Saturday, December 16, 2006

و اما دخوي مادرجنده بروم سر تو کثافت اعظم

جانم برايت بگويد که باز برگشته و مقاديري گه مفت خورده اي که
جاکش قرمساق
خوب مادرجنده کي بنده براي تو مادرجنده که کس زنت را به پيشاني
خود کوبيده و اين ور و اون ور ميروي که نکنه زنان بهت تجاوز کنند
و دست به دولت بزنند !!!!!!!
با تو جاکش ترسوي بدبخت از دوستي و دشمني سخن گفته ام که
ريده اي که من دوستي سرم نميشود ميشه بگي کي ؟
تو جاکش قرمساق از يک طرف چونان قراني که يک مسلمان مادرجنده
فاندمنتال ميخواند مرا ميخواني و همزمان مرا تکفير ميکني جاکش

به درخواستت جامه عمل مي پوشانم و کاري ميکنم که دهانت را نتواني
ديگر باز کني
مادرجنده تو تصور کرده اي که همه خواهرانت هستند که همين مخلوق
و مملي خلبان احتمالا چندي گائيده و لي تو به شيوه گذر آب منگل
دستي به سبيل قضاوتي خود کشيده و گفتي شتر ديدي نديدي
خوب منم خواهر اونا را گائيدم و بي حساب شديم
غافل از اين که همون (( خانم )) که شبا کونشو بغل ميکني و فکر ميکني
فقط توئي که ميکني ش!!!!!!!يکي از اين خواهرها است و حالا هم که از
سر گذر
رد ميشه بعله با همون رفيق آب منگليت ....بعله کاپيچي جاکش

از اون جنده اي که بغلت ميخوابه ( براي اين جنده است که بغل يک
جاکش عين تو ميخوابه وگرنه که من (( خانم )) ترا نميشناسم ) تا اون
مادرت که برات کدو مسما درست ميکنه ها خودتو کفن کنم يا بچه هاي
گذر گائيدن يا باباهاشون ميدوني که اين کارا تو ايرون سنته دخوي الاغ

خوب من ميگم ممکنه تو ترسي از فحش من نداشته باشي ولي وقتي
که زنت و ننه تو وآبجيت را هميچن شکافتم و گذاشتم کف دست همه
دهانهاي همه وا ميمونه از اين همه شناخت ناناي مدرن از کثافت يک
جامعه سنتي !!!!!
فکر کنم براي هفت جدت بس باش جاکش قاضي نا عادل

تو خودتو بزن به کوچه علي چپ خودت کلاه تد لاپيودس رو رو سرت
نميبيني ولي باقي که ميبينند و بنا بر فلسفه نديدن تو به معني
نبودنش نيست !!!!!!!!!!!!!!مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا

No comments: