Sunday, February 05, 2006

در زير زمين چه گذشت ؟


به به ...به به ...بازم اين فرنگو پليس مادرجنده رفت رو منبر که !!
خوب مادرجنده اول همه از مطلب راجع به خودت که گوشه وبلاگت
نوشته اي شروع ميکنم
به تر زدن به هيکلت بعد ميرم سر اون ريدمانهاي دهني !!!!!

مادرجنده بغل وبلاگش نوشته :


((در باره من
سيما شاخساري هستم کانديد دکتري رشته مردم شناسي در
دانشگاه استنفوردم و تحقيقم در مورد اجراگري ايراني بودن در
وبلاگهاي فارسي و ربط آن به مسائل جنسيت و جنس گوني
در طي اقامت شانزده ساله ام در امريکا در زمينه مسائل زنان
و مهاجرت با سازمانهاي غير دولتي سانفرانسيسکو کار کرده ام ))



اولا اين کانديد دکتري ديگه چه صيغه اي يه مادرجنده کي تو مادر
جنده رو کانديد کرده مگه امريکا هم ايران جانيان اسلاميه که هر
ننه قمري مثل عشرت شايق سرشو مثل الاغ بندازه پائين و بياد
خودشو کانديد الاغيت کنه ؟
تازه بعدش اين اجرا گري ايراني بودن ديگه يعني چي ؟
مگه ايراني بودن هنرپيشه تاتر شدنه که تو مادرجنده بي سواد الاغ
خودتو اجرا گر نام نهادي !!!!!
اين جنس و جنسيت ديگه چيه ؟
نکنه رمزي داري ميگي که جنس منسا رو آب کرده اي و منتظر محموله
بعدي هستي ؟
خوب تو شانزده ساله که خبر مرگت تو امريکا اونم تو سانفرانسيسکوي
بکن بکن که همه دارن تو کون هم ميکنند و به سودوم و گوموره گفته
زکي !!!!! تشريف نحستون را داريد و تازه از آزادي بيان آندازه شير علي
قصاب سرت ميشه ؟
مرحبا به اين استعداد تو نه نه ان !!!! عجب آي کيوئي تو ديگه داري؟
و چه خوب و زود همه چيز رو ياد ميگيري !!!
من که حيرت کردم به مرگ الن دو جنرس !!! به والله
خوب مادرجنده مسائل زنان به تو اکيبري چه ربطي داره هان ؟ تو که
زن نيستي که تو يه شبه زن ٬هستي که داري تلاش ميکني يک مرد
کوني بشي والسلام
ديگه از تو با صالحيت تر نبود که مسائل ما زنان رو بررسي کنه ؟
آره مادرجنده نبود ؟


خوب حالا برم سر گه هائي که امروز خورده اي مادرجنده
نوشته اي :


((چشممان روشن
خب چشم همه مان روشن... آقای بران بک که سنگ دموکراسی برای
ایران به سینه زدنش حتماً یادتان نرفته (سالهاست دارد این کار را می کند
بنده خدا... قبلاً می خواست عراق را آزاد کند و و برای اپوزیسیون عراقی
از دولت امریکا پول می گرفت، حالا شده قیم ملت ایران!). حالا این جناب
می گوید دشمن دشمن من دوست من است... می گوید مجاهدین
خلق شاید اینقدرها هم تروریست نیستند... چشممان روشن.))


اولا ريدم به چشمت که دنيا رو از اين گهي تر که ميبيني ببيني اين از
اولا !!!
دوما تو به وسط لنگ اون خانم پارتنرت خنديدي که گفتي سناتور براون بک
قبلا ميخواست براي اپوزيسيون عراق پول بگيره
خوب مادرجنده مگه نکرد مگه صدام رو گوز معلق نکردن خوب با همين
پولها کردن ديگه مگه نه ؟
تازه اون که نگفته که قيم ملت ايرانه !!!! ولي تو مادرجنده گفتي
که تو قيم هستي براي اينکه رفتي تو قطار
رسما خودتو قيم سوپريم کورت کردي و دو تا بچه مدرسه رو امر به
معروف و نهي از منکر ( يعني منکر وسط لنگ لزبين هاي مثل تو !!!)
کرده اي مگه نه ؟

خوب تازه از همه اين حرفا گذشته سنده خانم مگه مجاهدين خلق
بچه هاي همين ملت ستم کشيده ايران نيستند ؟
مگه مادرجنده همين بچه هاي مجاهد هزاران جوان زير بيست ساله
خود را توسط اين مادرجندگان اسلامي به قساوت آميزترين شکل
از دست نداده اند ؟
درست وقتي که تو مادرجنده احتمالا با دختر خاله يا عمه ات مشغول
اعمال لزبيني تو زير زمين خونه ات تو ايرون بودي !!!!! خوب حق داري
که حقي براي مجاهدين قائل نباشي چون اون موقع داشتي تو زير
زمين با يه مادرجنده مثل خودت بازي ميکردي و نفس نفس ميزدي
و از کون کاملا کيف بودي مگه نه ؟

مجاهدين بخشي از مردم ايرانند ميليونها فک و فاميل دارن
تو ايرون که تمامي اين شانزده سالي که تو توي سانفرانسيسکو
مشغول کون کونک بازي گي ئي بودي ها
اونا تو ايرون به انتقام بچه هائي که از دست دادن مشغول هر جوري
که ميتونستن مبارزه با اين جانيان اسلامي بودن
پس اون دهن مثل چاه مستراحت رو ببند برو با ديلدوهات بازي بازي
کن که تو گي اين ميدون يعني سياست و آزادي بيان و مدنيت و اينا
نيستي که نيستي مادرجنده
من که ميگم برو تو يه فيلم پورنوي لزبيني بازي کن که قد و اندازه ات
بيشتر اين اين نيست

فکت و فيگور هم ميخواي ..بيا اين هم گهي که خورده اي :


((حالا وسط این حرص خوردن ها، یادآوری کنم که لطفاً امروز عصر بیایید
این گروه تمرکزی که به جای حرص، کمی فلافل و باقلوا بخوریم و در
مورد مسائل وبلاگستان صحبت کنیم. البته خانم ها فقط. ممنون.))


يعني که يه مشت فلافل و باقلوا خريدي که درست مثل بچه بازا که
با باقلوا و باميه ( اصغر قاتل ) پسر بچه ها رو گول ميزدن که تو کونشون
بکنن !!!
تو هم با فلافل و باقلوا داري يه مشت دختر جوون رو ميکشي تو
محفل لزبيني که يه ديل دوئي باهاشون بازي کني مگه نه ؟

زنيکه مادرجنده کانديد دکتري !!! در اون کونت رو بگير که ميدوني تو
امريکا هستم پاميشم ميام سان فرانسيسکو وحضوري اون
شاخسار هات رو ميکنم تو کون سيمات و خلاص !!!!!!!!!!!!!!!! نانا

No comments: