مولانا
آمد بهار اي دوستان منزل سوي بستان کنيم
گرد غريبان چمن خيزيد تا جولان کنيم
امروز چون زنبورها پران شويم از گل به گل
تا در عسل خانه جهان شش گوشه آبادان کنيم
آمد رسولي از چمن کين طبل را پنهان مزن
ما طبل خانه عشق را از نعره ها ويران کنيم
زنجيرها را بر دريم ما هر يکي آهنگريم
آهن گزان چون کلبتين آهنگ آتشدان کنيم
چون کوره آهنگران در آتش دل مي دميم
کاهن دلان را زين نفس مستعمل فرمان کنيم
آتش درين عالم زنيم وين چرخ را برهم زنيم
وين عقل پا برجاي را چون خويش سرگردان کنيم
کوبيم ما بي پا و سر گه پاي ميدان گاه سر
ما کي بفرمان خوديم تا اين کنيم و آن کنيم
خامش کنيم و خامشي هم مايه ديوانگيست
اين عقل باشد کاتشي در پنبه ئي پنهان کنيم .
No comments:
Post a Comment