بچه هاي داغتان به دلم مانده
ميدونم اگه بهتون بگم باور نميکنيد
واسه همين دارم ميخندم و تايپ ميکنم
ولي به جون مامانم من تخم دکتر بهشتي را
که مادرجنده در انفجار بمب گور به گور شد را
شکسته ام !!!!!!!!!!!
جاکش خونه اش تو قلهک تو يه خيابون فرعي
بود که چسبيده به خونه دوست خيلي نزديک
من بود
و اين قرمساق وقتي شد بهشتي هميشه
تو اون خيابون فرعي مامور بود براي حفظش
و طبعا بارها مرا در خانه يا کنار خانه دوستم
ديده بود وقتي ميگويم در خانه بالکني طبقه
دوم به حياط آنان مشرف بود و صبح هاي
جمعه اين مردک خاک برسر شکل راسپوتين
با شورت کودري گلدار دماغشو ميگرفت
ميپريد تو استخر شالاپي مثل يه خرس
و ماها تو بالکن خيلي وقتها نگاهش ميکرديم
اونم لبخند ميزد
به هر حال در يک مصاحبه بين المللي که با
خبرنگار فرانسوي رفته بودم
مرا شناخت ( اي کاش نمي شناخت )و با
لبخندي اولين نفر از من
سئوال پرسيد که با چند سئوال سفت و سخت
تخمش جلوي همه شکست و ديگر محل سگ
هم به ما نگذاشت !!!!!!!!!!!!!!!!نانا
No comments:
Post a Comment