Tuesday, December 30, 2008




Play Misty For Me


نمیدنم شماها این فیلم را دیده اید یا نه ؟

به هر حال فیلمی است ترسناک و جنائی راجع به مردی
که به دلیل غیبت زنی که عاشقش بوده با یک زن خل و دیوانه
سکس داشته و گیر این زنیکه روانی می افته و واویلا که این
یک فین فین ناقابل برای این مرد خیلی گران تمام میشود !!!!


بعله کاری به کار ماجرای فیلم ندارم که تخماتیک است ولی
در این فیلم کلینت ایست وود نقش یک گوینده رادیو را از ده
شب تا کله سحر دارد که برای شب زنده داران موزیک مورد
درخواستشان را پخش میکند و زندگی بی نهایت تنها و ایزوله ای
دارد
روزها می خوابد و تازه غروب برخاسته و غذائی خورده و به سر
کار تک و تنهای خود در یک اطاق استودیوی رادیوئی که تنها
رابطه اش تلفن و درخواست آهنگ است با اجتماع ٬ میرود


من الانه درست احساس کلینت ایست وود را دارم مانند یک
گوینده بیست و چهار ساعته در استودیوی تک نفره خودم با
این فرق که کسی هم بهم تلفن نمیکنه !!!!!!!!!!!!!!!!

به جان شریفتان هر کله سحر مانند یک ورکوهولیک تمام و کمال
به استودیوی کامپیوترم میایم و تا نفس دارم میگویم و میخندم
و میخندانم و میرینم و میشاشم و میبندم و کنار میگذارم


خیلی کیف داره بچه ها به جان شریفم

خیلی وقت ها کلافه میشوم ولی می ارزد زیرا مانند شبحی
که نمیشود کاریش کرد هی میخ تو چشم مادرجنده ها میکنم
و هیچ باندری هم ندارم شکر خدای جاکش عیاش مرلین مونرو
باز الزایمری ..................مگه نه ورپریده ها .......نانا زولا

No comments: