
به استاد آرامش دوستدار که مطلب جدیدی هم دارند !
حقارت !
استاد گرامی میخواهم با تو درددلی کنم که در آن سوز جگر بیداد
میکند
هنگامی که بعد از ده سال دوری به میان ایرانیان وبلاگ نویس آمدم
مرتبا پایم به چاله هایشان رفت تا بالاخره یاد گرفتم مواظب باشم
مانند نقل و نبات جمله آی لاو یوی انگلیسی را هی
به این وبلاگ نویسانی که همگی را مشتی لشگر شکست خورده
نا امید بدبخت فلک زده تحت فاشیزم مطلق میدیدم با دوستت دارم
گفتن فارسی پخش و پلا کردم
و واویلا که این نامهربانی دیده گان مفلوک مردانشان این را عین
چشمک یک زن مسن ول و چل که در وبلاگستان دنبال یافتن مردی
جوان و ایرانی !!!!!!!!!!! میباشد تلقی کرده و هی گه کاری دنبال
من شد بدون این که روحم خبری هم داشته باشد
توده ای ها بر سرم ریختند
اصلاح طلبان بر سرم ریختند
زنان فمینست اسلامیشان بر سرم ریختند
لمپنان اطلاعاتیشان بر سرم ریختند
ولی بی فایده بود
چرا ؟
زیرا من با تصمیم این که به آنان حقارت زندگی زیر تسلط مشتی
بیگانه بی سواد که به فاصله ده و شهر در ایران متفاوتند و فرومایه
و هر سر افراخته ای را بریده اند تاکنون
دوباره به میانشان آمده بودم
یکی از مهمترین چیزهائی که از روز نخست مانند چکشی به سندان
کوبیده ام همین اهمیت دادن به مردم ایران است
اگر اکنون خود محمد هفنر هم ظاهر شود باید فقط در سخنانش
به دنبال اهمیتی که به مردم میدهد باشیم و اعمالش را کنترل
کنیم
شش سال تمام است نام - مردم شهروند اسیر و برده - ایران در هر
مطلبی که نوشته ام میباشد
و آن گاه درست در موقعیتی که باید باید باید اهمیت نظر ما مردم شهروند
برده ...........به هر شکلی که هست تبلیغ شود .....این مادرجنده با این
موی سپید که در آسیاب سپید کرده است بدون هیچ سخنی با کمال
مخفی کاری از طرف سید علی
به امریکا آمده با اوباما ملاقات میکند و ما هیچ یک خبری در این باره
نمیشنویم
روشنفکران ایرانی عمدتا مانند این پیس اف شت بی آبروی لکاته
قرمساق میان افتاده محلل هستند .
هیچ یک باوری به نیروی ما مردم شهروند ایران ندارند و همراه با آن
باوری به انرژی نیمی از هفتاد میلیون را که جوانان هستند ندارند
من به چیز دیگری باوری ندارم پریود ..........................نانا زولا
No comments:
Post a Comment