برخیزید !!!!!!
آها مردم ایران ....به من گوش کنید هم اکنون این سخنان
را با فریادی خطاب به شما میگویم که همراهش از گلویم
به شکل سمبلیک خون بیرون فوران میکند
نمیدانید چه در انتظارتان نشسته ؟
حتی تصورش برایتان غیر ممکن است همگی این افراد عزیزی
را که این روزهای عید کنارتان بوده اند و بهار را تجربه کرده اید
یکی یکی جلوی چشمان حیرت زده خود از بمباران یا بی داروئی
یا گرسنگی یا ......از دست خواهید داد
امریکا ایران را تخریب کامل کرده ( احتمالا بعضی نقاط هسته ای)
و سپس به روی ناوبر خود رفته و منتظر مینشیند
با تحریم های طاق و جفت از ورود هرچیزی به ایران جلوگیری خواهد
شد و سپس نتیجه این واقعه وحشتناک
در خود ایران تمامی مصائبی است که در عراق وجود دارد به اضافه
مشتی جانی زالو که تا امریکا تیکه تیکه شان نکند از خاورمیانه بیرون
برو نخواهد بود
و ایران صحنه نبرد دو هیولا خواهد شد که تنها توجهی که نخواهند کرد
شمایان هستید و بس
برخیزید ....برخیزید ......برخیزید .....از شمایان تمنا میکنم برخیزید ...نانا
Wednesday, March 28, 2007

خواب !!!!!!
با درود بر تمامی دوستان و همفکران گرامی
عرضم خدمت همگی که مقاله ای است با تیتر ( پیامی
غیر قابل اشتباه !!!! )
راجع به مانور دیروز امریکا در خلیج فارس در هوستون
کرونیکل که برایتان قسمت های مهم را مینویسم :
هواپیماهای جنگی امریکا فریاد زنان از دو ناو هواپیما بر
امریکا به آسمان برخاستند
این مانور جنگی بزرگترین مانور نظامی امریکا است از زمان
اشغال عراق
این مانور به شکل کامل پیامی است برای ایران
این مانور که با پانزده کشتی و صد هواپیمای جنگی انجام
شد تنشن بین امریکا و ایران را کاملا شدید تر کرد
اگرچه امریکا مشخص نمیکند که چه زمانی جنگ شروع میشود
و فرماندهان نظامی میگویند این ماجرا هیچ ربطی به پانزده
سرباز انگلیسی ندارد ولی این مانور پیامی روشن است برای
نشان دادن حضور همه جانبه امریکا در خاورمیانه
فرمانده عملیات راجع به این مانور گفت :
- این مانورها قابلیت و سرعت پاسخ ما را به - خطر - کاملا روشن
نشان میدهد
و همچنین نشان میدهند که ما میتوانیم کل محیط را امن و بدینسان
رابطه با اقتصاد جهانی را باز نگه داریم .
وه که چه موقعیت ترسناکی است بچه ها
متاسفانه با سکوت بویناکی که مردم ایران را در خود گرفته و گویا همه
فلج شده اند به سرعت داریم به سوی فاجعه میرویم
نمیدانم شاید هم بالاخره همین آب باریکه زنده بودن !!!!! را وقتی از
بخشی از مردم ایران بگیری
بالاخره از خواب برخاسته و فریادی زنند
ملتی که شهامت روبرو شدن با مشگل حکومت خود را نداشته باشد
حتی اگر (( حق )) داشته باشد محکوم به گرفتن درسی خونین از
تاریخ است
امریکا ایران را با خاک یکسان خواهد کرد
و متاسفانه هنوز هیچ کس از ابعاد وحشتناک این تخریب حتی خبر
ندارد والسلام .................................نانا
Tuesday, March 27, 2007
عشرت شایق و مادونا !!!!
و اما با درود بر تمامی دوستان گرامی ورپریده ام
نظر به کسادی بازار اخبار واقعی با خودم گفتم
بروم سر خبرهایی از- سوراخ باکره - که دهانی
گشوده و گهیاتی خوریده ( از فعل خوریدن میاد )
بعله خانم نازلی مهناز ویران ایدین و بگیر و برو ...
عرضم به حضور کثافت متعفنت که خوب مادرجنده
هی ویران را آپ میکنی که بگی یعنی تو تو شارلوتی؟؟؟؟
بابا جان مگه من نگفتم که ما که الاغ نیستیم ..آخه
چی شد که تو فرض کردی همه خرند جز تو و امید میلانی
هان چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب جنده خانم اگه راست میگی اون آرشیو همین ویران را
برگردون تا من برات بگم والسلام
((وقتی تو يه محيط تخمی با يه مشت آدم تخمی تر کار ميکنی، وقتی
اين محيط يه مکان سربسته است و تو مجبوری به اين آدما نزديک
باشی و صدای نکرهشون رو بشنوی چيکار ميکنی؟
اپل رو شکر ميکنی که iPOD رو خلق کرد.))
بعله جانم ....تمامی بیماران روانی اگرسیو هنگامی که به کنار سه گوش
میرسند معتقدند که باقی مریض هستند نه آنان
و آی پاد گوش میدهند گویا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
((هیییییی، امروز داریم می ریم نارنجستان.
من همین جوریش عاشق نارنجستانم. دیگه چه برسه به اینکه بارون هم
اومده باشه و یلداهه و مه یائه هم حضور فعال داشته باشن.
5:34 PM | نازلی | Comment 0 ))
خدمتت عرض کنم بدجوری اسهال شده ام و برنامه ریزی کردم که
برینم بر سر تو و یلداهه و مه یائ و نه نه و بابای مذهبی ( به قول
خودت ) جاکش قرمساق کثافت متعفنت .....خوشت اومد ؟
((کشف کردم این آقاهه یه مدل خوبی می تونه در بدترین مواقع و با کمترین
امکانات(در حد اس-ام-اس!) حال آدمو خوب کنه!
یعنی دیشب داشتم رسمن هذیون می گفتم ها. اونم پشت سر هم!
بعد آخراش این قدر خوب شد که حتی تونستم ریشه ی عصبانیتمو پیدا
کنم.))
میگما سوراخ باکره جون ...تو چه همه آقا میشناسی دور و برت همین
وبلاگت رو بخونیم هی از این آقا از اون آقا یاد میکنی
مث اینکه به آقاهای جور واجور بد جوری عادت داری ها بلا ؟؟؟؟؟؟؟؟
و اما راجع به بخش آخر ..اگر چه تو خود خود خود کنفسیوس ماده هستی
که الانه ظهور کرده !!!!! ولی ریشه بیماری روانی ترا خودت نمیتوانی
بیابی
باید به یک بیمارستان روانی با مشتی دکتر هریک متخصص یک بخش
روان که همگی کنترلت کنند رجوع کنی والسلام
((بعدم، همه ی چیزای دیگه به کنار. همین که یه جمله ی کوتاه بگی و بدونی
آدمه خودش در مسیر درست تا آخر حرفتو می گیره، کلی قوت قبله.
زت زیاد خلاصه بابام جان :)
5:33 PM | نازلی | Comment 0 ))
ریدم به جمله های کوتاه تو مادرجنده لکاته و تمامی کسانی که برات قوت
قلب هستند
خوب مادرجنده یکی از این قوت قلبی های تو که ساتگین هست میخواست
مثلنی اطلاعاتی را به من به مبلغ ده هزار دلار بفروشه !!!!!!! فکر کنم
فکر کرده بود منم یه جنده مثل تو هستم که پول برام هیچی نباشه و بیام
برای کسانی که میتونم خودم با کنجکاوی و دقت پته هاشون را روی آب
بریزم
پولی اونم در حد ده هزار دلار بدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اول فکر کردم شوخی میکنه براش نوشتم هزار دلار میدم
برام نوشت صرف نمیکنه کمتر قبول نیست
با خودش فکر کرده بود مثلنی من مانند تو دیوانه و آبسس هستم
در حالی که من هدف های دیگری را دنبال میکنم پریود
خوب شماها همتون تیغ زن هستید وان وی اور انادر ....شکی دیگر ندارم
تو و ساتگین هر دو فاحشه هستید حتی اگر بابای تو اوتول خان رشتی
باشه فرقی نمیکنه
میفروشید میفروشید میفروشید همه چیتون را ...........
((فکر کن این همه فیلم داری، اما فرصت نگاه کردنشون رو نه!
این همه کتابِ هیجان انگیز داری و فرصت خوندنشون رو نه!
5:32 PM | نازلی | Comment 0 ))
ببین جنده لگوری ...همین کتاب و فیلم ها که تا حالا خوندی رو
هضم کن و برین باقی پیشکشت لازم نیست بخونی و ببینی
همون شوکا بری همه را به گه بکشی از سرت هم زیاده
((این روزهام یه مدل عجیبی ان.
حس می کنم درست ترین جای زندگی ام ایستادم و بهتره همین الان
بمیرم چون ممکنه چیزی بشه و همه ی اینا تموم شه.
5:32 PM | نازلی | Comment 0 ))
بابا نترسون کسی را ..مگه تو میمیری .....تو همه کسان دور و بر خود
را به کشتن و لت و پار شدن میدی ولی نمیمیری
برای حتی مردن هم حساسیت هائی لازم است
بابا جان من تو روانی چند شخصیتی هستی خطرناکی به مرگ خودت
ترا باید در اسرع وقت بستری کنند
و یک لپ تاپ هم بهت بدهند با اینترنت
و رد وبلاگ هایت را گرفته و شخصیت های مختلف ترا یافته درمانت کنند
ای زنیکه بدبخت فلک زده حقیر ابله عشرت شایق - مادونای اسلامی
ایران !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
و اما با درود بر تمامی دوستان گرامی ورپریده ام
نظر به کسادی بازار اخبار واقعی با خودم گفتم
بروم سر خبرهایی از- سوراخ باکره - که دهانی
گشوده و گهیاتی خوریده ( از فعل خوریدن میاد )
بعله خانم نازلی مهناز ویران ایدین و بگیر و برو ...
عرضم به حضور کثافت متعفنت که خوب مادرجنده
هی ویران را آپ میکنی که بگی یعنی تو تو شارلوتی؟؟؟؟
بابا جان مگه من نگفتم که ما که الاغ نیستیم ..آخه
چی شد که تو فرض کردی همه خرند جز تو و امید میلانی
هان چی شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب جنده خانم اگه راست میگی اون آرشیو همین ویران را
برگردون تا من برات بگم والسلام
((وقتی تو يه محيط تخمی با يه مشت آدم تخمی تر کار ميکنی، وقتی
اين محيط يه مکان سربسته است و تو مجبوری به اين آدما نزديک
باشی و صدای نکرهشون رو بشنوی چيکار ميکنی؟
اپل رو شکر ميکنی که iPOD رو خلق کرد.))
بعله جانم ....تمامی بیماران روانی اگرسیو هنگامی که به کنار سه گوش
میرسند معتقدند که باقی مریض هستند نه آنان
و آی پاد گوش میدهند گویا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
((هیییییی، امروز داریم می ریم نارنجستان.
من همین جوریش عاشق نارنجستانم. دیگه چه برسه به اینکه بارون هم
اومده باشه و یلداهه و مه یائه هم حضور فعال داشته باشن.
5:34 PM | نازلی | Comment 0 ))
خدمتت عرض کنم بدجوری اسهال شده ام و برنامه ریزی کردم که
برینم بر سر تو و یلداهه و مه یائ و نه نه و بابای مذهبی ( به قول
خودت ) جاکش قرمساق کثافت متعفنت .....خوشت اومد ؟
((کشف کردم این آقاهه یه مدل خوبی می تونه در بدترین مواقع و با کمترین
امکانات(در حد اس-ام-اس!) حال آدمو خوب کنه!
یعنی دیشب داشتم رسمن هذیون می گفتم ها. اونم پشت سر هم!
بعد آخراش این قدر خوب شد که حتی تونستم ریشه ی عصبانیتمو پیدا
کنم.))
میگما سوراخ باکره جون ...تو چه همه آقا میشناسی دور و برت همین
وبلاگت رو بخونیم هی از این آقا از اون آقا یاد میکنی
مث اینکه به آقاهای جور واجور بد جوری عادت داری ها بلا ؟؟؟؟؟؟؟؟
و اما راجع به بخش آخر ..اگر چه تو خود خود خود کنفسیوس ماده هستی
که الانه ظهور کرده !!!!! ولی ریشه بیماری روانی ترا خودت نمیتوانی
بیابی
باید به یک بیمارستان روانی با مشتی دکتر هریک متخصص یک بخش
روان که همگی کنترلت کنند رجوع کنی والسلام
((بعدم، همه ی چیزای دیگه به کنار. همین که یه جمله ی کوتاه بگی و بدونی
آدمه خودش در مسیر درست تا آخر حرفتو می گیره، کلی قوت قبله.
زت زیاد خلاصه بابام جان :)
5:33 PM | نازلی | Comment 0 ))
ریدم به جمله های کوتاه تو مادرجنده لکاته و تمامی کسانی که برات قوت
قلب هستند
خوب مادرجنده یکی از این قوت قلبی های تو که ساتگین هست میخواست
مثلنی اطلاعاتی را به من به مبلغ ده هزار دلار بفروشه !!!!!!! فکر کنم
فکر کرده بود منم یه جنده مثل تو هستم که پول برام هیچی نباشه و بیام
برای کسانی که میتونم خودم با کنجکاوی و دقت پته هاشون را روی آب
بریزم
پولی اونم در حد ده هزار دلار بدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اول فکر کردم شوخی میکنه براش نوشتم هزار دلار میدم
برام نوشت صرف نمیکنه کمتر قبول نیست
با خودش فکر کرده بود مثلنی من مانند تو دیوانه و آبسس هستم
در حالی که من هدف های دیگری را دنبال میکنم پریود
خوب شماها همتون تیغ زن هستید وان وی اور انادر ....شکی دیگر ندارم
تو و ساتگین هر دو فاحشه هستید حتی اگر بابای تو اوتول خان رشتی
باشه فرقی نمیکنه
میفروشید میفروشید میفروشید همه چیتون را ...........
((فکر کن این همه فیلم داری، اما فرصت نگاه کردنشون رو نه!
این همه کتابِ هیجان انگیز داری و فرصت خوندنشون رو نه!
5:32 PM | نازلی | Comment 0 ))
ببین جنده لگوری ...همین کتاب و فیلم ها که تا حالا خوندی رو
هضم کن و برین باقی پیشکشت لازم نیست بخونی و ببینی
همون شوکا بری همه را به گه بکشی از سرت هم زیاده
((این روزهام یه مدل عجیبی ان.
حس می کنم درست ترین جای زندگی ام ایستادم و بهتره همین الان
بمیرم چون ممکنه چیزی بشه و همه ی اینا تموم شه.
5:32 PM | نازلی | Comment 0 ))
بابا نترسون کسی را ..مگه تو میمیری .....تو همه کسان دور و بر خود
را به کشتن و لت و پار شدن میدی ولی نمیمیری
برای حتی مردن هم حساسیت هائی لازم است
بابا جان من تو روانی چند شخصیتی هستی خطرناکی به مرگ خودت
ترا باید در اسرع وقت بستری کنند
و یک لپ تاپ هم بهت بدهند با اینترنت
و رد وبلاگ هایت را گرفته و شخصیت های مختلف ترا یافته درمانت کنند
ای زنیکه بدبخت فلک زده حقیر ابله عشرت شایق - مادونای اسلامی
ایران !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
Monday, March 26, 2007
آچمز !!!!
خوب دوستان عزیزم گفتم قبل از خواب براتون
از یک جوک که قبلا هم فکر کنم براتون گفته ام
کمک بگیرم تا چیزی را توضیح دهم که خنده دار
است
یک گروه سرباز و افسر امریکائی که از شرق به
غرب میرفتند اوائل پاییز به دامنه کوههای راکی
رسیدند و فرمانده و ور دست به همه گفتند
شما چادر بزنید ما برویم بالای کوه از رییس قبیله
سرخ پوستان راجع به چگونگی هوای زمستان که
ما اون بالاها رسیده ایم بپرسیم و برگردیم
و رفتند و به قبیله بالای کوه رسیدند و از امکان
چگونگی زمستان پرسیدند
رییس با کمال ابهت دستی به کمر زد به لبه کوه رفته
نگاهی به شرق و غرب و شمال و جنوب کرد و گفت
- زمستان سختی در پبش است
اینان باز گشته و تصمیم گرفتند همان جا چادر زده و
تا گذشتن زمستان غلطی نکنند و فرمانده به همه گفت
تا میتوانید چوب تهیه کنید و یک هفته بعد باز رفت بالا
و باز همان ماجرا تکرار شد و اینان برگشتند و هی تند
و تند چوب جمع کردند
بالاخره روزی فرمانده به خود جرات داد و از رییس قبیله
پرسید
میشه بگی تو چه طوری سختی زمستان را پبش بینی
میکنی ؟
و رییس در حال پوک زدن به چپقش میگه :
- یه عده اون پاپین هی دارن تند چوب جمع میکنند معلومه
که قراره زمستون سختی باشه !!!!!!!!!!!!!!!!
خوب این دقیقا وضعیت ما است در این روزها
منظورم از ما
رژیم جانیان امریکا باقی جهان مردم ایران ما بیرونی ها و
هر کی که فکرش را بکنی یعنی همه آچمز هستند
هی بهم نگاه میکنند و یه موضع میگیرند و یه واقی میکنند
وای که یه جرقه الانه آتیش روشن میکنه به جان نانا ........نانا
خوب دوستان عزیزم گفتم قبل از خواب براتون
از یک جوک که قبلا هم فکر کنم براتون گفته ام
کمک بگیرم تا چیزی را توضیح دهم که خنده دار
است
یک گروه سرباز و افسر امریکائی که از شرق به
غرب میرفتند اوائل پاییز به دامنه کوههای راکی
رسیدند و فرمانده و ور دست به همه گفتند
شما چادر بزنید ما برویم بالای کوه از رییس قبیله
سرخ پوستان راجع به چگونگی هوای زمستان که
ما اون بالاها رسیده ایم بپرسیم و برگردیم
و رفتند و به قبیله بالای کوه رسیدند و از امکان
چگونگی زمستان پرسیدند
رییس با کمال ابهت دستی به کمر زد به لبه کوه رفته
نگاهی به شرق و غرب و شمال و جنوب کرد و گفت
- زمستان سختی در پبش است
اینان باز گشته و تصمیم گرفتند همان جا چادر زده و
تا گذشتن زمستان غلطی نکنند و فرمانده به همه گفت
تا میتوانید چوب تهیه کنید و یک هفته بعد باز رفت بالا
و باز همان ماجرا تکرار شد و اینان برگشتند و هی تند
و تند چوب جمع کردند
بالاخره روزی فرمانده به خود جرات داد و از رییس قبیله
پرسید
میشه بگی تو چه طوری سختی زمستان را پبش بینی
میکنی ؟
و رییس در حال پوک زدن به چپقش میگه :
- یه عده اون پاپین هی دارن تند چوب جمع میکنند معلومه
که قراره زمستون سختی باشه !!!!!!!!!!!!!!!!
خوب این دقیقا وضعیت ما است در این روزها
منظورم از ما
رژیم جانیان امریکا باقی جهان مردم ایران ما بیرونی ها و
هر کی که فکرش را بکنی یعنی همه آچمز هستند
هی بهم نگاه میکنند و یه موضع میگیرند و یه واقی میکنند
وای که یه جرقه الانه آتیش روشن میکنه به جان نانا ........نانا

حمید مصدق
پنداشت او
قلم
در دستهای مرتعشش
باری عصای حضرت موساست
می گفت :
(( اگر رها کنمش اژدها شود
ماران و مورهای
این ساحران رانده وامانده را
فرو بلعد ))
می گفت :
(( وز هیبت قلم
فرعون اگر به تخت نلرزد
دیگر جهان ما به چه ارزد ؟ ))
آلزایمر
امروز یه دوستی تلفنی یک ماجرای جالبی برای من
گفت که نمیدونم واقعی بود یا جوک بهر حال جالب بود
گفت یه پیرزنی بوده که آلزایمر داشته و همه دوستانش
هم مانند او بودند
اینان هفته ای یک روز خانه این زن جمع میشده اند برای
چای و شیرینی و میوه و مدتی میماندند و میرفتند
و از همگی آنان دختر این خانم پیر صاحبخانه پذیرائی میکرد
یک بار که دختر باید جایی میرفت روی یخچال کاغذی چسباند
که روی آن نوشته بود یک- چای دو- شیرینی سه -میوه
و به مادرش گفت با این ترتیب پذیرایی میکنی و خودش رفت
زنان همگی آلزایمری آمدند و این زن میزبان هی رفت توی
آشپزخانه و هی شماره یک را خواند و یک سینی چای برای
اینان آورد
و پنج بار هی رفت و باز از چای شروع کرد !!!!!!!
به هر حال جلسه تمام شد و همگی برخاستند که بروند و زن
میزبان با شرمساری گفت - ببخشید اگر پذیرایی بد بود .
یکی از زنان گفت - راست میگی حداقل یک چای به ما میدادی
بخوریم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا
امروز یه دوستی تلفنی یک ماجرای جالبی برای من
گفت که نمیدونم واقعی بود یا جوک بهر حال جالب بود
گفت یه پیرزنی بوده که آلزایمر داشته و همه دوستانش
هم مانند او بودند
اینان هفته ای یک روز خانه این زن جمع میشده اند برای
چای و شیرینی و میوه و مدتی میماندند و میرفتند
و از همگی آنان دختر این خانم پیر صاحبخانه پذیرائی میکرد
یک بار که دختر باید جایی میرفت روی یخچال کاغذی چسباند
که روی آن نوشته بود یک- چای دو- شیرینی سه -میوه
و به مادرش گفت با این ترتیب پذیرایی میکنی و خودش رفت
زنان همگی آلزایمری آمدند و این زن میزبان هی رفت توی
آشپزخانه و هی شماره یک را خواند و یک سینی چای برای
اینان آورد
و پنج بار هی رفت و باز از چای شروع کرد !!!!!!!
به هر حال جلسه تمام شد و همگی برخاستند که بروند و زن
میزبان با شرمساری گفت - ببخشید اگر پذیرایی بد بود .
یکی از زنان گفت - راست میگی حداقل یک چای به ما میدادی
بخوریم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا

هتل کالیفرنیا
برای آل یو آل همفکران عزیزم که میدانم به هرچه
ارزش مادی باشد میشاشند آهنگ هتل کالیفرنیا
را انتخاب کرده ام
که داستانش که به زیبا ترین شکل روایتی بیان میشود
گیر کردن در تله مادیات و ارزش های گند سرمایه داری
میباشد و نبودن راه فرار !!!!!
این آهنگ با صدای دان هنلی که خودش بسیار مترقی
است زمان خیلی پیش و جوانی ماها خوانده شده و
اکنون کلاسیک است و جاودانی خواهد ماند ....حتما
باری دیگر گوشش کنید ........................نانا
Hotel California
On a dark desert highway, cool wind in my hair
Warm smell of colitas, rising up through the air
Up ahead in the distance, I saw a shimmering light
My head grew heavy and my sight grew dim
I had to stop for the night
There she stood in the doorway;
I heard the mission bell
And I was thinking to myself,
’this could be heaven or this could be hell’
Then she lit up a candle and she showed me the way
There were voices down the corridor,
I thought I heard them say...
Welcome to the hotel california
Such a lovely place
Such a lovely face
Plenty of room at the hotel california
Any time of year, you can find it here
Her mind is tiffany-twisted, she got the mercedes bends
She got a lot of pretty, pretty boys, that she calls friends
How they dance in the courtyard, sweet summer sweat.
Some dance to remember, some dance to forget
So I called up the captain,
’please bring me my wine’
He said, ’we haven’t had that spirit here since nineteen sixty nine’
And still those voices are calling from far away,
Wake you up in the middle of the night
Just to hear them say...
Welcome to the hotel california
Such a lovely place
Such a lovely face
They livin’ it up at the hotel california
What a nice surprise, bring your alibis
Mirrors on the ceiling,
The pink champagne on ice
And she said ’we are all just prisoners here, of our own device’
And in the master’s chambers,
They gathered for the feast
The stab it with their steely knives,
But they just can’t kill the beast
Last thing I remember, I was
Running for the door
I had to find the passage back
To the place I was before
’relax,’ said the night man,
We are programmed to receive.
You can checkout any time you like,
But you can never leave!

نعش رامسس !!!
و اما با الهم صل علی گه بارانی بسیار وحشتناک بر سر و کله
رهبر مادرجنده جنایتکار یک دست ایران که اینک دیگر باید یک
مومیائی مجسم چونان نعش رامسس باشد که در کنار منقل
دراز به دراز خفته است
و گاهی پلک های کریه تراخمی نفرت انگیز اندماغ آویزان به
هر مژه اش را ( نفرت را دیدید ؟؟؟؟؟) باز میکند و گهی از
گوشه چشم اندماغی میخورد خاک بر سر !!!!!!!!!
به هر حال نظر به خوشم آمدن از این کلمه فله ای شما ذلیل
مرده های داغتان به دلم مانده نسل های بعد از ما که ابدا
کلمه فله ای نمیدانستیم یعنی چی ؟
خبرهای امروز را فله ای کمی قلقلک میدهم
((زمين لرزه در بم، خسارتی در پی نداشت ))
خوب ای خاک تمام عالم بر سر و کله ات ابدا نگران نباش
این مادرجندگان به دلیل ندیدن خسارت خودشان به بم
رفته و خسارات (( احتمالی )) را واقعی میزنند !!!!!!!
(( خليل زاد: با نمايندگان شورشيان سنی عراق مذاکره کردم ))
خلیلزاد جون بسیار کار خوبی کردی به نظر من هی با این سنی ها
مذاکره کن بر علیه شیعه ها وقتی همه شیعه ها را کشتید برای
ما ایرانی ها هم خیلی خوب میشه
یعنی یا شیعه باش کشته شو
یا هر گهی دیگر باش زنده بمون
تخم شیعه را در ایران ملخ خواهد خورد زلمای جوووووووووووووون
(( متکی: تهران فعاليت های هسته ای قانونی خود را ادامه مي دهد ))
بچه ها این مادرجنده رو نیگا کنید جون ماماناتون !!!!! خوب قرمساق سه
تا استاپ براتون صادر کرده اند از چه قانونی سخن میگوئی کره خر ؟؟؟؟؟؟
((جمهوری اسلامی می گوید که «اين مسئله بايد روشن شود که آيا
ورود ملوانان بريتانيايی به آب های ايران، عمدی بوده يا نه.» ))
اولا که جمهوری اسلامی گه میخوره با رهبر که اساسا زر مفتی میزنه
ولی به حرمت آزادی بیان باید پاسخ بدهم که مادرقحبه گان این سربازان
انگلیسی بدبخت داشته اند ایستاده در قسمت ایران اروند رود میشاشیده اند
که ناگهان بر اثر موجی که از شاش مخلوط با آبجوی قوطی حاصل گشته بود
موجی عظیم از شاش- آب ایجاد شد و به صورت های شماها خورد و شما
فکر کردید که اینان در آبهای شما هستند که بر صورتتان شاششان خورده
است و رفته اید ب!!ه اینان اتهام میزنید بروید گورتان را گم کنید انتر کیبها
((برگزاری رفراندوم برای «حذف اسلامگرایان» در مصر))
بعله ..ما به این کار در ایران بشدت نیازمند هستیم به والله !!!!!
((مرگ موش در غذای حیوانات خانگی فاجعه آفرید ))
یک مادرجنده مریضی رفته در یک سری از غذاهای سوپر مارکت
برای گربه سم استرکنین ریخته و کلی گربه عزیز خانگی را از
بین برده و کلی آدم را داغدار کرده
باید یک رگه فامیلی آخوندی قطعا داشته باشه مگه نه ؟
((کشف چشم های مجسمه از دوران هخامنشی ))
بابا خاک بر سر چشم مجسمه میخواهیم چیکار ؟؟؟؟
یه آزاده کت و کلفت زنده از دوره هخامنش برامون رو
کنید که الانه به شدت نیازمندیم بدجوری به ولای خود
داریوش کبیر نیم رخ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!نانا
به به به به ...بر این مژده گر جان فشانم
رواست .............................نانا
Sunday, March 25, 2007

شاملو
میهمانان را
غلامان
از میناهای عتیق
زهر در جام میکنند
لبخندشان
لاله و تزویر است
انعام را
به طلب
دامن فراز کرده اند
مردگان را به رف ها چیده اند
زندگان را به یخ دان ها
گرد
برسفره سور
ما در چهره های بی خون همکاسگان می نگریم
شگفتا !
ما
کیانیم ؟
نه بر رف چیدگانیم کز مردگانیم
نه از صندوقیانیم کز زندگانیم
تنها
درگاه خونین و فرش خون آلوده شهادت می دهد
که برهنه پای
بر جاده ای از شمشیر گذشته ایم .

سوراخ ها و مردها !!!!!
و اما مبحث دروس امروز ما راجع به انواع و اقسام
سوراخ های بکارت است و وعده و وعیدهای ناشی
از پاره کردن و دخول به ناکجا آبادی بوگندو !!!!!!
سوراخ بکارت نخست متعلق است به یک دختر حاجی
که قرار است زن یک پسر حاجی شده این جهازی به
خانه مرد برده و مرد او را مداوما بکند و تعدادی توله
سگ هم به دور و اطراف ریخته و در گه خود به شکل
حاجیانه ای غرق شوند والسلام
یعنی پدر و مادر دختر یک چنین چشم اندازی را از اون
سوراخ باکره به رخ مرد میکشند !!!!!!!!!!!!!!
و اما ..این سوراخ بکارت متعلق به همان دختر حاجی های
محترمه که قراره زن پسر عمه مرغ فروش خود شوند است
که اگرچه منظره قرار است منظره فقط باشد
ولی نمیدانم چرا دهانه پرده بکارت بیماری قارچی گرفته و
بدبخت بیچاره قاج قاج گردیده !!!!!!!!!!!!!!!!

سوراخ باکره ای عصبانی و آتش به
واژن افتاده !!!!!!!!!!!!!!!!!

سوراخ بکارت مهشید راستی !!!!!!!!!!!!!

سوراخ باکره چند سال دیگر اگر کسی
با او عروسی نکند
کپک خواهد زد متاسفانه !!!!!!!!!!
واز عهده حاجی آقا مرغی هم کاری بر نخواهد
آمد خوشبختانه !!!!!!!

امید میلانی سوراخ های بکارت اطرافیان را
در شوکا اندازه گیری میکند !!!!!!
این مبحث ادامه خواهد داشت دوستان ..........نانا
دوستان گرامی
امروز صبح مصاحبه وولف بلیتزر را با جان بولتن شنیدم بسیار
ترسناک بود به جان نانا
اگر جائی گیر آوردم برایتان ترجمه میکنم
به هر حال با قاطعیت راجع به راه فشار برای -رژیم چنجد - در
ایران گفت و گفت اگر کارساز نباشد حمله نظامی روی شاخش
است بی برو برگرد
ولی بخش ترسناک جائی بود که به این سئوال :
- ها ..سون .( وقتش کی هست ؟ )
پاسخ داد :
- شورلتی !!!! یعنی بسیار نزدیک
الهم صل علی ان و گه به ریش رهبر جنایتکار اسلامی الاغ بی
همه چیز ایران
و بارالها یک مقادیری همت (( موقت )) به این هموطنان کمی کون
گشاد من اعطا فرما و وقتی کارمان را کردیم میتوانی همت مورد
ذکر را پس بگیری
واسه اینکه ما تو تاکستانمون بعد از این مادرجندگان اسلامی همگی
ریلکس هستیم و همت سر.... خود نیازی به همت تو خدای مسخره
خاک بر سر نداریم ای بارالها ..............................نانا
امروز صبح مصاحبه وولف بلیتزر را با جان بولتن شنیدم بسیار
ترسناک بود به جان نانا
اگر جائی گیر آوردم برایتان ترجمه میکنم
به هر حال با قاطعیت راجع به راه فشار برای -رژیم چنجد - در
ایران گفت و گفت اگر کارساز نباشد حمله نظامی روی شاخش
است بی برو برگرد
ولی بخش ترسناک جائی بود که به این سئوال :
- ها ..سون .( وقتش کی هست ؟ )
پاسخ داد :
- شورلتی !!!! یعنی بسیار نزدیک
الهم صل علی ان و گه به ریش رهبر جنایتکار اسلامی الاغ بی
همه چیز ایران
و بارالها یک مقادیری همت (( موقت )) به این هموطنان کمی کون
گشاد من اعطا فرما و وقتی کارمان را کردیم میتوانی همت مورد
ذکر را پس بگیری
واسه اینکه ما تو تاکستانمون بعد از این مادرجندگان اسلامی همگی
ریلکس هستیم و همت سر.... خود نیازی به همت تو خدای مسخره
خاک بر سر نداریم ای بارالها ..............................نانا

(A toi)
Annie
Sur la cote du Texas
Entrre Mobile et Galveston il ya a
Un grand jardin tout plein de roses
Il contient aussi une villa
Qui est une grand rose
Un femme se promene souvent
Dans le jardin toute seule
Et quand je passe sur la route bordee de tilleuls
Nous nous regardons
Comme cette femme est mennonite
Ses rosiers et ses vetements n'ont pas de boutons
Il en manque deux a mon veston
La dame et moi suivons presque le meme rite
GUILLAUME APOLLINAIREA
ولایت فقیه = سوراخ باکره !!!!!
با کمال درود و سلام به حضور تمامی دوستان داغشان
به جیگرم مانده و با عضر معذرت از کم کاری بی سابقه
نانا جونی .....قبراق و شاد و خندان میروم سر برنامه
امروز از صدای سوم وبلاگستان
امروز میخواهم تاریخ انقلاب اسلامی را به فاحشه ای
با سوراخ باکره متصل کرده و شما را کمی بخندانم
شایع است که این سوراخ باکره به شدت خنده روست و
هی میخندد !!!!!!از خودت هم دعوت میکنم که بیائی
جلو لنگ هایت را باز کرده سوراخ مورد ذکر را در معرض
چشم همگان قرار داده و مدرکی باشی بر واقعی بودن
این نمایشنامه تراژدی
در سال ۱۷۵۷ هجری قمری در کشوری نسبتا مرفه و سیر
با جمعیتی مناسب و رو به پیشرفت که فاصله بین گدا و
دارا وجود داشت
ولی گداها نه فاحشه میشدند و نه کلیه خود را میفروختند و
کاملا برعکس کارگران حداقل تهران که من شاهدش بودم هم
قادر به خرید بعضا ماشینی وانت باری چیزی بودند
و خلاصه که فقر به اون معنا ابدا وجود نداشت ولی خفقان
سیاسی کاملا سیاه به روی ایران پرده کشیده بود
به هر حال انقلابی شد و به معنای واقعی انقلاب که منقلب
شدن است
بی فرهنگ ترین و دگم ترین و عقب مانده ترین
کثافات ایرانی که همگی وابسته مستقیم به روستا بودند
به قدرت رسیدند و با باقی مردم شهروند ایران کاری کردند
که قرنها بعد از ما باید راجع به آن تحقیق و مطالعه شود والسلام
تا ابعاد واقعی جنایات و بی عدالتی ها و مظالم این بدتر از
قوم مغول را بتوانند نوشته و قرنها بعد را هم صرف این کنند
که خسارات جانبی ناشیه از آنرا در مردم دفورمه روانی بدبخت
ایران
بعله ...دوستان .....با قدرت همواره پول میاید یعنی قدرت و پول
دو جز لاینفک یکدیگر هستند
و رجاله های دهاتی همه پولدار شدند
و به بالاهای شهر کالبد گهی خود را منتقل کردند
و شروع به زاد و ولد و پس انداختن حرامزاده هائی دختر و پسر
کردند
یکی بود و یکی نبود یک زن و شوهر مذهبی قطعا وابسته به دهات
بودند که مثلنی در خیابان چه میدانم تهران پارس زندگی میکردند
و این مرده مثلنی مرغ فروش سر محل بوده که با انقلاب
اسلامی ناگهان سر از کمیته و کوپن های طاق و جفت در آورد و
یک دفه که خر توخری را دیده گفته چرا نرم تو مستغلات مثلنی
که پول توش خوبه
و رفته و پولدار شده
و بعد دست زن جنده شو گرفته و شروع کرده تو شهر گشتن و هی
این محله به اون محله تا بالاخره رسیده به بالای شهر
زنیکه جنده اسلامی روشو به این بچه کونی مرغ فروش کرده و گفته:
میگما زری جون حالا که پول داریم بیا این بالاها بشینیم مگه ما چه مون
از دور و بری های شاه سابق کمتره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و بدینسان این دو مادرجنده اسلامی با دو توله دختر خود احتمالا سر از
بالای شهر در آورده و ابتدا مرغ و خروس های زنده را در آپارتمانهای
خود نگاه داشته و در وان حمام گل کاشته تا بالاخره زری فهمیده که
لازم نیست سی طبقه را پائین بیاد و کیسه آشغال رو حمل کنه و همون
بالا یه سوراخی هست که او در آن به دنبال امام زمان میگردید !!!!!! اون
سوراخ یعنی از بالا آشغال را بریزی پائین و خلاص
بگذریم این دو دختر کمی خل و چل که به دلیل بستن پیوند بین دختر عمو
یعنی زری و پسر عمو یعنی مرغ فروش سر گذر از ابتدا کمی رگه مانگول
داشته اند در این شرایط که مثلنی مادرشان میگفته
بیائید یک سفر برویم پرانسه و اسفانیا و ولژیک بچه ها !!!!!میگن زن این
مرتیکه رفسنجانی هم رفته پرانسه و اسفانیا و ولژیک خیلی خوبه !!!!!
بزرگ شدند که کاش نمی شدند
مادر و پدر به این دختران گفتند :
- شما دو خل و چل خوب گوش کنید
در وسط لنگ شمایان سوراخی است که یعنی هرچه هستید اگر از این
سوراخ محافظت اساسی نکنید از ارثیه محرومتان میکنم
بروید مردم را تیغ بزنید - هر مردی را که خواستید انتخاب کنید و با او
بازی بازی بکنید - کلک بزنید - دروغ بگوپید - هر کی مثل شما فکر
نمیکرد بر سرش بریزید و از هیچ اسلحه ئی فروگذار نکنید
خلاصه کلام که از پند و اندرزهائی که من گوش کرده ام و به (( اینجا ))
رسیده ام غفلت نکرده ولی سوراخ خود را به شدت مراقبت کنید که
آن راه رسیدن مردان به ثروت شمایان است و ما چون ملای دهاتی
هستیم باید آینده نگر باشیم و جلوی همه دستمال خونی بکارت دختران
خود را بالا کرده هوار زنیم
همان که دیگران به آن میگویند(( ظاهر سازی ))
این دو با این پند و اندرزها رفتند وسط خیابان و سوراخ و شبه سوراخی در
وجودشان نبود که سرویسی به مردان دور و بر نداده باشد الا سوراخ
اصلی باکره !!!!!!!
و این ماجرا به شکل غریبی بسیار نزدیک بود به تفکر هواداران این رژیم
یعنی از هر سوراخی سرویس میدم تا ولایت وقیح دست نخورده باقی
بماند ....یاللعجب !!!!!!!!!!!!!!
این سوراخ باکره ما هی در این سالها قل خورد و قل خورد و سرویس داد
و دروغ گفت و .................. تا روزی که یک کولی دوره گرد بسیار
شاد و سر بلند و با نمک و زنده دل و خلاصه که شنگو ل و منگول وارد
حیطه این سوراخ باکره شد
و با یک چوب کلفت بیس بال نه تنها بکارت بلکه کون و مونش را همه با
هم یکی کرد
این ناناهه با خودش گفته بود
مادرجنده گیر بیارم کون و مون و همه جاشو با چوب باید یکی کنم که
یه کمی انتقام این مردم کلیه فروش و چشم فروش را بگیرم
بعله دوستان ....این سرنوشت ملتی است که ارزش ارزش های خود را
نمیداند و در گسترش آن تلاشی نمیکند و در خیابان تظاهر میکند که
یکی از اینان است
و در خانه ها مثلنی مادونا گوش میکند
خوب این تظاهر ...سبب پیدایش قشر کثیف مادوناهای فاطی کماندو
شده است
زنانی که فرهنگشان فاطی کاماندوئی و هیکلشان مادونائی است
یک نمونه برایتان دارم راست و بی پرده
این سوراخ باکره در زوزه به همه گفته بود اگر نانا بیاید اینجا من قهرم و آتش
بپا کرد
خودش خوب میدانست که زبان ناناست که حیطه ملکه گی سوراخ باکره اش
را خواهد رید و خودش را نابود خواهد کرد
و کردم .................................مگه نه ؟؟؟؟؟ نانا
با کمال درود و سلام به حضور تمامی دوستان داغشان
به جیگرم مانده و با عضر معذرت از کم کاری بی سابقه
نانا جونی .....قبراق و شاد و خندان میروم سر برنامه
امروز از صدای سوم وبلاگستان
امروز میخواهم تاریخ انقلاب اسلامی را به فاحشه ای
با سوراخ باکره متصل کرده و شما را کمی بخندانم
شایع است که این سوراخ باکره به شدت خنده روست و
هی میخندد !!!!!!از خودت هم دعوت میکنم که بیائی
جلو لنگ هایت را باز کرده سوراخ مورد ذکر را در معرض
چشم همگان قرار داده و مدرکی باشی بر واقعی بودن
این نمایشنامه تراژدی
در سال ۱۷۵۷ هجری قمری در کشوری نسبتا مرفه و سیر
با جمعیتی مناسب و رو به پیشرفت که فاصله بین گدا و
دارا وجود داشت
ولی گداها نه فاحشه میشدند و نه کلیه خود را میفروختند و
کاملا برعکس کارگران حداقل تهران که من شاهدش بودم هم
قادر به خرید بعضا ماشینی وانت باری چیزی بودند
و خلاصه که فقر به اون معنا ابدا وجود نداشت ولی خفقان
سیاسی کاملا سیاه به روی ایران پرده کشیده بود
به هر حال انقلابی شد و به معنای واقعی انقلاب که منقلب
شدن است
بی فرهنگ ترین و دگم ترین و عقب مانده ترین
کثافات ایرانی که همگی وابسته مستقیم به روستا بودند
به قدرت رسیدند و با باقی مردم شهروند ایران کاری کردند
که قرنها بعد از ما باید راجع به آن تحقیق و مطالعه شود والسلام
تا ابعاد واقعی جنایات و بی عدالتی ها و مظالم این بدتر از
قوم مغول را بتوانند نوشته و قرنها بعد را هم صرف این کنند
که خسارات جانبی ناشیه از آنرا در مردم دفورمه روانی بدبخت
ایران
بعله ...دوستان .....با قدرت همواره پول میاید یعنی قدرت و پول
دو جز لاینفک یکدیگر هستند
و رجاله های دهاتی همه پولدار شدند
و به بالاهای شهر کالبد گهی خود را منتقل کردند
و شروع به زاد و ولد و پس انداختن حرامزاده هائی دختر و پسر
کردند
یکی بود و یکی نبود یک زن و شوهر مذهبی قطعا وابسته به دهات
بودند که مثلنی در خیابان چه میدانم تهران پارس زندگی میکردند
و این مرده مثلنی مرغ فروش سر محل بوده که با انقلاب
اسلامی ناگهان سر از کمیته و کوپن های طاق و جفت در آورد و
یک دفه که خر توخری را دیده گفته چرا نرم تو مستغلات مثلنی
که پول توش خوبه
و رفته و پولدار شده
و بعد دست زن جنده شو گرفته و شروع کرده تو شهر گشتن و هی
این محله به اون محله تا بالاخره رسیده به بالای شهر
زنیکه جنده اسلامی روشو به این بچه کونی مرغ فروش کرده و گفته:
میگما زری جون حالا که پول داریم بیا این بالاها بشینیم مگه ما چه مون
از دور و بری های شاه سابق کمتره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و بدینسان این دو مادرجنده اسلامی با دو توله دختر خود احتمالا سر از
بالای شهر در آورده و ابتدا مرغ و خروس های زنده را در آپارتمانهای
خود نگاه داشته و در وان حمام گل کاشته تا بالاخره زری فهمیده که
لازم نیست سی طبقه را پائین بیاد و کیسه آشغال رو حمل کنه و همون
بالا یه سوراخی هست که او در آن به دنبال امام زمان میگردید !!!!!! اون
سوراخ یعنی از بالا آشغال را بریزی پائین و خلاص
بگذریم این دو دختر کمی خل و چل که به دلیل بستن پیوند بین دختر عمو
یعنی زری و پسر عمو یعنی مرغ فروش سر گذر از ابتدا کمی رگه مانگول
داشته اند در این شرایط که مثلنی مادرشان میگفته
بیائید یک سفر برویم پرانسه و اسفانیا و ولژیک بچه ها !!!!!میگن زن این
مرتیکه رفسنجانی هم رفته پرانسه و اسفانیا و ولژیک خیلی خوبه !!!!!
بزرگ شدند که کاش نمی شدند
مادر و پدر به این دختران گفتند :
- شما دو خل و چل خوب گوش کنید
در وسط لنگ شمایان سوراخی است که یعنی هرچه هستید اگر از این
سوراخ محافظت اساسی نکنید از ارثیه محرومتان میکنم
بروید مردم را تیغ بزنید - هر مردی را که خواستید انتخاب کنید و با او
بازی بازی بکنید - کلک بزنید - دروغ بگوپید - هر کی مثل شما فکر
نمیکرد بر سرش بریزید و از هیچ اسلحه ئی فروگذار نکنید
خلاصه کلام که از پند و اندرزهائی که من گوش کرده ام و به (( اینجا ))
رسیده ام غفلت نکرده ولی سوراخ خود را به شدت مراقبت کنید که
آن راه رسیدن مردان به ثروت شمایان است و ما چون ملای دهاتی
هستیم باید آینده نگر باشیم و جلوی همه دستمال خونی بکارت دختران
خود را بالا کرده هوار زنیم
همان که دیگران به آن میگویند(( ظاهر سازی ))
این دو با این پند و اندرزها رفتند وسط خیابان و سوراخ و شبه سوراخی در
وجودشان نبود که سرویسی به مردان دور و بر نداده باشد الا سوراخ
اصلی باکره !!!!!!!
و این ماجرا به شکل غریبی بسیار نزدیک بود به تفکر هواداران این رژیم
یعنی از هر سوراخی سرویس میدم تا ولایت وقیح دست نخورده باقی
بماند ....یاللعجب !!!!!!!!!!!!!!
این سوراخ باکره ما هی در این سالها قل خورد و قل خورد و سرویس داد
و دروغ گفت و .................. تا روزی که یک کولی دوره گرد بسیار
شاد و سر بلند و با نمک و زنده دل و خلاصه که شنگو ل و منگول وارد
حیطه این سوراخ باکره شد
و با یک چوب کلفت بیس بال نه تنها بکارت بلکه کون و مونش را همه با
هم یکی کرد
این ناناهه با خودش گفته بود
مادرجنده گیر بیارم کون و مون و همه جاشو با چوب باید یکی کنم که
یه کمی انتقام این مردم کلیه فروش و چشم فروش را بگیرم
بعله دوستان ....این سرنوشت ملتی است که ارزش ارزش های خود را
نمیداند و در گسترش آن تلاشی نمیکند و در خیابان تظاهر میکند که
یکی از اینان است
و در خانه ها مثلنی مادونا گوش میکند
خوب این تظاهر ...سبب پیدایش قشر کثیف مادوناهای فاطی کماندو
شده است
زنانی که فرهنگشان فاطی کاماندوئی و هیکلشان مادونائی است
یک نمونه برایتان دارم راست و بی پرده
این سوراخ باکره در زوزه به همه گفته بود اگر نانا بیاید اینجا من قهرم و آتش
بپا کرد
خودش خوب میدانست که زبان ناناست که حیطه ملکه گی سوراخ باکره اش
را خواهد رید و خودش را نابود خواهد کرد
و کردم .................................مگه نه ؟؟؟؟؟ نانا
Saturday, March 24, 2007
گفته بودم ..ما خر نیستیم !!!!!
بسیار خوب ساتگین گرامی گویا از شرم رفتی و وبلاگت
را بستی
ابدا مهم نیست هنوز انسان هستی بهت قول میدهم
زیرا شرم را حس میکنی والسلام
بهت وقت دادم توضیحی دهی ولی متاسفانه خراب کردی
خوب دوست من ..تو برای من انسان عزیزی بودی من با
تو سخن میگفتم من همین دو روز پیش از غمگین شدن
تو غمگین شدم و برایت پیامی گذاردم
چرا در دام این لکاته مادرجنده افتادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدانی او این کار ها را با من اکنون چهار سال است که
میکند تازه نیست
سه بار از طرف پاگنده که یکبارش او هم میدانست ولی
دو بار دیگر نه
با ایمیل او برای من چیزهاپی نوشت و فرستاد
که من گول خوردم و فکر کردم پاگنده مرا بازی میدهد
ولی روان خود را نمیتوانستم گول بزنم در تمامی مدت با
اصرار به من میگفت - پاگنده انسان شریفی است .
خوب در این نامه فرستادن ها و هنگامی که پاگنده تصمیم
به گفتن همه چیز در وبلاگ مهدی شیفت کرد و مرا خطاب
قرار داد
بلافاصله وبلاگ رختکن خاطرات را با همکاری هاله - خورشید
و باقی هک کرد !!!!
خوب دوست گرامی من در دو سه مطلب قبل گفتم که او جذامی
و گر است !!!!! مگر نگفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدی ترا هم گر و جذامی کرد!!!!!!!
تو هرگز برای من ایمیلی نفرستاده بودی زیرا نیازی نبود من با تو
در وبلاگ خودت و پیامگیرش به راحتی سخن میگفتم
چگونه شد که این بار به محض شروع جنگم با لکاته ها تو ناگهانی
برای من سه ایمیل بک تو بک فرستادی که سومی ایجاد شک و
سو ظن نسبت به پاگنده در من بود؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب مگر نگفته ام خر خودتانید ....چرا -خر - این پیس اف شت
شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی این بار منتظر بود که
به دلیل اعتماد این اواخری که من به تو نشان داده ام حرف ترا باور
کنم و نسبت به پاگنده کینه به دل گیرم
مگر نه ؟
استراتژی این بارش را که دهانش گوزیدم بادی هم به تو خورد
مگر نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حقیقتا که تف به رویت حتی اگر تو برادر این پیس اف شت بودی نباید
با او در این راه متحد میشدی
میدانی خواهرت مریض است بهترین کار برای او فرستادنش به یک
مرکز تحقیقی بسیار پیش رفته
برای روانیان است که شاید بهبود یابند و آدمی شوند
(با توجه به این که پدرش گویا خیلی
خیلی ثروتمند است البته این ثروت را در این رژیم جنایتکار اندوخته )
نه اینکه بروی با او متحد شوی برای به دروغ و کلک با شرافت دیگران
بازی کردن
خوب ساتگین تو چرا مرا فریب دادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم را حقیقتا شکستی برای من مانند برادر کوچک غمگینی بودی
اشتباه کردی باید به او میگفتی که ((مرده ای )) بس کن !!!!
ولی اما بگذار برایت نکته ای را که در نظر نگرفته ای بگویم و همه را
هم روشن کنم
اگر من روش ادبیات صادق هدایتی در علویه خانم را در پیش گرفته ام
به دلیل صراحت این روش است و بس
ولی من والگر هرگز نبوده ام
و تا این سن هرگز یک دانشجوی دکتری پزشگی را در هیچ کجای
دنیا ندیده ام
که به راحتی این پیس اف شت ..در وبلاگ ویران چپ و راست کلمه
(( کیر )) را مانند نقل و نبات بجود
و با دلیل و بی دلیل
بکارش ببرد
یک دانشجوی پزشکی با انسان و واقعیت زنده بودنش رابطه بر قرار
میکند
او مانند باقی دانشجویان نیست یک پله بالاتر است
مهناز ویران جنده ای است که به دانشجوی پزشگی بودن در امریکا
و دانشجوی چه میدانم گلدوزی در شیراز و ولگرد هرزه کافه گردی
در تهران تظاهر میکند ( از وبلاگ های دیگرش من خبر ندارم )
و با ثروت و نفوذ بابای جاکش قرمساقش هرکه هست با زور به
خواسته هایش میرسد
فکر نکنم تاکنون کسی محکم به اون دهان گشاد گاله بو گندوی متعفنش
که با لایه ای از ماتیک شانل ..رویش را قرمز کرده
به شدت من زده باشد
تنها با دقتی در وبلاگ های مختلف - بی حاصلش - برای مردم میتوانی
بیابی که او مشگل تعدد شخصیت دارد و به شدت مریض است و اگر تو
پسر خاله و یا عمه و یا چشم براه اون سوراخ باکره بوده ای!!!!!
بهتر است به اون بابای جاکشش خبر دهی که او را قبل از این که کاری
به دست خودش بدهد جائی بستریش کند اگر خود را دوست او
میدانی
ولی بدجوری ریدی ساتگین خان .......................................نانا
بسیار خوب ساتگین گرامی گویا از شرم رفتی و وبلاگت
را بستی
ابدا مهم نیست هنوز انسان هستی بهت قول میدهم
زیرا شرم را حس میکنی والسلام
بهت وقت دادم توضیحی دهی ولی متاسفانه خراب کردی
خوب دوست من ..تو برای من انسان عزیزی بودی من با
تو سخن میگفتم من همین دو روز پیش از غمگین شدن
تو غمگین شدم و برایت پیامی گذاردم
چرا در دام این لکاته مادرجنده افتادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میدانی او این کار ها را با من اکنون چهار سال است که
میکند تازه نیست
سه بار از طرف پاگنده که یکبارش او هم میدانست ولی
دو بار دیگر نه
با ایمیل او برای من چیزهاپی نوشت و فرستاد
که من گول خوردم و فکر کردم پاگنده مرا بازی میدهد
ولی روان خود را نمیتوانستم گول بزنم در تمامی مدت با
اصرار به من میگفت - پاگنده انسان شریفی است .
خوب در این نامه فرستادن ها و هنگامی که پاگنده تصمیم
به گفتن همه چیز در وبلاگ مهدی شیفت کرد و مرا خطاب
قرار داد
بلافاصله وبلاگ رختکن خاطرات را با همکاری هاله - خورشید
و باقی هک کرد !!!!
خوب دوست گرامی من در دو سه مطلب قبل گفتم که او جذامی
و گر است !!!!! مگر نگفتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدی ترا هم گر و جذامی کرد!!!!!!!
تو هرگز برای من ایمیلی نفرستاده بودی زیرا نیازی نبود من با تو
در وبلاگ خودت و پیامگیرش به راحتی سخن میگفتم
چگونه شد که این بار به محض شروع جنگم با لکاته ها تو ناگهانی
برای من سه ایمیل بک تو بک فرستادی که سومی ایجاد شک و
سو ظن نسبت به پاگنده در من بود؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب مگر نگفته ام خر خودتانید ....چرا -خر - این پیس اف شت
شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی این بار منتظر بود که
به دلیل اعتماد این اواخری که من به تو نشان داده ام حرف ترا باور
کنم و نسبت به پاگنده کینه به دل گیرم
مگر نه ؟
استراتژی این بارش را که دهانش گوزیدم بادی هم به تو خورد
مگر نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حقیقتا که تف به رویت حتی اگر تو برادر این پیس اف شت بودی نباید
با او در این راه متحد میشدی
میدانی خواهرت مریض است بهترین کار برای او فرستادنش به یک
مرکز تحقیقی بسیار پیش رفته
برای روانیان است که شاید بهبود یابند و آدمی شوند
(با توجه به این که پدرش گویا خیلی
خیلی ثروتمند است البته این ثروت را در این رژیم جنایتکار اندوخته )
نه اینکه بروی با او متحد شوی برای به دروغ و کلک با شرافت دیگران
بازی کردن
خوب ساتگین تو چرا مرا فریب دادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دلم را حقیقتا شکستی برای من مانند برادر کوچک غمگینی بودی
اشتباه کردی باید به او میگفتی که ((مرده ای )) بس کن !!!!
ولی اما بگذار برایت نکته ای را که در نظر نگرفته ای بگویم و همه را
هم روشن کنم
اگر من روش ادبیات صادق هدایتی در علویه خانم را در پیش گرفته ام
به دلیل صراحت این روش است و بس
ولی من والگر هرگز نبوده ام
و تا این سن هرگز یک دانشجوی دکتری پزشگی را در هیچ کجای
دنیا ندیده ام
که به راحتی این پیس اف شت ..در وبلاگ ویران چپ و راست کلمه
(( کیر )) را مانند نقل و نبات بجود
و با دلیل و بی دلیل
بکارش ببرد
یک دانشجوی پزشکی با انسان و واقعیت زنده بودنش رابطه بر قرار
میکند
او مانند باقی دانشجویان نیست یک پله بالاتر است
مهناز ویران جنده ای است که به دانشجوی پزشگی بودن در امریکا
و دانشجوی چه میدانم گلدوزی در شیراز و ولگرد هرزه کافه گردی
در تهران تظاهر میکند ( از وبلاگ های دیگرش من خبر ندارم )
و با ثروت و نفوذ بابای جاکش قرمساقش هرکه هست با زور به
خواسته هایش میرسد
فکر نکنم تاکنون کسی محکم به اون دهان گشاد گاله بو گندوی متعفنش
که با لایه ای از ماتیک شانل ..رویش را قرمز کرده
به شدت من زده باشد
تنها با دقتی در وبلاگ های مختلف - بی حاصلش - برای مردم میتوانی
بیابی که او مشگل تعدد شخصیت دارد و به شدت مریض است و اگر تو
پسر خاله و یا عمه و یا چشم براه اون سوراخ باکره بوده ای!!!!!
بهتر است به اون بابای جاکشش خبر دهی که او را قبل از این که کاری
به دست خودش بدهد جائی بستریش کند اگر خود را دوست او
میدانی
ولی بدجوری ریدی ساتگین خان .......................................نانا
Subscribe to:
Posts (Atom)







