Saturday, December 16, 2006

مملي خلبان جون


اگرچه تو هم مادرجنده اي ولي به تو مادرجنده نميگويم
چيزي ميگويم که به شدت برايت شرم آور تر است
و اين را تازه و بخار دار ( البته بخار گه ) از دهانت همين
امروز ريده اي
بگير که اومد

تو ميخ طويله پاي خروس که خيال ميکني گهي هستي
امروز آمده اي و در پيامگير مخلوق مادرجنده اين را ريده اي :



((December 16, 2006 11:00 PM, mohammad
ماني جان
من به‌تمامي با نظرت موافق‌ام و از ابتدا هم مخالف بحث با نانا يا بحث
در مورد نانا بودم. اما اين کاپيتان اهب ما اصولا مردي جنگي است که
نمي‌تواند از شکار پشه‌ها هم صرف‌نظر کند. به‌هرحال کار به‌اين‌جا
رسيد که بد هم نشد. کلي خنديديم و بيش‌تر هم مي‌خنديم. نانا نه
فقط آدم بدي نيست بل‌که خيلي هم باحال است.))


يعني که مرا پشه اي خوانده اي مگر نه ؟
ولي يادت نبود که ديروز هم از دهان مقاديري ريده بودي و در آن
چنين گفته بودي :




((December 16, 2006 3:34 PM, mohammad
نانا بي‌اهميت نيست. فنومني است براي خودش. فقط بايد توجه داشت
بسيار بسيار قابل ترحم هم هست و اين را گويا کسي نمي‌خواهد
متوجه باشد.))


خوب اي مملي جان تو در يک پيامگير در دو روز مختلف افکارت از بي
اهميت نبودن من
به پشه رسيدن من در تلاطم بوده قربانت گردم
و يا شايد نميداني از چي سخن ميگوئي ؟

برو ابتدا اين تضاد و گه گيج خودت را با خود حل کند سپس به اين
جبهه برادران خمان خمدح بپيوند

تو خودت هم نميداني من برايت پشه ام يا فنومن ..............نانا



راستي مملي جون

يادم رفت بگم خوب قرمساق بچه کوني پشه که فنومن
نميشه که ....پشه که پيچيدگي نداره
يا نکنه تو دهات شماها پشه ها مغز متفکر تون
محاسبه مي شوند که براتون فنومن هستند !!!!!!!!!!نانا

No comments: