Freedom For All
A forum for free discussion
Thursday, December 21, 2006
شاملو
خود نه از اميد رستم ني زغم
وين ميان خوش دست و پائي ميزنم
من همان مرغم که پر بگشود و بست
ره ز شب نشناخت ٬ در ظلمت نشست
نه ش غم جان است و نه ش پرواي نام
مي زند - وائي - به ظلمت ٬ والسلام
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment