Tuesday, February 14, 2006

چرا مردم ايران از اين رژيم دفاع نخواهند کرد ؟




بسيار خوب دوستان يک مقاله توي لوس آنجلس تايمز
خوندم که براتون ترجمه کرده مينويسم . نانا

نام نويسنده Edward Luttwakاست که يکي از اين تينک تنک ها
ميباشد .

او اين مطلب را در رابطه با ايران براي ثبوت اين که در ايران جز
گروهي عمدتا فارس مردم ايران به پشت اين رژيم نخواهد رفت
و وحشت از رفتن مردم پشت اينان دليلي ندارد

او ميگويد :
ممکن است دلائل بسيار و خوبي وجود داشته باشد که با يک
حمله هوائي به تاسيسات نظامي ايران مخالف باشد
ولي نظري وجود دارد که کاملا خطاست

ميگويند که درصورت يک حمله هوائي حتي بخشي از
مردم ايران که اين رژيم را دوست ندارندهم به دفاع آنان رفته و
اين کاريست خطرناک

ولي اين مورد در باره ايران صادق نيست درژاپن - آلمان - صرب
زماني که بيگانگان بمباران کردند مردم به دفاع رهبران خود رفتند
زيرا اين حمله در آنان همبستگي ملي به وجود آورد

ايران يک کشور و يک نژاد نيست بلکه يک امپراطوري است که
مولتي نشنال ميباشد و همه تحت سلطه فارس ها هستند
همان گونه که اتحاد شوروي روزي تحت سلطه روسها بود
حال سلطه فارس ها روي باقي مليت ها درست آنان را يک
اتحاد شوروي با ابعاد کوچک ميکند .
هر تاريخ داني که تاريخ ايران را مطالعه ميکند متوجه يک حس
هويت قوي و غرور مالکيت از طرف فارس ها ميشود .
ولي حسي بسيار ضعيف در باقي مليت هاي ايران

ايران چون لبنان نيست که کاميونيتي هاي مختلف با هم بجنگند
برعکس اقليت هاي ايران با تسلط قدرت مرکزي روبرو است در
ماه گذشته گوريل هاي بلوچ عده اي سرباز را به گروگان گرفتند
عرب هاي خوزستان در اهواز بمب گذارده و کردها با پليس غير
محلي درگير شده اند
اين اختلاف به حدي است که مليت هاي مختلف کاملا آماده
هورا کشيدن براي خارجي که تاسيسات هسته اي را بمباران کند
هستند بجاي اين که بروند به کمک رژيم

حال اين همبستگي ملي چگونه تقسيم ميشود
کردها نه درصد مردم ايرانند و با ديدن آزادي هاي کردهاي عراق
تشويق به خواست استقلال شده اند
و اين خواست بقدري در آنان قوي است گاهي به نظر ميرسد
اعمال متمردانه آنها شروع گشته
بسيار بسيار کرد انگشت شماري ممکن است به دفاع رژيم
برود
مليت هاي ديگر هم به دليل وقايع اخير به نظر ميرسد که
پريشان احوال گشته اند عرب ها سه درصد و بلوچ ها دو
درصد هستند

راجع به ترکمن ها کمي ميدانيم آنها دو درصد هستند
لرها دو درصد
گيلکي ها و مازندراني ها هر کدام دو درصد که اين هشت درصد
از نظر سياسي کمتر پرت افتاده هستند زيرا فارسي سخن
ميگويند .
به همراه کردها تمامي مليت هاي ايران يک چهارم ملت ايران
هستند
اما ترک زبانان آذري بيست و چهار درصد ديگر به اين رقم اضافه
ميکنند
تهران تصور ميکند که کلي آذري با باقي يکسان و درهم شده اند
ولي هرچه دورتر از تهران بروي دوري کاملا مشخص است
و گروه هاي ملي و تجزيه طلب هم بين آنان به شدت رشد
کرده است
و دليلش هم ديدن آذربايجان آن ور مرز است و استقلاش از
اتحاد شوروي و اينان حال ديگر يک خانه ملي براي خود دارند و
آن ايران نيست .

راديکال هاي مذهبي با سرکوب اقليت هاي مذهبي ايران اين
شکاف را بيشتر کرده اند و اين سرکوب به تنها بهائي ها و
مسيحي ها و کليمي ها و زردشتيها که همگي دو درصد هستند
نيست و از اهميتي بزرگ برخوردار نيست
بلکه بر عليه نه درصد سني ها است که رژيم حتي به آنان اجازه
ساختن مسجد در تهران را نداده است جائي که يک ميليون نفر
از آنان زندگي ميکنند .

روي همه رفته به نظر نميرسد که نيمي از مردم ايران تکاني براي
دفاع از رژيم اسلامي بخورند

تنها در ميان فارس ها ممکن است عکس العملي راجع به حمله
ديده شود
باقي مسخره و تحقير شدن رژيم را خوش آمد خواهند گفت .

بمباران ايران ممکن است ايده خوبي نباشد ولي به دلائل ديگر
نه اينکه مردم به دفاع رژيم ميروند و پنجه رژيم بر قدرت سفت تر
ميشود .

انسان ميتواند تنها اميدوار باشد که رژيم ايران با پروپاگانداهاي
خود فريب نخورده باشد
و به جاي پذيرفتن يک قاعده نامربوط
يک راه حل ديپلماتيک را بپذيرد .

Luttwak - Los Angeles Times

No comments: