Saturday, June 28, 2008



درشو بذار مرتیکه !




((ملک‌مطیعی:‌ من تاریخ زنده‌ی سینمای ایران هستم))


برو بابا حال نداری تو هم

تاریخ زنده چیه ؟

سینمای فارسی عبارت بود از یک مرد کون لخت دست به دهن
عمدتا لومپن که دختر یک بساز و بفروش بالای شهر تهران
عاشقش میشه و یارو در طول فیلم به ماها میگه که پول بده
و فقر و لمپنیزم خوبه !!!!!!!

این روند که نوکرت برم زنده و مرده نداره که مگه نه ؟

هی فروزان و گوگوش شدند یک لکاته پولدار هی فردین و بهروز
وثوقی را خاطر خواه

تو هم این وسط لمپنی که نیمه راه با چاقو کشته میشه مگه نه ؟

جمش کن هرکی میگه پنیر تو سرتو بذار زمین و یه کمی بمیر درسته
که الانه هر طلبه کونده و هر دهاتی الاغی برای ما شده الیت !!!!!

ولی امثال ترا که یادمان دیگه میاید ناصر خان .................نانا زولا

No comments: