چي ميشه و !!!! و روي ما تاثير خودشو پرت
ميکنه براي تجاوز --و سکس هم مياد وسط تجاوز و از اين حرفها ميزنم
بعدم يه چشم غره اي به ناصر خالديان ميام و ميگم
مرد با مرد هست و زن با زن هم هست اين وسطها يه کوچولو هم مرد
با زن هست پس به فمينيست ها توهين نکن !!!!!!!!!!
بعدم يه دندون قروچه بهش ميکنم و ميگم :
تازه خبر نداري ترنسکسوال ها هم هستند پس استريت ها گه ميخورن
اصلا حرف زيادي بزنن!!!!!تازه دهه هشتاد همه هم فهميدن به کوري
چشم استريت ها تمامي کوني ها و لزي ها نه فقط بيمار رواني
نيستند بلکه خيلي هم عاقل و سالمند !!!!!

خوب اين گه ناز قهرمان يک پرده اي ما ( منظورم پرده بکارت نيست ها )
پرده نمايشنامه را ميگم به اينجا که رسيد آهي از ته قلب همراه با بوي
استفراغ هاي مزمنش بيرون داد و گفت :


((راستش مي خواستم وارد مقوله هاي فمنيستي اين پديده شوم ))


ناصر خالديان برو يه پولي بده به گدا که اين تازه ميخواسته وارد مقوله ها
بشه و نشده !!!!!

اينجا باز هم گه ناز آهي کشيد و گفت :
ميرم مينويسم که عده اي هستند که کوني که نيستند هچ بلکه مازوخيست
هم هستند و پشت وبلاگ من صف کشيده اند که مرا رنج بدهند حالا هم
همه ميان منو زير کتک سياه و کبود کنند همشون هم نميدونم چرا نام
مستعار دارند وگرنه تو شوکا به بچه ها ميگفتم پدرشون رو در بياره
خوب چون مدتي قبل گفتم که خوشگلم و گندش در اومد اين دفه يه تريک
ميزنم و ميگم من جنده ام و لزبين و ترشيده و زشت و چاق خوب هيچکي
باور نميکنه که چون مگه ميشه ((((((‌من )) )))))زشت باشم !!!!!!شايد با اين
حرفها کسي وسوسه شد و اومد يه کمي من به سراپاش استفراغ کنم
چون همه کساني که بهشون گفتم خوشگلم و ترشيده نيستم يه کارائي
کردند که من استفراغم گرفت
سر دسته شون هم همون ناصر تيکه تيکه شده بود که با اين ناصر خالديان
هم اسم است .
برم يه کمي بخوابم براي ايده بعدي که منو مطرح کنه تو وبلاگستان آماده
شم .
اصلا خاک تو سر هر مردي که منو دوست نداشته باشه !!!!
فمنيست نيستم که هستم الاغ نيستم که هستم استفراغي نيستم
که هستم تو اطاقم گيتار نيست که هست دوست مهشيد نيستم که
هستم شوکا نميروم که ميرم
پس ديگه اين ناصر خالديان چي ميخواد از جون گي ها و لزبين ها ؟؟؟؟؟ نانا

Saturday, February 25, 2006

دوستان ملا حسني گرامي
براي من يک وبلاگ به آدرس زير

http://nanapublic.blogspot.com/
درست کرده
براي گفتگو و چت
ضمن تشکر هر کس که حرفي با من داره ميتونه
اونجا کامنت بذاره . نانا


در پيامگير الپر


وارد گفتگوئي با اميد ميلاني شده ام که پاسخ آخرين پيامش
را براي آزاد گذاردن دست خود به اعمال شنيع و فجيع !!!!!
اينجا مينويسم و تکه به تکه سخنانش را پاسخ ميدهم :



((ناناجان، تاوقتی بخواهی از دریچه‌یِ پروپاگاندِ امپراتوری قضیه را ببینی،
به هیچ طریق نخواهم توانست چیزی جز آنچه می‌گویی را برایت ثابت
کنم؛ ولی توصیه می‌کنم رویش شرط نبندی، خودت ضرر می‌کنی.))



اميد جان تمامي جهان بر مبني پروپاگانداهاي ريز و درشت و مدرن و
کپکي و خلاصه که سخنان دهانان به معقد وصل سياسيون ميگذرد
تو چگونه ميخواهي خود و مرا از اين راديو استيشن بيست و چهار
ساعته که حتي در خواب هم توسط قرص هاي کمپاني هاي داروئي
مشغول کار در مخ هايمان است کنار بکشي من که حيرانم پسر ؟؟؟؟؟





((جمهوریِ اسلامی، در یک سالِ اخیر، قدرتمندترین و پایدارترین دوره‌یِ
تاریخِ خویش را تجربه کرده، و به‌سرعت در حالِ افزایشِ قدرت و امنیتِ
خویش، بسیار دور از تسلیم یا فروپاشی است.))


به به ...به به ..... اينجا هم که چون آنتونيوس بر سر پله هاي قصر
سناي رم رفته !!! و با دهاني اخ تفي !!!! نطق غرائي راجع به قدرت
و سلامت سزار کردي !!!!! درحالي که نعش خون آلود سزار تو يکي
از اون اطاق پشتي هاي سنا مشغول گنديدن بود که عمو !!!!!!!







((-- مسئله‌یِ آمریکا، بسیار فراتر از ایران و حتی فقط خاورِ میانه است؛
چیزی که آمریکا می‌خواهد، مدیریت و ریاستِ امپراتوریِ جهانی است
(پکس آمریکانا)، و قدرتِ نظامی، اقتصادی و سیاسی‌اش برایِ این
خواسته کافی نیستند، ))


اينجا هم که مانند اون ياروئي که بي کمک از دست ميگوزيد !!!! شما
هم بي کمک از فکر واقعيتي را گفتي که بر همه مسلم است و روشن
دقيقا به دليل ضعف قدرتهائي که توي آنتونيوس شمرده اي است که
با بازي با جانيان اسلامي کاري کرده که به غير از عده اي گري گوري
مثل سوريه و يا حمس تمامي مردم و کشورهاي ديگر جهان را بر عليه
اين مادرجندگان در جبهه خود قرار داده
پس يادت نره نيروي ارتش استراليا و بريتانيا و ترکيه و فرانسه و اسرائيل
و جمهوري هاي سابق شوروي و تمامي کشورهاي عربي نفت خيز و
خلاصه که تا دلت بخواد براي خودش نيروي نظامي - اقتصادي - سياسي
جور کرده
و حالا وقتشه که بره سر اون حرفهائي که موقع اشغال بغداد تو پنتاگون
ميزدند و ميگفتند
- مردان به بغداد ميروند ولي مردان واقعي به تهران خواهند رفت !!!!!






((بلکه نیازمندِ باورِ عمومِ مردم است به این‌که برایِ حفظِ امنیت و صلح
نیازمندِ قدرتِ فائقه‌یِ آمریکا هستند. ))



خوب حضرت آنتونيوس !!!! نه تنها مردم خود را باورونده بلکه مردم باقي
کشورهائي
را که با خودش متحد شده اند را باورونده به ولاي کلوپاترا !!!!!!!



((-- پس از دو جنگ که از طرفِ جامعه‌یِ جهانی با تردید روبرو بودند، و
بر خلافِ پیش‌بینی‌ها باعثِ غلبه‌یِ ناآرامی در کلِ خاورِ میانه شده‌اند،
اکنون هرگونه تنشِ غیرِضروری با ایران سمِ مهلکی برایِ امپراتوری‌طلبیِ
آمریکایی است،))


شما آنتونيوس گه خورديد با کلوپاترا که همچين غلطي کرديد قربانت گردم
تازه تازه متوجه شده که هيچ خاکي به سر افغانستان و عراق و از اين دو
مهمتر فلسطين نميتونه بريزه !!!! تا وقتي که جاکشهاي اسلامي رژيم
ايران اون بالا نشستند و درست به همين دليل خواهر همه را بزودي خواهد
گائيد به هر قيمتي الاغ جان !!!!!!!


((و می‌تواند به‌سرعت خاورِمیانه را به آشوبِ کامل کشیده، و وضعیتِ آمریکا
در این منطقه را به وضعیتِ شوروی در افغانستان شبیه کند.))


واه واه که تو ديگه چه آنتونيوس الاغي هستي به والله
خوب الاغ جان کجاي سيستم کمونيستي شوروي سابق شبيه سرمايه داري
لخت و عريان امريکاست که اين جا وضعشون شبيه هم بشه آخه الاغ !!!

اين سرمايه دارهاي مادرجنده امريکائي کارشون به هم ريختن و نظم دادن
مداوم است اول همه جا را کن فيکون ميکنن و بعد عين برق و باد برات منظم
و مرتب و پشت گردن ميکنن و ميرن٬٬٬٬ نميدونم تا حالا دولوپ يک زمين و بعد
ساختن مثلا هاي وي رو ديدي
اول يه منطقه را آني به اوني کن فيکون بعد ظرف کمتر از يک سال يه هاي وي
ميکشن از اشرق به مشرق و خلاص !!!!!!

((مخصوصاً آنکه به رغمِ تبلیغاتِ امروزی، یکی دو سال که بگذرد، همه‌گان این
رویِ خوشی که امروز لاریجانی و احمدی‌نژاد نشان می‌دهند
(بگوییم هویج‌هایشان) را دیده، و اقدام به شروعِ جنگی که نتایج‌اش دلپسند
نباشد را فوراً به عنوانِ ماجراجویی محکوم خواهند کرد؛))


خوب اين ماليخولياهاي شخصي تو را هم که بايد بگم اولا شاشيدم نه ببخشيد
ريدم به روي خوش لاريجاني و احمدي نژاد
اين از اولا
براي تو ايناگهي هستند براي امريکا که بيشتر از يک موش اگوي شهر حساب
نميشند به جون اميد
دوما در صورت حمله به ايران من يکي به تو يکي قول ميدم که غير از عده اي
عناصر مترقي و عمدتا چپ در کشورها باقي مردم جهان تو خونه ها شمع
هم روشن ميکنن که اين تايتانيک اعظم داره ميره شر مادرجنده هاي تروريست
و بمب گذار را از سر راهشون ورداره موفق باشه !!!!!!




((و ماجراجویی بدترین خصیصه‌ای است که شخص یا نهادِ مدعیِ امپراتوری را
بتوان بدان متهم کرد. ))


اينجا هم که خونده هاي قبليت يه کوچولو سيم هاشون قاطي شد و فکتي
را مثلني اشتباه گفتي برات اصلاحش ميکنم !!!!!!

مطلقا ماجراجوئي بدترين خصيصه که نيست هيچ بهترين خصيصه امپراتوري
ساختن است عمو
تمامي اعمال نادر شاه افشار و اسکندر مقدوني و حتي همين هيتلر الاغ
بر مبني ماجرا جوئي استوار است نفهم جان
اوني که براي امپراتوري بد است و ضرر دارد
اين است که وضع يک جهانگشا وقتي خراب ميشود که شروع به برنامه ريزي
روزانه کند !!!
همان گونه که امپراطوري بزرگ روم بر همين مبني فرو پاشيد
که در مورد امريکا کاملا برعکس است و چهل سال پيش برنامه هاي امروز
را ريخته اند و اکنون براي حداقل سي سال بعد هم برنامه دارن گوگولي مگولي !!!





((-- آمریکایی‌ها به خاطرِ منافعِ بلندمدتِ‌شان ناچار از کنارآمدن و حتی همکاری
با ایران‌اند، و عقل و حسابگریِ کافی دارند که در تصمیم‌گیری‌هایشان
حسابِ احتمالِ شکست را هم کرده، از اقدام به ریسک خودداری کنند. ))



نه جانم اميد گرامي امريکا ناچار به هيچ کاري نيست
منجمله کنار آمدن با اين جانيان
امريکا در حال حاضر هيچ و ابدا هدفي مهمتر از سرنگوني جانيان اسلامي
به هر وسيله به دست مردم ايران به دست کشورهاي همسايه مثل ترکيه
به دست اسرائيل و يا به دست حمله نظامي بخش نيروي هوائي خود
از آسمان ايران ندارد
و به همين دليل اين ايده معمولا غلط انداز تو که هي از حمله نظامي مثل
عراق حرف ميزني گه مفت است
امريکا قشون در ايران پياده نخواهد کرد
امريکا از بالا بمباران خواهد کرد و اقليت هاي ملي ايران را هم انگلولک
همين براي سرنگوني اين مادرجندگان مور دن ايناف است به خال کلوپاترا!!!




((-- درعوض در یک فضایِ سازش و مصالحه، و البته با ورودِ ایران به بازارِ جهانی،
فرصتِ کافی برایِ سرمایه‌گذاری و آلترناتیوسازی در داخل خواهند داشت،
تا (به شیوه‌یِ جمهوری‌هایِ استقلال‌یافته از شوروی) پس از ۱۰-۱۵ سال
بتوانند نظام را از داخل تغییر داده و حکومتِ دلخواهِ خود را سرِ کار آورند.))



من شکي در سازش و مصالحه امريکا با ايران ندارم ولي اين اعمال با
اشخاص ديگري جز رژيم جانيان اسلامي انجام خواهد گرفت

اين ده پانزده سالي هم که دست کرده از وسط خشتک شيپيشوي رهبر
مادرجنده يک دست در آورده اي ها ....الاغ جان زماني است که امريکا
اون دموکراسي نيمه بندي که ميخواهد را برقرار کرده و دارد خطه خاورميانه
را ترک ميکند و احتمالا ده پانزده ساليست که از مرگ هيات حاکمه ايران
گذشته و تنها استخوانهايشان زير خاک باقي مانده
من که ميگم اميد ميلاني بهتره تو هم شروع کني ترياک کشي با اين
توهمات ميتوني بري کنار خامنه اي مادر جنده يه لمي بدي و بعد از
نشئه شدن حسابي با هم برين سر رويا باقي الاغ کوچولوي ترياکي
بعد از اين !!!!!!!!!! نانا

Friday, February 24, 2006

مولانا


آمد بهار اي دوستان منزل سوي بستان کنيم
گرد غريبان چمن خيزيد تا جولان کنيم

امروز چون زنبورها پران شويم از گل به گل
تا در عسل خانه جهان شش گوشه آبادان کنيم

آمد رسولي از چمن کين طبل را پنهان مزن
ما طبل خانه عشق را از نعره ها ويران کنيم

زنجيرها را بر دريم ما هر يکي آهنگريم
آهن گزان چون کلبتين آهنگ آتشدان کنيم

چون کوره آهنگران در آتش دل مي دميم
کاهن دلان را زين نفس مستعمل فرمان کنيم

آتش درين عالم زنيم وين چرخ را برهم زنيم
وين عقل پا برجاي را چون خويش سرگردان کنيم

کوبيم ما بي پا و سر گه پاي ميدان گاه سر
ما کي بفرمان خوديم تا اين کنيم و آن کنيم

خامش کنيم و خامشي هم مايه ديوانگيست
اين عقل باشد کاتشي در پنبه ئي پنهان کنيم .
نور کشنده !!!!!


بسيار خوب هوس کردم ماجرائي از اون اوائل انقلاب براتون
تعريف کنم چون مدتهاست خاطره اي نگفتم و الان وقتشه

درست سر خيابان جماران که از خيابان نياوران منشعب ميشد
باغ بزرگي بود که متعلق به دکتر متين دفتري بود و او هم که
همانطور که ميدانيد همراه با کلي آدم ديگر از جمله هزارخاني
و بني و صدر و مجاهدين به پاريس رفته و تشکيل شوراي
مقاومت ملي داده بودند و سخت سرگرم کار در خارج از ايران

در اين باغ دو ساختمان بود با فاصله از هم که يکي را به يکي
از دوستان من که زني ايتاليائي به نام آنا داشت و دختري
هفت هشت ساله اجاره داده بودند
و آن يکي خانه کوچکتر را هم يکي از اين کمونيست هاي دو
آتشه به نام کريم قصيم که دکتر جراح بود و کلي سياسي
مجردي اجاره کرده بود
ولي همواره در اين خانه اصلي کلي از بچه هاي خارج از کشور
جمع بودند و اون کريم قصيم هم آنجا ولو بود

به هر حال اکنون نميدانم کي کجا است و چه ميکند ؟ تنها خبر
دارم که اين دکتر قصيم يکي از پا قرص ترين کمونيست هاي
ايران بود که هنوز که هنوز است با شوراي مقاومت ملي است
و در آلمان زندگي ميکند .

پسري بود از بچه هاي ايتاليا که براي خودش مخي بود و من يکي
همواره با دقت و افسون به سخنانش گوش کرده و عميقا توجه
ميکردم
روزهاي طولاني چه در خانه خود و چه در جاهاي ديگر پاي سخنانش
مينشستم و کلي لذت ميبردم و کلي چيز ياد ميگرفتم
تنها ضعفي که اين بابا داشت ترسو بودن بود
من هيچ شجاع السطنه اي مانند اين مرد نميشناختم از آنهائي بود
که اگه تو شکمش يکي پخ ميکرد نزديک بود سکته کند

به هر حال شبي که همه در خانه آنا جمع بوديم و بسيار شلوغ و پلوغ
بود و هياهو و سر و صدا من که از دود سيگار و سر صدا حالت خفگي
بهم دست داده بود کت خود را پوشيده و تصميم گرفتم براي قدم زدني
به خيابان نياوران بروم
اين پسر از من پرسيد :
- کجا ميروي ؟
گفتم :
- دارم ميرم يه کمي قدم بزنم
گفت :
- من هم با تو ميايم
گفتم
-بفرما
با هم از خانه خارج شده و در خيابان نياوران به طرف تجريش راه افتاديم
مدتي که رفتيم به پلي که برروي فکر کنم رودخانه خشگي بود رسيديم
و در اطراف پل تمامي فضا مانند مزرعه بلالي بود که به شکل خود رو
رشد کرده بود
من ناگهان هوس کردم که به ميان اين چه ميدانم علف زار يا يونجه زار
و چه ميدانم چي زار بروم
و راهم را کج کردم به طرف تاريکي که اين پسر با ترس و لرز به من گفت
- کجا ميري ؟
گفتم :
- بيا بريم از اين راه ببينيم به کجا ميرسه .
بسيار محتاطانه به همراه من راه افتاد و من کاملا ترس و دلهره
او را حس ميکردم
حدود ده دقيقه اي توي اين چي چي زار رفته بوديم که ناگهان صداي
بلند شخصي فرياد زد و گفت :
- ايست
و همراه آن نور دو چراغ قوه قوي به صورت ما دو افتاد !!!!!
و از روبرو صاحبان اين دو چراغ قوه که دو مامور کميته بودند به طرف ما
آمدند و يکي با خشونت پرسيد :
- اينجا چه ميکنيد ؟
من به چهره دوستم نگاه کردم و با کمال تعجب ديدم او تته پپه اي
کرد و ناگهان غش کرد و به زمين افتاد و بيهوش شد !!!!!!
کميته چي ها به من گفتند
- اين چيش شد ؟
من با خنده گفتم :
- فکر کنم غش کرد
گفتند
- چرا ؟
گفتم از بس که ترسوست !!!!!
باور نميکنيد قيافه اين دو جوان کميته چي را و خنده هاي بلندشان را
پس از گفته هاي من !!!
بالاخره بهشان گفتم
- آقايان من و اين آقا ميهمان منزلي در سر خيابان جماران هستيم و به
دليل دود سيگار تصميم به پياده روي گرفتيم و الان در خدمت شما
هستيم
يکي از قم قمه اي کمي آب به صورت اين پسر زد و سر و کله او را
حسابي خيس کرد تا چشمانش را گشود و با تکيه به من با بي حالي
ناشي از غش به باغ برگشتيم !!!!!
هنگامي که وارد شديم از سر و روي خيس او و گل آلود بودن لباسهايش
همه جلو دويدند و گفتند :
- چي شد ؟
من با کمال خونسردي گفتم :
- والله نزديک بود فردا تو روزنامه بخونيد که جواني به ضرب نور چراغ قوه
دو کميته چي حوالي نياوران کشته شد !!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
مانو اي مانو !!!!!



جونم براتون بگه که بقدري به آزادي بيان اعتقاد دارم که بي اختيار
با دور و بري هاي خودم مرتبا مشغول سر و کله زدن هستم
مثلا محاله حال اين زن و شوهرهائي که عادت دارن وسط حرف
هم بپرن و ماجرا را شرح بدن را نگيرم .
بي پرده و رک و راست هر کي باشن فوري ميگم
- هاششششش ....زيپ کن مگه اين خودش نميتونه بگه و
تقاضاي کمک کرده که تو پريدي وسط !!!!!!
خوب قاعدتا اولش ازم دلخور ميشن و وقتي ميفهمن که قصدم
بد نيست و برام استثنا هم وجود نداره آروم ميشن و جلوي من
ديگه دست به عصا راه ميرن !!!!!

يه زن و شوهر آشنائي دارم که وقتي پسرشون حدود پنج سالش
بود به دليل به کار بردن لغت جاکش از طرف من به شکل مداوم اين
بچه هم هر زمان مرا ميديد به من ميگفت - نانا جاکش
از اين که هر دفه چه همه از طرف پدر و مادر سرزنش ميشد و براش
خط و نشون ميکشيدن و هر دفه هم من ميگفتم :
- خوب بابا ولش کنيد اين ديده من اين کلمه ممنوع !!!! رو زياد بکار
ميبرم فکر کرده مرا با اين نام بخواند چيکارش داريد !!!!!!!
که بگذريم

يه شبي که پيش من بودند هنگامي که اين بچه جلوي
عده اي به من گفت نانا جاکش يه دفه خون مادرو پدر به جوش آمد
و او را گرفته کتکي جلوي همه به او زدند و من با سختي او را
گريه کنان از آنان گرفته به آشپزخانه بردم و گفتم :
- ميدوني چيه من اصلا از اين که تو بمن اينو بگي ناراحت نميشم
و ميدونم که تو هم دوست داري منو اينجوري صدا کني بنابراين
بيا قرار بذاريم هروقت باهم هستيم تو به من اينو بگو
ولي به خاطر ناراحت شدن والدينت جلوي اونا نگو
در حالي که ان دماغش رو پاک ميکرد گفت :
- باشه .

آخر شب موقع خداحافظي به جون مامانم رفته بود پشت مامان و
باباش ايستاده بود و دهانش را باز و بسته ميکرد و بي صدا با اشاره
به من ميگفت :
- تو ..جاکشي !!!!!!!!!
و من ناگهان از خنده به اين قيافه کوچولوي شيطون و اين درک که
صداي خود را خفه کرده بود ولي از حق آزادي بيانش چشم در چشم
و مانو اي مانو !!!!استفاده کرده بود به روي زمين افتادم و والدينش
هي ميپرسيدند چي شد ؟ و به او نگاه ميکردند و او کاملا خونسرد
سرش را تکان ميداد و ميگفت ـ هيچ چي !!!!!!!!!! نانا
کله خري دوست داشتني!!!!!



با درود بر تمامي دوستان

يوشکا فيشر و برژينسکي اظهاراتي کرده اند که بلافاصله
کاخ سفيد پاسخي داده
توجه شما را به اين دو خبر براي اثبات سخنان خود که اگر از
آسمان سنگ هم ببارد امريکا تا اين رژيم را به مستراح تاريخ
نسپارد از سر اين جانيان دست برنميدارد جلب ميکنم .


برژينسکي چنين گفته :





((برژينسكى نيز كه در دوران جيمى كارتر، مشاور امنيتى ملى آمريكا از
سال 1977 تا 1981 بود، گفت بدون تغيير رويكرد، احتمال حل بن‌بست
با ايران وجود ندارد.
وى گفت: ,در ايران ما با روندى روبرو هستيم كه در آن دوستان اروپايى
ما در حال مذاكره با ايرانيها هستند اما ما نيستيم. ما آنچه را كه با كره
شماليها انجام مي‌دهيم با ايرانيها انجام نمي‌دهيم.,
برژينسكى تصريح كرد: ,درباره كره شماليها ما در حال شركت در يك
چارچوب چندجانبه هستيم.,
وى گفت در حالى كه مذاكرات دوجانبه با كره شمالى در حال انجام
است، اين مسئله به دليل نگرانى از اينكه چنين اقدامى منجر به
مشروعيت حكومت ايران شود، انجام نشد.
برژينسكى افزود: ,اين سياست كه در يك زمان متحدان خود را به
مذاكره با ايرانيها براى دستيابى به توافق تشويق كرده و در عين
حال آنها را در سطح بين‌المللى محكوم كرده و بودجه‌هايى را براى
بي‌ثباتى سياسى آنها اختصاص دهيم، سياستى موفق نيست., ))




يعني که اين برژينسکي که سياست مدار کهنه کاري است صريحا
به اين گفته من از مدتها پيش صحه ميگذارد
يعني که امريکا حتي نميخواهد به اين مادرجندگان مشروعيت مثلني
يکي از باقي حکومت هاي جهان بودن را بدهد مگه نه ؟
چرا ؟
زيرا در صدد است به دليل همين عدم مشروعيت !!!! دخلش را بياورد
و هيچ موئي هم لاي درزش نميرد
تمامي کون کونک بازي اين رژيم مادرجنده در اين روزها همين است
به ولاي همون علي !!!!!!!!

ولي هنوز تف برژينسکي خشک نشده کاخ سفيد چنين جواب داد:





((آمریکا مستقیما در مذاکره با ایران شرکت نخواهد کرد: آدام ارلی ))


و دقت کنيد اضافه کرد :




((سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت: جمهوری اسلامی باید به میز
مذاکره بازگردد، از قراردادهای بین المللی تبعیت کند و تضمین های لازم
را به جامعه بین المللی بدهد. وی تاکید کرد آمریکا مستقیما در مذاکره
با ایران شرکت نخواهد کرد))


خوب هرچي که ميخوان از اين کثافت کاري هاي حيدري نعمتي بکنن و يا
فاندمنتال الاغ ها را به درب سفارت خانه ها بفرستند هو کرز!!!!!!!!!
اين مادرجنده ها هستند که بايد برند !!!!!!!!!! نانا

Thursday, February 23, 2006

گنبد زرد گهي !!!!



واه واه واه واه ...که عجب خر توخري شده اين عراق
تا الان ميگن صد و سي نفر براي خاطر يه گنبد زرد گهي
سقط شدن !!!!
همه ريختن به هم و سگ صاحبشو نميشناسه . نانا
قابل توجه علاقمندان زبان !!!!!



دو مرد ترک شبي تصميم گرفتند که از سپيده فردا که چشم
گشودند با يکديگر فارسي حرف بزنند تا فارسي مکالمه شان
قوي شود
صبح روز بعد يکي چشم گشود از تخت پائين آمد پنجره را
گشود و رو به ديگري که خواب بود گفت :

- چيرا ...نه مي پاشي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ديگري به سرعت کله خود را از زير پتو خارج کرد و گفت :

- نه نه نه٬٬٬٬٬ نه مي پاشي غلط است بايد بگوئي
- چرا پاشيده نمي شوي !!!!!!!!! نانا
با درود بر تمامي دوستان عزيزم اخبار را از صداي نانا خاک برسر
الهي جز جيگر بزنه و تيکه تيکه شده زير ماشين رفته به اطلاع
شما ميرسانم !!!!



(( وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی گفت ایران آماده مصالحه درباره
طرح روسیه است ))


خوب کون لقش باشد ....قدري طولش خواهند داد تا پاسخ گويند
و اين ميان اگر نرفته باشيد شما را خواهند برد مادرجندگان !
در ضمن اشاره به موضع صادقانه گرفتن روحاني کرده اي که
اين خود نشان از وخامت حال شما دارد ابله
زيرا حتي آنان نيز که با لگد از در بيرون مي انداختيد از پنجره تو
ميامدن هم خود را از شما کنار کشيده کنار مردم ميروند مگه نه ؟



((دولت ترکیه برای تاسیس نیروگاه‌های اتمی از بخش خصوصی کمک خواست ))


خوب اينم که ميگه امريکا جون گفته - سرمايه داري يعني شماها بخشيز
خصوصيلر !!!!! بفرمائيد جلو کمي اينترست ببريد عزيزان!!!!!


((سازمان امنیت ملی ترکیه نخستین اجلاس سالیانه خود در سال 2006 را برگزار
می کند ))


واه واه واه که من چه همه از اين دو کلمه سازمان امنيت !!!!! چندشم ميشه
به والله اگه بگن سازمان امنيت ياس هاي تمام عالم !!! مثلني اون ياس هم
از چشمم آني به اوني ميفته به ولاي تيمسار نصيري !!!!!!


((در آستانه انتخابات اسرائیل شکاف بر سر حماس میان سیاستمداران
اسرائیل تشدید پیدا کرد ))



خوب اين شکاف هم که ميدونيد بين کي ها هست ؟
بين اونائي که ميخوان خون حمس را از سوراخي در بدن با
ني فرت فرت گرم بنوشند !!!!!!!!
و آناني که تنها ميخواهند سر به تن حمس نباشد!!!


((خاندان سلطنتی اردن خواهان تنبیه یک ژنرال ارتش اسرائیل بخاطر اظهاراتش
درباره سرنوشت احتمالی سلطنت در اردن هاشمی شد ))



واه واه واه خدا به دور چه دمي يه دفه اين مادرجنده در آورد ...يه کاره ؟؟؟؟؟
جاکش خيال کرده که مثلني پيش بيني ترکمون شدن و به تاريخ پيوستشون
آيه شريفه قرانه !!!!!!! جاکش مفت خور
خوب قرمساق مرتيکه موشه پوشه راست ميگه ديگه ؟
آخه شما دسته خرها کي هستيد که بريد بشينيد روي يه تخت و بگيد من
همه کاره !!!!!!!!
وقتي همه کار جامعه توسط خود مردم انجام ميشه ؟؟؟؟؟؟؟؟
گه سگ به تريج قباش ( اين دفعه درست نوشتم خفه !! نانا) هم
برخورده عبي جون!!!!!!!!!


((رئیس جمهوری روسیه خواهان تجهیز ارتش به سلاح های تازه شد ))



خوب معلومه که بايد بشه والله اگه منم اون بالا تو سرما نشسته بودم
و فکر بخاري نفتي رو ميکردمو و هي فرت فرت ودکا بالا ميرفتم براي
گرم شدن و هي فرت فرت چشمان سياه ميرقصيدم و خود تخريبي
ميکردم به والله خودمو با هرچي شمشير و تفنگ و ليزر و نميدان بمب
کوکتل مولوتوف و مطلقا مجهز ميکردم بلکه يه کمي گرمم شه !!!!!



((شبه نظامیان طالبان در مرز پاکستان و افغانستان اردوگاه های آموزشی
برپا کرده اند ))



واه واه واه که اينا تازه شبه نظامي هستند يعني هنوز مويز نشده اند
واي به اون مويزاشون که اونا ديگه چه کارها که نميکنند !! خدا بدور


(( در پی مرگ ده ها تن در زد وخوردهای فرقه ای و مذهبی در عراق،
مقررات منع عبور و مرور در سامره و بغداد تمدید شد ))



بچه ها به جان مادرم شما نميدانيد من چه اندازه خوشحالم !!! هم از
رقم چهل و پنج الاتغ براي تکه اي کاغذ لذت بردم و هم دارم اکنون
از اين غوغا و فغان ها براي (قنبلي زرد گهي ) و کشته شدنشان به
دست هم مثل خر کيف ميکنم

به والاي رب النوع تمدن و انسانيت

زهر طرف شود کشته به نفع اکثريت انسانها است
امريکا بايد هم اکنون سرش را زير انداخته عراق را با جنگ سني و
شيعه اي که خود خاک برسرشان راه انداخته اند ترک کرده و
مستقيما با تمامي نيرو سر ايران و اين مادر جندگان اسلامي ايران
برود
بگذار يکديگر را بکشند اگر چنين ابلهاني هستند چه بهتر که از ميان
ما بروند به تمامي پاکي و معصوميت هاي عالم

دقت کنيد
ميزان خسارات
دوازده نفر در مسجد يعقوبيه
در مسجد امام هادي و عسگري دست کم پنجاه و چهار نفر
مقررات منع عبور و مرور
مرخصي نيروي نظامي لغو
مقتدي صدر گفت کار امريکا و دولت است !!!!
يک زن بيچاره خبرنگار را که اشتباه کرده و در خانواده شيعه اي !! به دنيا آمده
بوده سني ها گرفته و کشتند
کار به جائي کشيد که رهبران مادرجنده شان که همواره همه را به خشونت
دعوت ميکردند گفته اند:
الاغان آرامش خود را حفظ کنيد
برين بميرين مادرجنده ها که شايسته مرگ هستيد همگي از دم !!!!!




(( 45 تن در اثر ریختن سقف بازار در مسکو کشته شدند))



خوب اينام که قطعا رفته بودن رو سقف بازار و ودکا رو زده بودن و
داشتند لزگي ميرقصيدن که يه هوئي به دليل چربي اضافي از
خوک هاي امريکائي که بي ک ن ا ...ش کلي فت داره و بعد از فروپاشي
اينا تناول ميکنن!!!!!
يه هوئي دست به آغوش طبقه اولي هاي بازار!!!! همگي مردند



((وزير امور خارجه آمریکا برای یک دیدار سرزده وارد بیروت شد))



واه واه واه که اين کاندي جون چه همه سر زده به همه جا ميره مث
اينه که به آشپزخونه ها سر ميزنه و با شف ها چک ميکنه اين غذا خوري
آخرشون رو قبل از ملا خوري و اخوند ريني !!!!!!!


((نماینده سازمان ملل از شبه‌نظامیان اسلامگرای افغانستان خواست از
حمله به مدارس پرهیز کنند))


ميدوني نماينده جونم اينا که اسمشون شبه نظاميه ها و مسلمون هم
هستند ها به جون مامانم پرهيز نميدونن يعني چي !!!
بنابراين تنها راهش آتش زدن يکي شون ( ترجيحا فرمانده )‌ با بنزين واقعي
و نعره هاش تا باقي برن سر بيخ ديوار بازي کردنشون فهمستي عزيزم!!



((ويروس آنفلوآنزای مرغی در اسلواکی و شمال آلمان پیدا شد))


والله من که ميگم خرهاي اون مناطق رو هم يه چکي بکنيد خدا را
چه ديدي ؟ شايد خري با موهاي فرفري آويزان از دو طرف کله
چون دو گوش نرم خر به شکل خوابيده و رو به پائين کشيده را آن
اطراف يافتيد !!!!!




((کمیته تحقیق پارلمان اروپا در باره زندانها و پروازهای «سیا» جلسه
تشکیل داد))


خوب بالاخره اينام کميته تحقيق هستند ديگه بايد بالاخره يه کار بکنن
مگه نه ؟
خوب کارشون رو ميکنن
ولي کي اعلام ميکنن است که مهمه !!!!
ممکنه کارشون يه ده بيست سالي طول بکشه و بعد يهوئي مثل
لاريجاني بيان و بگن
وا......ل....ا



((حزب کارگزاران سازندگی بودجه پیشنهادی دولت آقای احمدی نژاد را
عامل بروز نابسامانی در کشور توصیف کرد ))



بابا اينا ديگه کين ؟؟؟ عجب ما رو خر گير آوردن ميگن همه بدبختي ها و هسته
و مسته و اينا ها دليلش اين پوليه که همين الان حمقي جون ميخواد از ما
بگيره و ما نميديم چون کي ميدونه فردا چي ميشه ؟؟؟؟
يه کمي کش فلو تو دست و بال خودمون باشه که بهتره تا بره تو جورابهاي
بوگندوي زنان حمقي اينا !!!!!!!!!!!




((الهام افروتن در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) خبر خودکشی
خود را تکذیب کرد ))


خوب بيا .....هي ميگم بابا عجله نکنين مگه به خرج کسي ميره ؟ زنيکه
نشسته با برادرهاي دادستاني گل ميگه و گل ميشنفه !!!! و بستني
ليسي ليس ميزنه و انار گلپر ميخوره !!!
شماها تو اينترنت اونوکشتيد و اعدام کرديد و تکه تکه کرديد و زير سم
مردن کرديد و زير مشت و لغت کشتن کرديد !!!!!!
مجلس فاتحه و سوگواري راه انداختيد و بعضي به بعضي هاتون تسليت
گفتيد و
يکي نگفت - آخه منبع اين خبر کيه و چيه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




((مذاکرات اتمی با جمهوری اسلامی به آسانی پیش نمی روند، اما امیدواریم
بتوانیم به نتیجه ای مثبت دست یابیم: پوتین ))


خوب اين پوتين هم گفت : بابا نصف مردممون از دست شما الکليک به
اسميرنوف شدن رفت !!! ولي هيچ چي جلو نميره با شما !!! خوب
چيکار کنيم با شما فقط بايد اميد وار بود نه بيشتر !!!!!!

Wednesday, February 22, 2006

مولانا

از آن باده ندانم چون فنايم
از آن بيجا نميدانم کجايم

زماني قعر دريائي در افتم
دمي ديگر چو خورشيدي بر آيم

بجائي در نگنجيدم بعالم
بجز آن يار بي جا را نشايم

منم آن رند مست سخت شيدا
ميان جمله رندان هاي هايم

مرا گوئي چرا با خود نيايي
تو بنما خود که تا با خود بيايم

بديدم حسن را سرمست ميگفت
بلايم من بلايم من بلايم

بگفتم شمس تبريزي کئي گفت
شمايم من شمايم من شمايم