Friday, June 27, 2008

جادوگرم !


یکی دو شب قبل در وبگردی شبانه ام با لینکی به سایتی
رفتم که نامش شهروند بود فکر کنم و در آن مصاحبه ای بود
با فرزانه طاهری زن گلشیری

مطلب را خواندم و رفتم خوابیدم و روز بعد هرکاری کردم یادم
نیامد از کجا رفته بودم تا برایتان اکنون لینکش را بگذارم


به هر حال در سخنان زن گلشیری حقیقت تلخی بود که کمی
جیگرم را آتیش زد و با خودم گفتم براتون کمی از چرائي
بنویسم


خانم طاهری در این مصاحبه به حقیقتی تلخ اشاره کرده که آن
ایزوله هوشنگ گلشیری و بایکوتش به دلیل سرخ نبودن توده ای
کمونیستی ......بوده است .

با گذاردن صحه به سخنان خانم طاهری به دلیل شناخت از نزدیک
این دو و کودکانشان و شاهد دست و پنجه نرم کردن یکی از نادر ترین
نویسنده های ادبی مستقل ما .....با مشگلات مادی همیشگی

میخواهم بگویم که هوشنگ گلشیری نویسنده ای بود با مخی
باز و متعلق به خودش

به او از فرمالیست تا کاپیتالیست گفتند

چرا ؟

زیرا او زیر هژمونی کیری چپ سرخ توده ای ایران نمیرفت و دنیای
ادبیات و روشنفکری ما در تحت هژمونی چپ بود و امثال محمود های
دولت آبادی و به آذین های کیری





کمی فکر کنید که نسل من در ایران از دنیای سرمایه داری چی
میدانستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هیچ ..........فقط نفرت نسبت به آن را چشم بسته پذیرفته بودند
چرا ؟
زیرا از هژمونی سوسیالیزم شوروی فرمان رسیده بوده که همه
چیز غرب بد است

کمونیست های مذهبی کیری ما حتی از الویس پرسلی بدشان
میامد با آن صدای ملکوتی و فوق العاده

هر چیزی از غرب میرسید بد بود و شاه خائن نوکر امپریالیست ها !!!!
که هی غرب زدگی وارد ایران میکرد

به جای گورکی زدگی و لنین زدگی و چپ زدگی !!!!!


روشنفکران ما نگاه را از..... نگاه کردن با چشم چپ شناخته بودند و بس

همه فنومن ها را اول در کاسه چپ ریخته و سبک سنگین چپی
میکردند و بعد حقنه به مردم معمولی

خوب ابدا هم جای تعجب نداشت که جوانانی که جذب این سازمان های
طاق و جفت چپ میشدند یکی از یکی دگم تر و ابله تر و روبوت تر بودند
و میشدند


برایتان نمونه ای به شدت تهوع آور از این نهادینه شدن مشتی شعار
در کله مادرجندگان بی سواد روشنفکر ایرانی دارم

زنک گهی شهرنوش مادرجنده پارسی پور مدتی قبل گویا
نمایشنامه ای
به روی پرده رید که در آن نه نه پیرزنی هر حیوان خر و الاغی را زیر
سقف گهی خود پذیرفته و مهربانی کرده

یعنی ای امریکائیان بیائید همه ما گری گوری ها را در آغوش گرم
خود نگاه دارید جا برای همه مان هست !!!!!!

شیوه کیری توده ای را متوجه شدید ....همان صمد بهرنگی دهاتی
والسلام


رشد نمیکنند .....در قلب آزادی و دموکراسی هم میروند سر قصه های
رمز و راز دار خاله شلخته های مسلمان قدیمی و از حیوانات میگویند
یعنی انسان ها درس عبرت بگیرند !!!!!!!!!!


به جان نانا......انسان اگر کمی با ادبیات اروپا و امریکا آشنا شود تازه
به حقیر بودن تمامی این چیزهائی که به انسان خورانیده اند پی خواهد
برد

مانند یک سمفونی بتهوون است در برابر آوای یک بالالایکا


بعله ...شاهنشاه قدر قدرت کله های کل توده مردم را پوک میخواست

و چپ چپول چسوی ایران این کله ها را فقط پر شده از گهی راجع
به کمونیزم شوروی و ایده هایش !!!!!!



امریکانای مدرن وارد عمل شد و اینترنت را برای مردم ایران کمی اختراع
و نصب کرد

تا به شکل مستقل خودشان به تمامی فکت ها و فیگورها که در کشور
مدرن و متمدن امریکا همه به آن دست رسی دارند ...دست رسی
یابند و

سینمای امریکا را بشناسند ادبیات امریکا را بشناسند تاریخ امریکا را بشناسند
روحیه اجتماعی امریکا را بشناسند و هی بشناسند و بشناسند و بشناسند
تا خودشان هم مصمم به درست کردن یک امریکا در خاک خود شوند


با اختراع و نصب اینترنت ..........ماسک گهی چپ چپول و راست مسلمان
از صورتهاشان افتاده شد

و توسط جادوگر وبلاگستان هی چوب به کون هر دو گروه به شکر ایزد تبارک
و تعالیشان فرو رفت ..........اهدنا الصراط المستقیم ........نانا زولا

No comments: