Thursday, December 21, 2006


شاملو


خود نه از اميد رستم ني زغم
وين ميان خوش دست و پائي ميزنم


من همان مرغم که پر بگشود و بست
ره ز شب نشناخت ٬ در ظلمت نشست
نه ش غم جان است و نه ش پرواي نام
مي زند - وائي - به ظلمت ٬ والسلام

No comments: