Thursday, January 31, 2008


خودت !





بین کیوان سی و پنج درجه و ........مجید زهری بحثی راجع
به حجاب در گرفته است که به عنوان فرمانده میپرم وسط و
نظری را مینویسم

کیوان خان نوشته ای :




((...در باب حجاب معتقدم اتفاقن كه فقط واژه‌ي "احترام" است كه
برازنده‌اش مي‌شود. ايني كه مي‌گوييد نشانه‌ي ذهنيتي قشري،
‌ از نگاه شما كدام رفتار فرهنگي هست كه نشانه‌ي ذهنيتي
قشري نباشد؟ انتخاب اين كه روسري سر كنيم،‌ فقط مانتو بپوشيم،
‌ تاپ و شلوار بپوشيم، يا با دامن كوتاه يا حتا بي‌دامن كوتاه بگرديم
همه از سوي جامعه يا حكومت يا دين هنجار يا ناهنجار تلقي
مي‌شوند و اصولن در زندگي اجتماعي حجاب يك هنجار بر مبناي
خواست عمومي به حساب مي‌آيد. اينكه در مملكت ما چيزي به‌غير
از خواست عمومي تحميل شده، بله،‌ تحمل مي‌شود، اما اصل
حجاب مثل هر هنجار ديگري،‌ تا زماني كه مخل حقوق ديگران نباشد
(كه نيست)‌ كاملن قابل احترام است و هيچ دليلي براي تنزل زن
به حساب نمي‌آيد،‌ چراكه مرد هم حجاب دارد،‌ چون لباس دارد.
مي‌خواهم بگويم هيچ تفاوت ماهوي در روسري و سوتين وجود
ندارد، بجز نگاه جامعه. اگر منظورتان ايران بود،‌ بله،‌ حجاب ِ دستوري
قابل تحمل است، اگر نفس حجاب را مي‌گوييد، ازهركجا كه بيايد،
شخصي،‌ و قابل احترام است،‌ چون نسبي‌ است.))




عرضم به عرضت که چون کلمه - اجتماعی- را بر قلم جاری کرده ای
به تو فرمان میدهم که این اجتماع را ابتدا به شکل خیلی بیسیک
شهروندی - دهاتی جدا کنی

و به هریک جداگانه بنگری

من در این نگرش بهت کمک میکنم

تا آخرین روز شاه سابق در ایران ما زنان قرتی قرشمال مدرن ایرانی
هیچ مساله ای که با زنان حجابی مسلمان شهروند ایرانی نداشتیم
بلکه اساسا تفاوتشان را با خودمان نمی دیدیم

در هر عروسی و ضیافتی همواره مشتی زن مسن بودند که با روسری
شرکت میکردند ولی روسری هایشان شهروندی بود یعنی مشتی موی
سفید یا رنگ کرده از زیر روسری بیرون بود

در ادارات یک در چه میدانم چند ؟زنان و مردان مسلمان بودند که هیچ مساله ای
ما با آنان نداشتیم
و همه ما قرتی قرشمال ها هنگام تشیع جنازه کسی معمولا چادر مشگی های
قرتی قرشمال توری و گیپور سرمان میکردیم موقتا

حجاب برایمان مفهومی ارتجاعی نداشت مانند این بود که زنانی اکنون با لباسهای
مثلنی قشقائی در شهر زندگی کنند خوب به کسی چه مربوطه


ولی اما متاسفانه با سلطنت آخانید ایران ناگهان حجاب تبدیل به یک وسیله و
دگنگی شد که دو هدف اساسی را دنبال میکرد


یک = زهر چشم گرفتن از گروه عظیم زنان زبان دراز شهروند ایرانی که اینک
در همه سطوح حتی مدیر کلی ادارات رفته بودندو یونیفورمه کردنشان

دو = بر نشانیدن ارزش های دهات در داخل شهرها و حقنه کردن سکینه
دائي قزی های خودشان و همه را همان شکل کردن
کما اینکه مردان را هم با ریش و انگشتر عقیق و پیراهن های چهار خانه
روی شلوارهای زشت یونیفورمه کردند


اینجا برایت توضیحی اضافی میدهم که کاملا تفهمت کنم


اگر تو روزی یک هندی لاغر که گیاه خوار است و گاو برایش مقدس
جائی ببینی که لنگ گاوی را کباب کرده و به دندان میکشد با خود
خواهی گفت :
- عجب گیاه خواری است !!!!!!!!!!!!!


خوب هنگامی که قبیله نشینانی به حاکمیت مطلق میرسند که

شهر
نباید زنانی کون لخت و سر لخت و عین هالیوود این ور و اون وررو داشته
باشد .
این شهر میخواهد با قوانین چادر نشینان آمیخته گردد
نمیتوانیم این اجازه را بدهیم
و نه تنها این اجازه را نمیدهیم بلکه در کلیه شهرها زنان را در گونی های
سیاه پیچیده و مانند مشتی گونی سیاه متحرک هی از این ور به اون
ور بروند یا فرقی نمیکند گونی های آبی !!!!!!


هیبت شهر باید متعلق به زمانی باشد که ملاها مطرح بوده اند در ایران
زمان قاجاریه

زمان قاجاریه که زنی در شهرهای ایران سوار دوچرخه نمیشد با شلوارک
که موهایش را باد ببرد

کجای کارید ؟

حجاب اسلامی مهمترین اسلحه روستائیان مادرجنده جنایتکار اسلامی
کنونی ایران بوده برای سرکوب زنان شهروند ایران و نامی از نظر ما
شهروندان به جز

دگنگ

ندارد والسلام

و ما تمامی شهروندان زن و مرد ابدا و مطلقا و اساسا (( احترامی ))
برای این شندره سیاه قائل نیستیم
هرگز هم نبوده ایم کیوان خان

تازه اکنون که دیگر چادر و مقنعه برای اکثریت ما نماد کلاه های کوکلس
کلان ها است بی تعارف


و اما پرسیده ای چه فرقی روسری با سوتین دارد ؟

هیچ فرقی ندارد اگر زنان بتوانند هر هنگام دلشان خواست روسری را
برداشته و موهای خود را به دست باد بسپارند


فرقش اکنون مثل فرق دو پستان زیبا است با چماق وقیح این زن در
عکس


خودت کدام را ترجیح میدهی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کیل بیل فرمانده

No comments: