Saturday, February 11, 2006
زيتون عزيزم
مطلبي نوشته راجع به الله و اکبر گفتن دو زن در محله اي که او
زندگي ميکند و بلافاصله مردي که گفته است :
- خفه شو جنده خانم و آن دو زن را شات د فاک آپ کرده !!!!
به هر حال از اين ماجرا ياد داستان خنده داري افتادم که فکر کردم
براي زيتون و تمامي شماها بنويسم .
درست روز فرار بني صدر و مسعود رجوي ناگهان در تهران شايع
شد که همگي ساعت نه شب برويد روي پشت بام ها و فرياد
الله و اکبر سر دهيد .
از قضاي اتفاق آن شب من پس از ديدن زد و خوردهاي ميدان
فردوسي تا چهار راه پهلوي و چيزهاي بسيار وحشتناکي
ديدم به خانه دوستي
که در يکي از کوچه هاي بالاتر از سينما اتلانتيک قرار داشت
و خانه اي دو طبقه جنوبي بود رفتم زيرا به شدت خسته بودم
در خانه اين دوست متوجه شدم که قرار است امشب مردم به
حمايت از بني صدر فرياد الله و اکبر سر دهند !!!!
مدتي با اين دوست و برادر و پدرش بحث کردم که :
بابا جان من الله و اکبر يعني چي ؟
ما بايد با اسلحه خود بجنگيم نه که شعار اين کريهان را گرفته
و با آن چرت و پرت بگوئيم !!!!
به هر حال ساعت نه شب من با اين دوست و برادرش به طبقه
بالا رفته و من آنان را متقاعد کردم که به جاي الله و اکبر بگوئيم
درود بر بني صدر
سر ساعت نه شب کسي چيزي نگفت ولي اين دوست من و
برادرش با ترس و لرز !!!! درحالي که تمامي چراغ هاي طبقه
دوم را خاموش کرده بودند به بالکن رفته و همزمان فرياد زدند:
دورد بر بني صدر
پاسخي نيامد
و اينان چند بار اين شعار درود بر بني صدر را تکرار کردند و ناگهان
مادر اينان سرش را از پنجره آشپزخانه طبقه اول بيرون کرده و
رو به بالکن با صداي بلند گفت :
- نه بچه ها غلطي ميگيد گفتن ! الله و اکبر بگوئيد !!!!!!!!!! نانا
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment