
یادش جاودان
امروز یکی از کمدین های آدم حسابی امریکائی در گذشت
نام این مرد جورج کارلاین بود و وای از زبان تیز و سمی که
داشت عالی بود
او مانند من چوب بیس بالی چرب نکرده در کون هر مادرجنده ای
در امریکا که دلش میخواست فرو میکرد
من تمامی برنامه هایش را از جوانیش دیده ام و دو بار هم به نمایش
زنده اش رفته ام
در نمایشی خاطرم است از چیزهای کوچک مشترک انسانی بین
ما سخن میگفت و به عنوان مثال میگفت :
شده هیچوقت در یخچال یک بشقاب خالی بیابی ؟ این بشقاب اونجا
چیکار میکنه ؟ آیا غذا ها یکدیگر را خورده اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هیچوقت شده بری توی یک اطاقی درخانه که کمتر میری و وسط
اطاق بایستی و با خودت فکر کنی برای چه کاری اینجا هستم ؟؟؟؟
هیچوقت شده که توی یک جای عمومی درز شلوارت بره لای درز
کونت و شروع به خارش بکنه کونت ولی نتونی کاری بکنی ؟؟؟؟؟؟؟
و هزاران از این نکته های مشترک ما همه انسان های الاغ
ولی یک برنامه من از او دیدم که راجع به جامعه مصرفی بود و میگفت
که در امریکا بی زنی نس یعنی کیری آماده در دست برای کردن توی
کون مصرف کننده
میگفت هنگامی که یک مرد فروشنده در فروشگاه وسائل خانگی
با لبخند و تر و تمیز جلویت میاید و میگوید - چه کمکی از دستم
بر میاید در واقع در مخش دارد کیر خود را توی کون شما وارد میکند
و مکالمه های بعدی شما همه در این حالت !!! ادامه میبابد !!!!!!!
نیویورکی بود و برای حل مشگل مسکن در نیویورک روزی چنین گفت :
تمامی این زمین های گلف را که مشتی مادرجنده با شلوارهای چهار خانه
گلف مانند عقب ماندگان یک توپ فسقلی را میزنند و مایل ها در زمین
سر سبز بی مصرف افتاده قر میدهندمیروند و میایند و دنبال این توپ
میگردند را باید تبدیل به خانه برای مردم کرد
و یا قبرستان های عمومی نیویورک را که استخوان های مشتی مرده
درآن جا خوش کرده بکوبید و خانه بسازید و به فکر زنده ها باشید مادر
فاکررررررررررررررها ......................... نانا زولا
No comments:
Post a Comment