
گل زبان !
کیوان سی و پنج درجه میرزا قلم دون یک بحثی
در باره زبان و رعایت قواعدش راه انداخته بود که
تصمیم گرفتم فهم او را با دو عکس کاملا بالاتر
ببرم
اگرچه او با من موافق است که زبان باید رها باشد
عرضم به عرضتان که زبان رایج ادبی نوشتاری و
محترمانه فارسی را اگر نگاه کنی درست مانند
این گلهای گلخانه پشت سرهم ردیف شده اند و
باید بعد از یک سفید دو صورتی و چهار بنفش
باشد ورنه قران سلیقه های عقل متوسط ها
کج میشه و میریزه و تمام
بنابراین اصول و قواعد را مانند الاغی باید رعایت
کرد و رفت

ولی اما زبان واقعی هنرمند که من آنرا (( وحشی ))
مینامم
عینهون این گلهای خورد روی وحشی است که هریک
برایت یک ساز میخواند و ابدا شباهتی به دیگری از نظر
قد و قواره و بگیر و برو ندارد
همه کله ها را با غرور رو به آسمان بلند کرده و نگاهی
به جهان زنده میکنند
و هر قر و تکانی به خود میدهند و از هیچ خس و خاشاک
و برگ زرد مرده هم نمیترسند چرا ؟
زیرا آزادند و وحشی
برای ایجاد هنر که ادبیات یکی از اساسی ترین آنهاست
زبان باید وحشی باشد
ولی خوب ....بابا نان داد و مامان گوز بهش پس داد و من
ریدم به پوشکم را ! قبول هی در گلخانه ها با هاش ور برید
ضرری به کسی نمیزنه ...................نانا زولا
No comments:
Post a Comment