
دکتر علفی ! برای بادوم هندی عزیزم
عرضم به عرض فضولتان برساند که برنامه امروز دکتر علفی
را اختصاص داده ام به حادثه ای در ایران و پاسخ یک فقره
تمام و کمال جامعه نشناس نجس اسلامی ایرانی که کل ماجرا
و داستان را به شیوه صل الا نانائی برایتان همچین هلوی
پوست کنده کرده سر چنگال بزنم برای نوش جان تفکری و
بالا خانه ای
ماجرا قتل یک دختر هفده ساله اصفهانی است به دست پدر و
خواهر بزرگترش در خانه
و واویلا از این - موتیو - ترسناک اسلامی قرون وسطی ئی که
از دهان یک اصفهانی کس کش فناتیک بی ناموس ابله بیرون
میاید عین فوران گه
اولا که این مامورین اداره انتظامی در کل این خبر انگاری که چیز
غول را شکسته اند از بدیهیاتی سخن گفته اند که انسان غش
غش غش خنده اش میگیره مثلنی جائي چنین گفته :
((به گزارش سایه به نقل از عبرت، بامداد چهارشنبه هفته گذشته
ماموران کلانتري 23 اصفهان در پي اعلام گزارشي از سوي
مرکز فوريت هاي پليسي مبنی بر وقوع مرگی مشکوک خود را
مقابل يک منزل مسکوني واقع در خیابان جی اصفهان رساندند و
مشاهده کردند عده زيادي مقابل منزلی تجمع کرده اند. ماموران
با پرس وجو از اهالي محل مطلع شدند به احتمال زياد مرگ در
آن خانه رخ داده است.))
یعنی که بهشون تلفن میشه که یک کسی مشکوک مرده در
این محله ....اینها به محل رفته عده ای را جلوی خانه ای جمع
دیده ( و با این که فضولی ما ایرانی ها را میشناخته ) تازه رفته
از این و اون پرسیده و (اینجاش خوشگله به جان نانا ) تازه فکر
میکنه احتمالا مرگ در اون خانه رخ داده باشد !!!!!!!
هوش جنائي را متوجه شدید تن شرلوک در قبر لرزید
((لحظاتي بعد افسران تجسس وارد حياط کوچک منزل مسکوني
شدند و خود را در برابر جسد دختر نوجواني ديدند که روي يک
تشک قرار دارد. ))
ماجرا را برایتان خلاصه میکنم
مردی به خواستگاری دختر این مادرجنده قاتل میاید و او را عقد
میکند و در این مراوده عاشق خواهر کوچکتر میشود
با زن خود بدرفتاری کرده و در پاسخ رک و راست میگوید که
من عاشق دختر کوچک شده ام
و هنگامی که پدر در صدد طلاق دختر بزرگتر بوده و قصد کوتاه
کردن پایش را داشته اند روزی دختر کوچکتر را ربوده و میرود
ولی این اصفهانی مادرجنده مسلمان قاتل از خبر دادن به
پلیس به دلیل بی آبروئي خانوادگی !!!! خود داری میکند و
سعی به حل خانوادگی
بعد از ده روز دختر جوان را رها میکند
که به خانه بازگردد زیرا پلیس را دیگر درگیر کرده بودند
و بیچاره فلک زده این دختر هنگامی که داماد را محاکمه میکردند
به دفاع از او و این که واقعا عاشق او شده بلند میشود و حکم
مرگ خود را به دست پدری مسلمان یعنی قاتل بالفطره !!!!
امضا میکند
شب ماجرا او را قانع میکند که یا من که پدرت هستم باید خودکشی
کنم یا تو را بکشم که از این (( رسوائي )) که این مردک هر دو دخترم
را گائید خلاص شوم
دخترک معصوم الاغ بره نفهم هم میگوید شما خیلی مهمترید بنابراین
شما تشریف داشته باشید من یک کمی میمیرم !!!!!
بنابراین نیمه شب با کیسه پلاستیکی و روسری سراغش رفته
و دستهایش را خواهر بزرگتر گرفته و پدر مهربان جاکش مسلمان هم
با کیسه او را کمی کشت و (( آبرویش )) نجات یافت
و حالا خوانندگان عزیزم برایتان تحلیل یک مادرجنده تحلیل گر را
شکافی میدهم که صدایش کر کننده باشد :
((در این رابطه سید ضیا الدین فائق محقق و پژوهشگر مسائل
اجتماعی گفت:
موضوع جنایتهای خانوادگی و اینگونه رفتارهای خشن علیه زنان
و دختران که بعضی به آن به اشتباه اقدام شرافتمندانه نیز می
گویند در بسیاری دیگر از نقاط دنیا نیز مطرح است و حوادث مشابه
آن حتی در کشورهای اروپایی نیز رخ داده است، اما این ماجرا از
جنس حوادثی است که باید به دقت در تمام زوایای آن جستجو و
کنکاش کرد چون در جامعه اصیل و سنتی کشور ما بوقوع پیوسته است.
در میان مجموعه نکات مهم این واقعه رقت بار و تلخ مسائل بسیاری
وجود دارد که در این فرصت نمی توانم به تمام آنها بپردازم و به
صورت اجمال باید عرض کنم که فرزانه و فرزانه های دیگر از یک سو
قربانی هوس و شیطان صفتی برخی مرد نماها و از یک سو گرفتار
جهالت خانواده هایشان می شوند. تصور میکنم برای روشن شدن
زوایای مختلف این جنایت باید فرصتی بیش از اکنون در اختیار داشته
باشیم اما بعنوان موضوع هدف صرفا به مسئله حریمهایی که میتواند
از وقوع حوادث مشابه خصوصا در کشور خودمان جلوگیری کند اشاره
خواهم کرد.
نخست آنکه خانواده بعنوان اولین و مهمترین نهاد مهمی که فرد در
آن تربیت یافته و رشد می کند وظیفه دارد تا با رعایت برخی اصول
به رسمیت شناخته شده بین خود و افرادی که بدلایل مختلف با آن
در ارتباط هستند مرزهایی را قائل شود.
اینکه فردی بعنوان داماد وارد خانواده ای شود و پس از مدتی سمت
و سویی متفاوت گرفته و همسرش را نادیده انگاشته و عضو دیگری
از خانواده را هدف قرار دهد امری نیست که به سادگی رخ دهد. ))
ای من ریدم به کله سیدت با عمامه سبز مادرجنده الاغ مسلمان
قرمدنگ برای جلوگیری از این تراژدی ها باید زن و مرد با هم از
کودکی رشد کنند رها و آزاد تا هیچ یک دیگری را ((تابو )) نبیند
تو مادرجنده میگوئي ای مردم مردان دیگر را به خانه هایتان راه
ندهید زیرا در این صورت زن و دخترتان را میگایند ....تف به روت
تو در کدام مدرسه مسائل اجتماعی خوانده ای مادر جنده ؟
ریدم به اون اجتماع مسلمانانت جاکش قرمساق
((این مسئله نه تنها در درون خانواده و برای دختری جوان و ناآگاه بلکه
برای دیگران نیز ممکن است رخ دهد، در عین آنکه هیچگاه نباید
وابستگان را با برچسب زدن و اتهام زنی روبرو کرد و نباید زمینه های
شک و تردید را فراهم آورد که این خود مقدمه انحراف در افراد میشود
اما باید بین دختران و نامحرمان دیواری بلند بکشید و اجازه نداد که
حریم امن مبدل به جولانگاه غریبه ها شود. ))
ای من ریدم به حریمتان که با بالا بردن دیوار میخواهید حریم و حرمت
داشته باشید
ای من ریدم به دیوارتان که جز خفقان و سیاهی برای بنی بشر نداشته
و ندارد
ای من ریدم به دهانتان که گنده گنده نام دارید و لی در ته ته کار همان
جاکش قرمساق قرمندگ پفیوز مسلمان هستید
((ضمن آنکه تصور می کنم بخش اعظمی از دختران و پسران ما نسبت به
مسائل قانونی و مشوع بی اطلاع هستند برای مثال خیلی از افراد
نمی دانند که بر اساس ماده 1048 قانون مدنی جمع بین دو خواهر
ممنوع است اگر چه به عقد منقطع باشد، پس می بینیم که اساسا
طرح رابطه در این ماجرای اخیر خلاف قانون و شرع بوده و مخالفت در
مقابل آن نیز امری معقول اما راه انتخابی کاملا اشتباه و ناپسند، که
دختری معصوم با این شیوه بی رحمانه تن به مرگ بدهد. ))
میگما جاکش خان تو که متخصص تنکه های مردم ایرانی از طرف رزیم
و میدونی که دو خواهر را یک مرد نمیتواند بگاید
میشه به من بگی
اگه این دو تا خواهر به هم چسبیده باشند باید برای اینان یک مرد
کارسازی اسلامی کند یا دو مرد جداگانه
و اگر این مردان هر بار خود را به خریت بزنند و به سراغ اون یکی
خواهر چسبیده بروند این گناه است و زنا نام دارد یا خر تو خری
جنسی است و میشود با شلوغ و پلوغه رفع و رجوعش کرد !!!!
(پیکوفسکی صحنه را مجسم کن ذلیل مرده ووووونخند ....نانا زولا )
((سوال این است که مراجع قانونی پس برای چه زمانی گذاشته شده اند
و مگر نمی شد مسئله را از آن طریق دنبال کرد ضمن آنکه خوب است
قضات محترم دستگاه قضایی در نمونه های اینچنین با در نظر گرفتن
جمیع شرایط مراقب تصمیم خود باشند.
ایکاش قاضی محترم با مجموعه اطلاعاتی که در اختیار داشتند فرزانه را
با شرایط خاص به خانواده می سپردند و یا او پس از مشاوره خانواده به
آنها تسلیم می شد.))
بچه ها جون نانا...این مادرجنده سید به کمرش کارد خورده !!!! مادرجنده
را نیگا کنید ها
قرمساق ریشه تمامی این بدبختی ها را که فراستریشن جنسی است
که با اسلام و قوانینش و زندگی با وحشت برای این مردم بهمراه آورده
زیرا با غریزه که نمیتوانی پند و نصیحت بیاوری
مانند این است که بگويی به فرمان اسلام گرسنگی را تحمل کنید !!!!!
به همین سادگی
غریزه جنسی یک غریزه است از دست انسان ها و مخشان کمی خارج
است چرا نباید این مسلمانان این را درک کنند ؟
ای من شاشیدم به کله خمینی شیاد مادرجنده که هرکه را کشت کشت
هرکه را که داغدار کرد کرد
ولی این مریض کردن ملت ایران را و زنده زنده نابودیشان را لعنت جاویدان
باید کرد ...........................نانا زولا
No comments:
Post a Comment