
من و سامورائي !
نمیدونم چند تا از شما فیلم سامورائی آلن دلون را دیده اید
به هر حال در این فیلم آلن دلون نقش یک قاتل حرفه ای را
بازی میکند که اول فیلم مرتکب قتلی میشود
با همین کلاه و بارانی در شبی ساعت هشت شب وارد یک
ساختمان مسکونی های رایز میشود و در تاریکی از جلوی
اطاق روشن کانسیژ که پیرزنی خیلی کوچولو موچولو و پیر
است رد میشود به طبقه بالا رفته شخصی را در آپارتمانش
میکشد و بعد از ساختمان خارج میشود
بعد تر پلیس او را گرفته و به اداره میبرد به همراه عده ای
دیگر به جرم مشکوک بودن
این قتل شاهدی جز اون پیرزن نداشته که گفته بوده من
ساعت هشت یک مردی را با بارانی و کلاه دیدم که از
جلوی اطاقکم رد شد یک ثانیه
خوب پلیس بدون هیچ امیدی به این زن آلن دلون را میان
شاید چهل نفر پلیس که همگی کلاه و بارانی داشتند
ردیف کرد
کلاه آلن دلون را با یک پلیس عوض کرد و بارانی او را هم
با یک پلیس دیگر
و همگی ردیف ایستادند
خاطرم است که پیرزن را وارد کردند و هی میگفت - من نمیدونم
مطمئن نیستم من تو تاریکی یک ثانیه از دور دیدم من مطمئن
نیستم و ابا میکرد
به هر حال راست و مستقیم رفت جلوی اون پلیسی که کلاه
آلن دلون روی سرش بود و گفت -
- کلاهش شکل این بود !!!!
بعد راست مستقیم رفت جلوی پلیسی که بارانی آلن دلون تنش
بود و گفت :
- بارانیش هم شبیه این بود !!!!!
و بعد راست و مستقیم رفت جلوی آلن دلون که کلاه و بارانی
دیگران را بر تن داشت و گفت :
- قیافه اش هم شبیه این بود !!!!!!!!
رئیس پلیس در حالی که چشمانش را در حدقه میگرداند گفت :
- بیابرویم خدا رحم کرده که مطمئن نبودی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دیشب با خودم فکر میکردم به جان همگی من عینهون این پیرزن
هستم
که تازه مطمئن نیستم وای به حال روزی که اطمینان پیدا کنم !!!!!
مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کیل بیل فرمانده
No comments:
Post a Comment