استاد عبدالکريم الاغ !!!!!!
موسيو عبدالکريم سروش
گه گاهي کله خود را بالا کرده سخناني بيرون ميدهد که به طور کلي
بد نيست .
ولي بسياري از مواقع ناگهان سيم هاي بخش ديني مخ او قاطي کرده
و چيزو شعرهاي بيرون ميريزد
يکي از آنها اين آخرين اظهار لحيه او راجع به جريانات الاغيت دوستان
نزديکش مسلمانان محمدي است که برايتان کمي انگولکش ميکنم
تيتر مقاله اين است
((چه به آتش آزادي، چه به آتش غيرت ))
مردک ابله مثلني فيلسوف٬ آزادي به هيچ کجا آتش نميزند
هرگز برده اي را که اسير است هنگامي که آزاد سازي
خانه تو را آتش نميزند
واگر بزند خانه کساني را که او را به برده گرفته بودند آتش ميزند
پس لطف کن و آدرس غلط نده
ولي غيرت اساسا معنيش آتش زدن است
پس حضرت عالي براي ارائه وحشي گري مشتي وحشي غلط
ميفرمائيد که آزادي را هم سطح با غيرت آورده
و هر يک را مسئول آتش زدن نشان دهيد لطفا شات د فاک کنيد
((ظالم آن قومي که چشمان دوختند
وز سخن ها عالمي را سوختند
حق آزادي بيان گويا امروزه تکليفي شده است تا با نام محمد گستاخي
و دليري کنند. ))
کون لق شما و اسلام و محمدتان با هم مردک الاغ به مردم ديگر دنيا
چه ربطي داره اگر شما يک پابرهنه عياش را مقدس ميدانيد
مردم ديگر دنيا با مذاهب مختلف ارزش گوز هم براي محمد قائل نيستند
و حق هم دارند
ببينم مگر مردم کشورهاي عربي مثلني تولد موسي يا بودا را جشن
ميگيرند و براي آن شادماني ميکنند ؟
همين همپالکي هاي محمد پرست شماي الاغ فيلسوف مگر مجسمه
بودا را در قلب کوه در افغانستان منفجر نکردند !!!!!
پس شما چرا زر زرهاي از قبيل آتش تعصب و حماقت و وحشيگري
ميکني هان ؟
((از اين خصمانه تر چنگ در خون آزادي نمي توان برد. مسلمانان از اين
کار رائحه توطئه و تخريب مي شنوند و در آن رسم تطاول مي بينند و
تباني و تلاقي سکولاريسم و بنيادگرايي را مي خوانند.))
خوب مردک الاغ کون لق مسلمانان و تو با هم که اين کار را توطئه
مينامي
خاک برسر آخه هميشه که نميشه شعبون
بالاخره يک دفعه هم رمضون تا حالتون جا بياد
بيست و هفت سال تمام است که به نام محمد و تقدس محمدي هر
گهي که خواسته اين حکومت جابر حامي تروريزم در ايران و دنيا خورده
و هيچ کس هم آخ نگفته
نه الاغ هائي چون تو از ترس
و نه گاو و خرهائي که اکنون اعلام ميکنند که آزادي بيان يعني که
توهين نباشه
شما مادرجندگان همگي اول و آخرين تون با عقايد پوسيده چادر نشيني
و اين اعتقادات تخمي بزرگترين توهين به بشريت هستيد
حالا براي دست پيش گرفتن يکي به نعل و يکي به ميخ ميزني
و ميرني به هيکل خودت
الاغ آزادي ئي را که با شرط توهين نکردن شناخته اي همان آزادي
است که امثال خامنه اي فرمانش را با کل مقواي دورش در ماتحت
امثال تو چپاندن
اون رهبر مادرجنده تو الاغ يعني خميني جاکش گفت :
همه تون آزاديد مگر توطئه کنيد
خوب خاک بر سر الاغ کچل
تو خودت هم از اون توطئه اي ها بودي مگه نه ؟
(( بايد به خدا و خرد پناه برد از اينکه فوندامنتاليسم سکولار هيزم
بر آتش فوندامنتاليسم ديني [که گاه به هوس نام غيرت ديني بر
خود مي نهد] بريزد و آشوب و اشتلم برانگيزد.[*] ))
تو غلط زيادي نکن مرتيکه الدنگ برو همون به کون خدات بچسب
چيکار به کار اين دو گروه داري ؟
مشتي مادرجنده خودشون رو زده بودن به خريت و هر گهي ميخواستند
ميخوردن مگه نه ؟
خوب يه مشت مادرجنده تر از اونا اومدن وسط ميگن : گه خورديد ديگه
نميذاريم هر گهي ميخواهيد بخوريد
حالا اين وسط تو چيکاره هستي ؟
دلت گه ميخواد که يکي از طرفين به تو هم تعارف کنه ؟ آره
((نيکخواهاني که در پي تحکيم ستون هاي ديالوگ هستند، از اينکه
گردش گزاف قلمي همه جهد و جهاد آنان را غرقه سيلاب خشونت
و خصومت کند، چرا اندوهگين نباشند؟))
برو در کونتو بگير با اين نيک خواهي و نيک خواهانت الاغ مادر جنده
بيست و هفت سال مثل يه مشت الاغ بي شخصيت افتاديد دنبال
کون يه مشت طلبه جاکش و مثل موش فقط براي اجازه زندگي
کردن باهاتون هر کاري خواستند کردند و از امثال تو گه هر استفاده اي
که خواستند کردند و آخرش هم مثل موش دمب همتون رو گرفتن
انداختن تو چاله مستراح بي حرمتي
بازم از رو نميري ميائي گه مفت ميخوري !!!!
((ناشران نافرهيخته آن نقوش نازيبا [در رسانه هاي دانمارک و نروژ و سوئد
و اسپانيا...] بايد اينک شرمنده و پوزش خواه دل هاي بريان و چشم هاي
گريان و جان هاي بي تاب و روح هاي مجروحي باشند که از نهيب آسيب
آن بي حرمتي بر خود پيچيده اند و لرزيده اند.))
خفه خون بگير مردک قرمساق حالا واسه ما شاعرانه هم مينويسه
ان آقاي الاغ کدوم جان گزنده و سوزنده جاکش
آخه اين حيونهائي که ريختن سفارت خونه ها رو آتش زدن کجاشون
شبيه انسانه و روح دارن که تو هميچين گه زيادي ميخوري
جاکش برو به قيافه هاشون يه نگاهي بکن تا بفهمي که اينان چه اندازه
رنجيده اند
همگي آروغ چلوکبابي که بهشون مزد دادن رو تو عکس ها دارن ميزنن
و آرزو ميکنن نمايش تموم شه که برگردن سر گائيدن دختر خاله هاشون
اونوقت تو الاغ تو دفتر روزنامه احتمالا زير نور شمع براي ما قصه دو
طفلان مسلم مدرن مينوسي حقا که الاغي
((آزادي بيان محترم است، چون آزادي آدمي محترم است و آزادي آدمي
محترم است چون آدمي خود محترم است و اگر تيغ آزادي جامه حرمت
آدمي را چاک کند چه جاي تيز کردن آن تيغ برهنه است؟))
باز که دست کرديد تو جيب پشت شلوارت و از نزديکي هاي کونت يه
شعار در آوردي که ؟
مرتيکه نفهم محترميت آدما
هيچ ربطي به آزادي بيان نداره نفهم نداره الاغ نداره جاکش کچل نداره
آخه بابا شماها چرا اين همه از دم الاغيد و اين الاغيت را دست به
دست و نسل به نسل تحويل هم ميديد
مرتيکه جاکش فيلسوف
هيچ آدمي به خودي خود محترم نيست نفهم ٬احترام يک مفهوم است
که به نسبت جوامع بشري معاني متفاوت داره
خاک بر سر خر
تو ايران به طلبه مزلف حوزه علميه قراره احترام گذاشته بشه
تو امريکا به وسط لنگ مادونا که قراره پول زياد بسازه
ميخوام ببينم اين طلبه و اين وسط لنگ چه ربطي به مفهوم احترام
دارند هان نفهم الاغ !!!!!!
(( آزادي بيان نه يگانه حق آدمي است و نه برترين حقوق او. و اگر با ديگر
حقوق آدميان موزون و مقيد نشود، قامت حقوق را ناساز و بي اندام
خواهد کرد.))
ديگه در کونت و بگير زر مفت نزن
جاکش آخه چه چيزي از آزادي بيان انسان مهم تره
مسلما براي تو مثلا آزادي نماز خواندن از آزادي بيان مهمتره
ولي تو گه ميخوري که ظن خودتو به شکل يک فکت بيان ميکني !!!!
اين حقوقي هم که تو ميگي ها قرار نيست کسي قامتش رو ساز
کنه يا ناساز
يه مشت قانون است که مو لاي درش نميره
اگه قانون ميگه که جندگي را اجازه نميدهم
حالا جنده شيک و پيک باشه يا جنده لگوري براي قانون فرق نميکنه
کسي نميتونه يک ترم قانوني را لباس براش اينجوري بدوزه يا اونجوري
فهمستي بي شعور
(( آزادي نه يک مرکب شخصي بل يک مسابقه جمعي است و آنکه با نقض
قواعد اين بازي چراغ رقابت خردورزانه را خاموش مي کند، از خرد و آزادي
چه بر جاي خواهد گذاشت؟))
نه خير الاغ جان آزادي مسابقه نيست
نفهم آزادي بيان يک حق است
هي لاشه ات را به در و ديوار ميکوبي که اين بيچاره آزادي بيان را هر جور
شده به يک چيزي بچسباني نميچسبه الاغ نفهم نميچسبه !!!!!
اوني که به قول تو اين کار بد را ميکنه ها فضوليش به تو نيامده که
وامصيبتاي از دست رفت سر بدهي کاري که تو بايد بکني و ميتوني
بکني دفاع از حق آزادي هرگهي که به نام -اعمال اسلامي -است
و ميخوري بخوري باقيش هم به تو ديگه دخلي نداره والسلام
((ادب بيان ادب خاموشي هم هست و آنکه از حق آزادي بيان بهره
مي جويد اما حق خاموشي را نمي گذارد، فقط به نيمي از حقيقت
دست يافته است. حکيمان مگر نگفته اند:
دو چيز طيره عقل است، دم فرو بستن
به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشي))
حکيمان گه خورده اند با تو
چرا بايد خاموش بود ؟
چرا بايد براي ادب بيان داشتن خاموش بود ؟
مگه همه جا اون رژيم جانيان اسلامي است که به ضرب دگنگ همه
امثال تو الاغ را خاموش کرده و دعوت به ادامه اين ادب بيان !!! ميکنند
تازگي ها چوب تو کون کردن اسمش شده رعايت ادب بيان !!!!!!!
(( که گفت که آزادي بيان جواز آزادي عمل هم هست؟ و مگر جاي انکار
است که تخفيف و تحريک دو عمل اند نه دو سخن؟
امروزه به تقريب، ربع ساکنان ربع مسکون مسلمانانند که نام ناميراي
محمد را هر روز در ماذنه ها به بلندي بانگ مي کنند و در نمازها با د
رود و ستايش بر زبان مي آورند. اين نام، ناموس مسلماني است.))
شاشيدم به ربع ساکنان زمين که تو هم يکيش هستي قرمساق
شاشيدم به نام محمدت که به نام او بيست و هفت ساله زنان ايراني
را تبديل به يه سري خاک برسر مثل بتول خميني يا اعظم طالقاني
يا عشرت شايق کرده ايد با تجاوز به حق لباس پوشيدنشان !!!!!
چرا من به عنوان يک زن ايراني بايد به اين محمد جاکش عياش
شارلاتان شما احترام بگذارم
حتي اگر ظاهرا اسمم ايراني مسلمان باشه !!!!
هان چرا ؟
(( سرمايه و ثروت قدسي امت احمدي است. پرچم خجسته غرور و
شعور و آرمان و انديشه و آبروي عالم اسلامي است. نماينده و نماد
همه ارواح مکرم و پاکان دو عالم است. "نام احمد نام جمله انبياست".))
اين گه خوري هاي مفتتم ببر تو بيت رهبر واحداليد بخور
جاکش انگاري رفته سر منبر و روضه ميخونه
يه مشت زرت و پرت ميکني که بگي اين مادرجندگان بدوي که به ايران
با ورود نحسشون گه زدند و برامون زيره به کرمون آوردند ال هستند
و بل هستند برو درکونت بگير ان آقا !!!!!
((خوار داشت اين نام، خوارداشت تمدن کلاني است که بر صورت صاحب
آن نام ساخته شده است، خوار داشت هزاران هزار جان شيفته اي
است که از او هويت مي گيرند و معنويت مي آموزند، خوار داشت
صدها عالم و عارفي است که از سفره او قوت و قوت گرفته اند
و مي گيرند. خوارداشت غرور و شعور و عشق و ايمان پاره بزرگي
از بشريت است.))
خفه خون بگير اسم عالم و عارف براي ما نيار که از مولانا بگير و بيا
تا حافظ و هر کي يه سري روي شونه داره به اين هويت و معنويت
که تو گه اش رو ميخوري به نوبه خود ريده و رفته !!!
حالا اگه تو منظورت از عالم و عارف مثلني هادي غفاريه اون بحثيه
جدا !!!!!!
((باکي نيست. سوزاندن اين عود چه به آتش "آزادي" و چه به آتش
"غيرت"، عالم را عطرآگين خواهد کرد. اما آتش افروزي آيا ادب
آزادي و دينداري است؟))
اين عودي هم که اشاره کرده اي ها از گه خالص يبوستي ساخته
شده که با روشن شدن فقط بوي گه به اطراف ميپاشه !!!
((قصد کرده ستند اين گلپاره ها
که بپوشانند خورشيد تو را
در دل که لعل ها دلال توست
باغ ها از خنده مالامال توست))
کش و شعر مفت هم نگو هي دوسه تا کس و شعر رو با زور به يه
مشت وحشي بوگندوي کثافت عقب مونده ميخواي بچسبوني
که نمي چسبه و فقط حرمت خودتو ريده مون ميکني !!!
((اين قطعه را مي نوشتم که اخبار دل آزار آتش زدن سفارت خانه ها در
دمشق و بيروت و تهران رسيد. دانستم که اين تندروها در برانگيختن آ
ن تندروها نيک کامياب شده اند. اين کاميابي را، که عين ناکامي اعتدال
و مداراست، بايد به جهان اسلام تسليت گفت. محمد [ص] که خود
آموزگار آزادي و غيرت بود اينک قرباني جفاي آزادي درايان و غيرت
فروشاني مي شود که خاک در ديده حريت مي زنند و چاک در دامن ديانت. ))
خدمتت عرض کنم شاشيدم به اون ديانتت اولا
دوما تو خودتو که بکشي اين ماجرا را نميتوني بين مسلمانان و غربيان
تقسيم به دو کني
غربيان از حق آزادي بيان خود استفاده کرده اند بسيار هم خوب کرده اند
تازه کم کرده اند
بايد عکس محمد را در حوضي از گه همراه با خامنه اي و رفسنجاني
و احمقي نژاد و تو ميکشيدند
و از کونشون هم شما مادرجنده ها کلهم العجمين نميتونيد بخوريد
تموم شد .آ لا سالوتي دي توتي !!!!!!
فتبارک الله آل التايتانيک و الکفار و الشاش بروي ال تو و ال خامنه
و ال مابقي انا عليه راجعون !!!!!!!!!نانا
No comments:
Post a Comment