Saturday, June 28, 2008



جونم برات بگه مائده جان !



این خانم انترکیبی که در عکس می بینید ( الکی میگم
خوشگله . نانا ) نامش مائده طهماسبی است که سفری
به برلن کرده و یه الاغی برای رادیوی گهی زمانه یقه اش
را چسبیده که با او مصاحبه ای کشکی الکی بکند

او گویا با این قیافه انترکیبش !!!! بازیگر تاتر هم هست

بگذریم او راجع به ایران سخنی گفته که مرا از راه دور
به شدت خشمگین کیشمیشی کرد ورپریده زیرا گفته :



((«ایران یعنی خانه‌ من»))



ای خاک تمامی عالم بر سرت که به ما داری دروغکی الکی
میگی

تو غلط کردی که گفتی ایران یعنی خانه ات تو به عنوان یک
هنرپیشه تاتر و سینما که به مدرسه تاتر برلن رفته ای گه
خوردی که گفتی ما ایرانیان شهروند از سی سال قبل تا
کنون وطنی داریم
خاک بر سر نداریم که .........نه تنها وطن نداریم بلکه اسیر
و برده هم هستیم به عنوان مثال

خیلی خیلی خیلی امکانش هست که تو به محض رفتن از برلن
در فرودگاه مهرآباد دستگیر و به اطاقی تاریک برده شوی و اول
مشتی بوی پائی پاسدار بهت تجاوز کنند و بعد هم بطری در
کونت بکنند و بعد هم با اتهام اقدام بر علیه اسلام !!!!!!!!!!
به اوین و خانه مرتضوی برفستنت تا حالت بیاید سر جاش

مگه نه ؟

خوب پس تو وطن نداری درست مثل باقی ایرانیان شهروند

وطن شمایان را هیولایانی آمده از دور دورهای تاریخ آغشته
به گه اسلام سی سال تمام است اشغال کرده اند و هر
کاری دوست دارند با ما میکنند

ما ملت ایران اگر کمی هنوز وجدان در خود داشته باشیم فقط
یک قلم به فجایعی که مرتضوی با زنان سیاسی زندانی ایران
کرده باید آتش از سرمان بلند کند

هر کاری مطلقا هر کاری این مرد مریض روانی میتواند با دختران
مردم کرده باشد و سپس تر کشته و دفنشان کند در همان باغ
خانه خود

به احدی پاسخگو نبوده

قاتلی سلاخ چونان او نمی یافتند احتمالا که حاکم مطلق اوین بوده


نه عزیزم نه دخترم نه مائده جان تمامی ادا و دلقک بازی شما
شهروندان این سالها به اندازه ای تلخ و غم انگیز بوده که نگوی

فستیوال فیلمی که ملایان با لباده ها و عمامه ها روی صحنه مثلنی
به هنرمندان شهروند تاتر جایزه میدهند !!!!!

نمایشگاه کتابی که مسعود کونده بهنود خوشحالی میکند که طلبه ها
بیشتر از دانشجویان بودند برای خریدن دسته الخر بلاغه !!!!!!!!

زنان الگانتی که همگی لچکی سکینه دائی قزی بر سر دارند !!!!!

روشنفکران و مدیران تجصیل کرده ای که هر سخنی و علمی را باید
به گه اسلام ابتدا کمی آغشته و بعد بر زبان آورند !!!!!!!!!!!!

شاگردان عقب مانده سهمیه شهیدی که بر تمامی دانشگاه های ما
حکومت میکنند و خودشان هم پلیس هم قاضی هم همه کاره هستند
لمپنان مسلمانی که استادان و دین های دانشگاه را راست و ریست
میکنند !!!!!!!

کوه مفتکی طبیعتی که در میانه گروه انبوه کوه نوردان رنگ وارنگی و
شهروند گله گله مشتی چادر مشگی با مشتی ال پلنگی که برای
همه نشانه ای از دشمن اول و یگانه ایرانیان است خود نمائي و
رفتار آنان را مانیتور میکنند کلاغ های سیاه کون دریده و پلنگ های
مافنگی جذامی کابوسی برای مردم شهروند ایران !!!!!!!

انبوه جوانان معتاد و کثیف و ذلیل در سراسر تهران خراب شده که
چونان جنده ای آغوش خود را باز کرده و ده و شهر و حرم و مسجد
گهی و نامقدس و ملای مزور و مردم فلک زده اسیر را در خود گرفته
واین مردم در فلاکت جوانان معتاد خود تنها با دیدن معتادانی که
میلرزند و در گوشه ای ایستاده اند سر به تاسف تکان میدهند و
میروند و با چشم خودم بارها دیدم که ساکت اشگ میریزند و
میروند

اسیرانی که نظام قلدر فاشیستی حاکم ٬ ثروتشان را میدزد و همه
حقوق اجتماعی آنان را گرفته و با آنان مانند مخبثان رفتار میکند و
محترم ترین طبقه اش در یک سفر چهار ساعته از تهران به شمال
ایران احتمالا چهار بار متوقف و سین جیم میشود شمال و دریائی
که روزی تنها پناهگاه آرامش مردم شهر بزرگ تهران بود اکنون رفتنش
کفاره دارد
زیرا هر آن پاسداری عقده ای یا بسیجی عقده ای میتواند سفر را
به مذاق همه مسافران زهر مار کند و دست آخر کلی پول شیتیلی
هم از آنان بگیرد


مائده جان ............همه چیزمان را گرفته اند و ایران اکنون مال ما
نیست .........ایران را زمانی که با کمک امریکا آزاد کردیم خودمان
خواهیم ساختش تا فرزندان تو با مفهوم واقعی وطن آشنا شوند
و فرزندان همه این نیمی جوان .............................نانا زولا

No comments: