
قلپ قلپ گه خوران !
یاران ......این واکنش ها به سخنان کورش زعیم و پیشنهاد
جبهه ملی را نخوانده ام زیرا میخواهم کسانی را که
نظر مثبت دارند کنار نهم و بروم برای پاسخگوئی و دفاع
از مخالفان این جبهه اصیل واقعی شهروندان تحصیل کرده
ایران طبقه متوسط
بنابراین از تولید به مصرف بیگیرد که اومد :
نامه های خوانندگان
دربارۀ مقالۀ « پیشنهاد برای نجات میهن »>>>>
شنبه 2 خرداد 1388 ـ 23 ماه مه 2009
آقای زعيم، هموطن گرامی.
آنچه به آن پرداخته اید رنج و بلاهائی ست که بر سر مردم ایران در طی سی سال گذشته نازل شده است. در چون و چرای آن با شما اختلافی ندارم بلکه با شما همصدا هستم. از میهن سخن گفتن شما و راه حل شما هم بسیار دلشادم. 58 بار نام "ایران" و 8 بار صفت "ایرانی" را در نوشتارتان ذکر کردهاید که مرا جذب خود کرد.
با آنکه مرا بعنوان یک ایرانی دگراندیش ملیگرا مخاطب قرار ندادهاید و حق اظهار نظر مرا با تعیین قبلی شکل نظام آینده ایران در نظر نگرفتهاید، باز هم نوشتار شما را تا کلام آخر بخاطر ایرانی و ایراندوست بودنم، خواندم.
با تمامی گفتار شما بجز یک نکته موافقت کامل دارم و آن تعیین شکل نظام آینده ایران است که بنظر من بایستی آنر را هم به رای مردم گذاشت.
خوشنودی من در این است که راه حلهای ما برای گذر از جمهوری اسلامی تا 98% هماهنگی کامل پیدا کرده است. امیدوارم 2% اختلاف من و هموندانم با شما مانعی برای یک همبستگی ملی ( آشتی ملی ) نباشد. ایران به همه ما ایرانیان احتیاجی مُبرم دارد و نمیتوانیم بخاطر آرمانگرایی خُشک و سُنتی خود همدیگر را پذیرا نباشیم.
ما آیرانیان در آینده هم با هم اختلاف نظر خواهیم داشت. بهتر است این اختلافات را به رای مردم بگذاریم و آنان را قاضی مُنصفی در انتخابات آزاد آینده بدانیم.
ارادتمند
بهمن زاهدی
جناب آقای بهمن زاهدی شاه پرست اگر بدشانسی شناختن نانا زولا
را داشته باشید میدانید که من تعارفی با کسی ندارم و یه راست میروم
سر خود مطلب نه حواشی و زوائد
جناب .........بگذار خیال اون دو درصد اختلاف شماها را با باقی ما
بگویم و راحتت کنم
ما ابتدا شاه و سلطنت را قی کردیم و استفراغ
و اکنون اسلام و ملا را خیال قی کردن و استفراغ کردن داریم
شما اگر به داخل کونت سر نیم پهلوی را برای ما باقی داری هدیه
میاوری خیالت تخت دیگه سرها را از کون ها خارج میکنیم و خوب
بهشون نیگا نیگا نیگای دکتر اکلبرکی میکنیم
تمام دوره شاه دیکتاتور ایران و باقی سی سال گذشته هی به ما
همه چیزززززززززززززززز را سر به کون گفته اند
نمیگذاریم این بار مشتی پوفیوز ساواکی و ارتشی شاهی باز
هم با تحمیقی جدید از پنجره خانه هامان وارد شوند
نوع حکومت ایران میکند به عبارت ابالات متحده ایران و در آن هیچ
جائي برای شاه و شیخ نیست
خر زاهدی فهمت کردم یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا زولا
***************
در خواستِ نجات از هم ميهنان ِ گرامى،
فاشيست هاى جبهه ملى در حال نقضِ حقوق بشر ِ من ِ ايرانى از نسل سوخته هستند. هم ميهنان ِ گرامى، چه جمهور خواه هستيد، چه هوادار پادشاهی، ولى از شما ميخواهم من كه يك هوادار پادشاهی هستم را يارى دهيد، لطفا اين خسته يه امثالِ من را هم بيان كنيد، حق تعين ِ سرنوشت ِ كشور ِ ايران حق هر ايرانى است، چه جمهور خواه چه هوادار پادشاهی. رفراندم حق هر ايرانى است،
به دلیل فاشیست بودن کورش زعیم و اساسنامه فاشیستی جبهه ملی
ایران !!!!!! من فاشیست ٬ به شما میگویم که گه خورده اید از حقی که
مردم ایران با اردنگی زدن به کون بابای نیم پهلوی از امثال تو گرفته اند
اکنون رجوعی بکنی ؟
درسته ایران خر تو خر بوده ولی دیگه نیست مگه نانا زولا مرده که شاهی
به ایران برگرده شخص نیم پهلوی را با دستان توانایم و قلمم سرش را
داخل کون عمه اش اشرف کرده و کارش را تمام میکنم
مگه الکیه ؟
فاشيست ها شكل هاى گوناگون دارد، اين هم يكى اش است؛ آقاى كورش زعيم از جبهه ملى، در اين مقاله كه در سايت هاى جبهه ملى، كورش زعيم و سايت ايران پرس پخش مشود، وجود ميليون ها ايرانى كه هوادار شيوهء دمكراتيك هستند را انكار ميكنند و حق آنها براى انتخاب سرنوشت ايران انكار ميشود و در پايان مقاله بدون اشاره به رفراندم جمهوری تعين ميكنند، و حتى ميگويند فقط جمهور خواهان حق تصميم دارند. اين هم يك نوع فاشيسم است.
ايشان به چه حق ميليون ها ايرانى را كه طرفدار پادشاهی پارلمانى هستند نديده ميگيرند؟ متاسفانه امثالِ آقاى كورش زعيم به خود حق ميدهند براى ميليون ها ايرانى تصميم بگيرند . آيا من هم يك ايرانى نيستم؟ آيا حق ندارم مانندِ آقاى كورش زعيم براى سرنوشت ايران ِ خود تصميم بگيرم؟
امضاء (ناخوانا)
میگما ناخوانا ............من اگر بگیرم که شماها متصلان ابدی به کون شاه
که در فرانسه هنوز منتظرید که نواده های لوئی شانزده سلطنت را به فرانسه
باز گردانیدن کننددددددددددد و ابدا پدیده تازه ای هم نیستید
زیرا اکنون حتی میتوان دربان های پیر پیر پیر چروکیده دوره الکساندر
تزار که همگی شاه و شاهزاده های درباری بودند و کارشان در پاریس
به نوکری کشیده شد بس که از کیسه خوردند به امید بازگشت شاهی
به روسیه !!!!! را احتمالا زنده بیابی
می بییند ابدا فنومن جدیدی نیستید درست به کپک زدگی خود سلطنت
ایالات متحده ایران برای شما حق فعالیت سیاسی به عنوان مشتی
رویالیست ایرانی قائل است
ولی اگر شما در امریکا و دولتش شاه و شازده یافتید و آریستوکراسی
کهنه اروپا
در ایالات متحده ایران هم خواهید یافت
با این واقعیت روبرو شوید و انگشت های خود را از کون قبلا سوراخ
نیم پهلوی توسط مافیای سیسیل برداریددددددددددددد
برایش گران تمام خواهد شد بگذارید کودکان خود را بزرگ کند و
مادرش را تر و خشک
دربارۀ مقالۀ «ما کی از خود رها خواهیم شد تا ملت را رها کنيم؟»>>>>
شنبه 26 ارديبهشت 1388 ـ 16 ماه مه 2009
پیامی به آقای مُهندس کوروش زعیم
خشایار رُخسانی
با درود به آقای مهندس کوروش زعیم،
دوستِ گرامی، روزهایِ در پیش ِرو، روزهایِ سرنوشت ساز در دوران گُذشتهنگاری ایران هَستند؛ روزهایی که روشنبین هایِ این کشور میتوانند با بهره بُردنِ مُهَندِزی شُده (حساب شده) و خَرَردورزانه از آنها، سرنوشتِ کشور را به سودِ پیروزیِ فرجامین ِدمکراسی و سکولاریسم، دگرگون کنند. ولی بدبختانه زَرسنجی (معیاری) که امروز اُپوزیسیون دمکراتِ ایران با آن رویدادهایِ روزمَرۀِ این کشور را ارزیابی میکُند، آن را از شناختِ این راستینگی ِ(واقعیت) آشکار، بازداشته است.
دیدگاهِ شُما در در بارۀِ گُزیدمان آینده که در نوشتار تازۀِ شُما با سَرنویس "ما کی از خود رها خواهیم شد تا ملت را رها سازیم" بازتاب داده شُده است، در پیوند با آن چهار نامزدِ گُزیدمانی؛ به چم احمدی نژاد، کروبی، میرحسین موسوی و محسن رضایی، که نورچشمی فرمانپادی اسلامی هَستند، به رسایی (بطور کامل) درست است؛ زیرا که آنها گُماردگی (مأمویت) و هَدَفِ دیگری بجز پیدا کردن راهی برایِ ادامۀِ هَستی فرمانروایی آخوندی در ایران ندارند. ولی آنچه که در این میان از نگرِ تیزبین شُما بدور مانده است، نامزدیِ زمامدار ِ آزاده ای بنام آقای دکتر قاسم شعله سعدی میباشد [1]، که بارها با نامه هایِ پرخاشگرانه و پَتکارشانه (اعتراضی) به آیت الله خامنه ای، رهبریِ بیخَرَدانۀِ او را فَرنودِ نهادین ِ (دلیل اصلی) درد و رَنجِ مردم و خودکامگی ِلگام گسیختۀِ ولایتِ فقیهِ او را شَوۀِ نهادین ِ (سبب اصلیِ) فروپاشی کشور دانسته است [2].
او در این نامه، آشکارا از یک ساختار ِجهانگرا (سکولار) و دمکراتیک پدافندی کرده و آن را تنها آلترناتیو (alternative) و ساختار ِجایگُزین میداند که باید بر ویرانه هایِ سامان خلیفه گری اسلامی، برپا شود تا کشور از این گَندآبِ اسلامی رهایی یابد. اگر اپوزیسیون دمکرات ایران پیش پیغان (پیش فرض) خود را برایِ پشتیبانی از یک نامزدِ گُزیدمانی، برنامه ها و پلاتفرم دمکراتیک او می اِنگارد، این نامه بهترین پلاتفرمی است که برنامه هایِ خَرَدگرانه و اندیشه هایِ مردمسالارانۀِ آقای دکتر شعله سعدی را بازتاب میدهد و آزادیخواهان میتوانند آنرا در خاستگاهِ انگیزه ای در پشتیبانی از نامزدیِ گُزیدمانی او بپذیرند.
به شَوَندِ (علت) اینکه با نوشتن ِ این نامه هایِ سرگشاده، آقای دکتر شعله سعدی از هیچگونه شانسی برای گُذر از آب بندِ شورایِ نگهبان برخوردار نیست، تنها هواداری و پُشتیبانی میلیونی مردم ایران خواهد توانست، او را از این راهبند، گذر دهد. در نِهِشت (وضعیت) رَد شدن ِشایستگی او از سوی شورای نگهبان و در پیشایندی (شرایطی) که او از یک جُنبش پَشتیبانی مردمی برایِ فشار آوردن بر شورایِ نگهبان برخوردار نباشد، گُزیدمان ِ آینده همانندِ سال هایِ گذشته تنها به میدان همتازیِ (رقابت) نورچشمی هایِ فرمانپادیِ آخوندی، فراخواهدرویید. در اینچنین نهِِِشِتی (وضعیتی)، برای آزادیخواهان، دیگر هیچگونه انگیزه ای برایِ هُماسیدن (شرکت کردن) در گُزیدمان آینده وجود نخواهد داشت؛ هنگامیکه آنها ناگُزیر باشند مانندِ سال هایِ پیشین، تنها میان بد و بدتر را برگُزینند.
نامزدیِ آقا دکتر قاسم شعله سعدی در گُزیدمان آینده، با نگر با این داده ها و پیشینۀِ آزادگی و جهانگرایی و شیردلی او، بهترین و نایاب ترین ژایشی (شانسی) است که همکنون برای اُپوزیسیون مردمسالار ِ ایران بدست آمده است، تا با پُشتیبانی سامانمند (سیستماتیک) و سراسری در کشور از او، او را گُزینۀِ ویژه خود کُند. ندیده گرفته شدنِ این ژایش (فرصت)، بُزُرگترین رَمژَک (خطا) و لغزش ِ نابخشودنی ِروشنبین هایِ این کشور، پس از کمکِ آنها به رویِ کار آوردن خُمینیسم در ایران خواهد بود.
با ارجمندی
زنده و تندرست باشید
خشایار رخسانی
عرضم به خدمت شما خشایار رخسانی که تقریبا با زبان یعجوج
و معجون کلماتی قلمی کرده اید باید با کمال تاسف عرض کنم
که عقب مانده هستید
چرا ؟
زیرا باز میخواهید ما را حول محور یک (( فرد )) به نام قاسم شعله
سعدی هرکی که هست گرد آورید و وارد بازی کثیف و سیرک نفرت
انگیز همین نظام کنید
مردک الاغ نفهم شعله سعدی خر کیست ما مشغول درست کردن
آشی بسیار قوی از قدرت مردم ایران که نیمی جوان هستند
هستیم
این آش ما را ملایان ایران و نظامیانشان بخورند نخورند همان آش
کشک خاله شان است و پایشان حساب میشود
یا با زبان خوش یا با مرگی دهشتناک به دستان دو گونه دشمن
هم داخلی هم خارجی درست عین عقربی در حلقه آتش
ما با فرد کاری نداریم فرد بی فرد
ما حقوقی دزدیده شده و قانونی داشته ایم که مشتی کثافت ملای
جانی از ما گرفته اند
ما این حقوق را میخواهیم قانونی بدست بیاوریم و از موضع قدرت
زیرا تا از موضع قدرت این حقوق به ما باز نگردد نمیتوانیم به ملای
ایرانی زنجیر زنیم والسلام
گفته ام ملایان ایران را یا باید زنجیز زد و یا کشت
چرا خر فهم نمیشوید شماها وا وی لا
پیامی برای رضا پهلوی دارم
رضا جان اینان که برای تو تبلیغ میکنند و بحث و گفتگو همگی به شخص
خودت ضرر میرسانند
چرا ؟
زیرا ترا روبروی من قرار میدهند و باید تا کنون درک کرده باشی که روبروی
من نمیشود ایستاد کسی را که بخواهم نابود میکنم
و من انسانهائي که قدرت طلب هستند را دوست ندارم متاسفانه
هی یه کرمی توی کونم هست که دلم میخواد مردان و زنان آزاده گمنام
را وسط خیلی خیلی خیلی معمولی ها یافته و به مردم معرفی کنم
نمیدونم این مرض را ارثی است بد جوری دست خودم نیست .....نانا زولا مادر
No comments:
Post a Comment