
این ما هستیم !
با درود بر تمامی هموطنانم
عرضم به خدمت همگی که این اسماعیل نوری اعلا مطلبی
دارد که بعدا خودتان بروید بخوانید .
نوری اعلا ٬ در این مقاله سخن از تلاش برای نزدیکی جمهوری
اسلامی با دولت اوباما مینماید .
نوری اعلا در بخشی از سخنانش میگوید که :
اجازه دهيد که، در پی طرح اين مقدمات، به درکی که افراد خارج از دولت آمريکا از سخنان آقای اوباما دارند نيز توجه کنيم و ببينيم که اين درک چه حدود و ثغوری دارد و نتايج آن در مواضع آيندۀ حکومت اسلامی ايران چه می تواند باشد. نخست از درک آشنای گرامی خويش، آقای دکتر عباس ميلانی، آغاز می کنم که از «مذاکره» ای که آقای اوباما آمادگی خويش را برای آن نشان داده برداشتی کاملاً سنتی را ارائه می دهد. ايشان، اخيراً، در مقاله ای بزبان انگليسی در نشريۀ «بوستون گلوب»، که بيشتر خطاب به افکار عمومی روشنفکران و آزاديخواهان آمريکا ـ و احياناً سياست گذاران وزارتخارجۀ اين کشور نوشته شده ـ پس از ارائۀ شرح مفصل اما پريشانی از اوضاع ايران، کوشيده است تا خطوط لازم در مذاکره با حکومت اسلامی را تشريح کرده و، از جمله، توصيه کند که: «دو کشور بايد مستقيماً و بدون شرط و شروط با هم به مذاکره بنشينند و اين خودداری از شرط گذاری بايد دوجانبه باشد. نه ايالات متحده و نه روحانيون ايران هيچکدام نبايد خواستار آن شوند که موردی چند از موضوعات قابل مذاکره، از پيش کنار گذاشته شوند. در مورد آمريکا، کليد موفقيت اين مذاکرات ايجاد نوعی تعادل است: اينکه به رژيم روحانيون اطمينان داده شود که آمريکا ديگر بدنبال نقشۀ تغيير رژيم نيست و در عين حال برای دموکرات های ايرانی روشن شود که آمريکا نگرانی از وضعيت حقوق بشر را در برابر هر امتيازی که حکومت ايران بدهد کنار نخواهد گذاشت».
و برای اينکه معنای عبارت «دموکرات های ايران» هم در متن آقای ميلانی روشن شود لازم است اين تکه از مقالۀ ايشان را هم ترجمه کنم: «اشتباهات سياست خارجی [در دولت بوش] موجب شد که قيمت نفت بالا رود و رژيم ايران بتواند پايه های خود را محکم تر کند. اين اتفاقات را سياست غير قابل توضيح قرار دادن ايران در "محور شرارت" صدچندان وخيم تر کرد؛ آن هم در زمانی که دولت اصلاح طلب محمد خاتمی آماده می شد تا زمينۀ برقراری روابط حسنه با آمريکا را فراهم سازد. [اما اکنون] پس از سال ها سياست خارجی سرگردان آمريکا، آغاز کار دولت اوباما ممکن است موجب آغاز روابط جديدی بين دو کشور شود».
و در سراسر اين مقاله هم، «دموکرات های ايران» کسانی نيستند جز اصلاح طلبانی همچون خاتمی، سروش، اشکوری و هيچ نشانی از وجود نيروهای ديگری که از دل اسلاميست ها برنيامده باشند وجود ندارد تا دولت آقای اوباما به پشتيبانی از آنها نيز فراخوانده شود. بعبارت ديگر، تصور آن است که نه تنها در مذاکره آمريکا با حکومت اسلامی بر همان پاشنه ای خواهد چرخيد که در زمان مذاکرۀ کشورهای اروپائی با حکومت اسلامی چرخيده بود، بلکه حتی اکنون لازم آمده است آمريکا يک پله هم پائين تر آمده و بقای حکومت اسلامی را تضمين کند و در مقابل از حکومت اسلامی برای رعايت حقوق بشر در ايران تضمين بخواهد.
اولا که دکتر عباس میلانی گه خورده به وسط لنگ زنش خندیده
که مردم ایران را نادیده گرفته است پریود
او شاید نقش جاکشی و کسکشی ٬ دکتر هوشنگ امیر احمدی
را به گردن گرفته باشد کی میدونه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگر هوشنگ امیر احمدی یک استاد کس کش دانشگاه در امریکا
نبود که همزمان واسطه محبت بین ملا و امریکا شده بود ؟؟؟؟؟؟
خوب دکتر عباس میلانی هم یکی مثل او خلاص
ما ایرانیان از خود فروخته هرگز کم نمیاوریم فوری و فوتی خود را
به پولی مقامی پستی معروفیتی مالی منالی .......میفروشیم
و تمام
این از گه خوری های عباس میلانی مادرجنده مردم ایران فروش
ولی اما بروم سر ابراهیم یزدی :
و در هنگامۀ همين زير و بم ها و تلاطم ها است که در خبرها می خوانيم آقای دکتر ابراهيم يزدی، رهبر تشکل مذهبی موسوم به «نهضت آزادی ايران»، به آمريکا آمده و با آقای اوباما مذاکره کرده است؛ مذاکره ای که نه می توانسته بدور از چشم مقامات حکومت اسلامی انجام شود و نه نظر موافق آنها را با خود نداشته باشد. يعنی، در واقع، بايد پذيرفت که مذاکرۀ دولت آقای اوباما با حکومت اسلامی، چندی پيش از پريروز و انجام مراسم تحليف رئيس جمهور، آغاز شده و نمايندۀ حکومت اسلامی در اين مذاکرات هم کسی جز آقای ابراهيم يزدی نبوده است. آنگاه، تعيين آقای ولی نصر بعنوان مشاور آقای اوباما و ديدار رئيس جمهور جديد با کسانی همچون خانم هالۀ اسفندياری نيز در همين راستا درک شدنی تر است. به کلام ديگر، بنظر می رسد که ـ فعلاً، و اگر اتفاق خاصی پيش نيايد ـ قرار است آقای يزدی، بار ديگر (با اشاره به نقش ايشان در بردن خمينی به پاريس)، در تحولات تازۀ ايران نقشی کليدی بازی کند و چهرۀ جديد حکومت اسلامی برای مذاکره با آمريکا باشد و، در نتيجه، بايد منتظر شد که در اين دور جديد بازی، به ايران برگشته و فضا را برای بقدرت رسيدن يک دولت اسلامی «معتدل!» با شرکت اعضاء «خودی» ی نهضت آزادی فراهم نموده و مذاکرات مستقيم با آمريکا را اداره نمايد. آنگاه، در برابر چنين گزينۀ «خوش سابقه» ای، روشن است که احياء مهره های سوخته ای همچون مير حسين موسوی و سيد محمد خاتمی، محلی از اعراب نخواهد داشت.
ابراهیم یزدی یکی از سه نفر مثلث بیق بود که نه زندان رفت و نه کشته شد
و نه به خارج از ایران فرار کرد
او تمامی این سالها در ایران ماند و هی دور و بر ملایان جانی غاصب ایران
مانند سگی درباری بو کشید و بو کشید و بو کشید و منتظر ماند .
ابراهیم یزدی اکنون نقش محلل را میخواهد بازی کند تا کل این اوباش رذل
چاقو کش جانی بیسواد غاصب را و نظم جمهوری اسلامی گهی آن را
بر هم نریزد ! فقط استحاله ای دهد
من هم درست همین قصد و هدف را دارم منتهی برعکس
میخواهم آنرا کاملا بر هم بریزم .........ها ها ها ها ها
نوری اعلای گرامی .........به دلیل نگرانی هایت که ظاهرا از نوع
نگرانی های من و مردم شهروند ایران است میخواهم برای تو و هر
ایرانی آزاده ای که خواهان حرمت انسانی است و با مخ خود به این
نتیجه رسیده است که با این جانیان راه هیچ سازشی نیست
سخنی بگویم تا خیالتان را راحت کنم :
همان گونه که نسبت به قرن گذشته ما صد سال جلو رفته ایم در
تمامی پدیده های زندگی ما ٬ بدون کم و کاست تحولی ایجاد شده
است
مردم جهان اینک در اوج انقلاب انفورماتیک هستند که بعد از انقلاب
صنعتی به وقوع پیوسته است
تمامی فنومن ها تغییر یافته حتی شکل جنگ .
دیگر ما جنگ ها را در صحنه های نبرد و خاک و پیشروی
و میزان کشته شده ها یا کشته دادن نیست که میبریم یا میبازیم
در واقع جنگ ها سرنوشتشان در عرصه مدیا و با پی آر .......ها
تعیین میشود
جنگ کشورها و پیروزی هریک بستگی مستقیم به افکار تک تک
مردم و تبلیغات برای - دلیل جنگ - خود دارد پریود
و به همین دلیل من هیچ شکی به پیروزی مردم ایران ندارم زیرا
اولا جبهه ما بسیار قوی تر است و مدرن دوما از آن مهمتر همین
اختراع و نصب اینترنت و وبلاگها میباشد که همه ما را به هم وصل
کرده است
و ریختن مجموعه عقل های ما روی هم و پشتکار در هدف خودمان
و تلاش روشنفکرانه و روشنگرانه ٬ به همه ما با هم قدرتی میدهد
که هیچ تفاله رجاله جاکش و قرمساقی از جنس ابراهیم مادر جنده
یزدی
که از روی سر همه ما مردم ایران به خلوت اوباما رفته و پیام مهر و
محبت سید علی تریاکی یکدست جانی دهاتی عاشق خود را به
باراک اوباما رسانیده
و حتی این اندازه حرمت برای مردم ایران قائل نشده که رسما در
جائی برای ما بگوید که ماجرا چی بوده است !!!!!!!!!!!! یارای
مقاومتی نیست .
شش سال است فریاد میزنم مردم ایران مردم ایران مردم ایران
باز هم مخفی از مردم ایران کون های قلمبه خود را عطر و ماتیک
زده برای کیر کشورهای دیگر قلمبه اسلامی میکنند
شش سال است فریاد میزنم مردم ایران مردم ایران مردم ایران
مادر جنده ای که این همه از او در برابر این و آن دفاع کردم برای
اوباما تعیین میکند که برو با دموکرات های از جنس خاتمی و
باقی ....مذاکره کن ها ها ها ها ها
شش سال است به همه این کس کشان میگویم :
به اینتلجت ما توهین نکنید !
به هر حال نوری اعلای گرامی ابدانگران نباش زیرا بخش ما مردم
بی دفاع و مظلوم و اسیر خود فروختگان ٬ نانا زولا مادر ایران را
دارد
و تمامی قابلیت این مادر خوشبختانه در عرصه پی آر !!!!!! است
و این مادر اگر لازم باشد با عصا به کاخ سفید رفته و عصایش را
به کله اوباما خورد خواهد کرد یا بر کله سارکوزی یا براون یا مرکل
یا بگیر و برو
این ما هستیم ما عاشقان گمنام مردم ایران ٬ که نخواهیم گذارد
این بار ملت ایران نادیده گرفته شوند خود ما ............نانا زولا
No comments:
Post a Comment