
شمه ای کوتاه !
بسم الله الریدم به الله المسلمانان الایران
و الرهبر التریاکی الدهاتی الپشگل خور و
این الولدزناهای ملا همگی
دور آتیش نیشسته
و با چشم و چال های پر از انرژی خود به من
گوش دهید و انگشت به کون هم نکنید و
شلوغی هم نکنید تا براتون گزارشی از چی
شد این که این چهار کیر اسلامی را برای
انتخاب به میان شما ورپریده ها ریخته اند تهیه
کرده ام که به نظرتان میرسانم
عرضم به حضور شما برساند که بس که این دکتر الاغ حمقی نژاد
رید و رید و رید ومالید و مالید و مالید گویا از مستراح بیت رهبر کیری
تریاکی گهی شاشی استفراغی ایران خبری مبنی بر این که بازم
اجازه میدهیم که توده ای ها به میان بیایند و همان قرار و مدار روز
نخست را که خمینی گفته بود نیمی توده ای نیمی موتلفه ای برقرار
اسلامی کنیم
حقیقت سیاه ماجرا این بود که روسها توسط کیانوری و احسان طبری
به خمینی شیاد بی سواد گوسفند گا !!!!! پیام رسانیدند که شوروی
میگوید اگر ما هم در قدرت باشیم پشتیبان شما ملاها هم خواهد
بود
بنابراین خمینی شد در راس دو بخش کثیف یعنی توده ای های ملا
شده و ملاهای مفتخر به ملا بودن موتلفه
همان گونه که قبلا اشاره کرده بودم هنوز خمینی نمرده بوده است
اتحاد جماهیر شوروی از جانشینش که همین سید علی تریاکی
که ان زمان ملائی یی مقدار بوده در اطاقی در سازمان امنیت برلن
شرقی
ملاقات کرده بوده و از طرف بخش روسی ماجرا مهر داس و چکش
خود را به درب لمبر سید علی زده بوده
برای همین منتظری ها و خیلی
شایسته تر ها از این پشگل خور مشهدی همگی به همت اتهامات
توده ای ها که دست در دست شریعتمداری کیهان ها داشتند کنار
نهاده شده بودند
اگرچه بخش کارهای اساسی شهرها بر دوش این توده ای های مادرجنده
ایران فروش بوده است ولی به دلیل لایه روئي این تاپه گه جمهوری
که آسمان ها و کل کائنات و خدا و محمد و امام بوده همواره قدرت اصلی
تبلیغی و نظامی در دستان کر داده ملایان ایران بوده است
بنابراین به محضی که این شایعه از محفل رهبر یکدست مادرجنده بیرون
میاید ناگهان خاتمی که در شش و بش و ناز و قر و قمبیره بود
عبایش را درست مانند چادر سیاه فاطی کماندوها که برای دویدن دور
کمر می پیچند به کمر پیچد و از روی سر موسوی و خر و الاغ و گاو
به مستراح بیت رفت و گفت من اومدم
زیرا عاشق لایم لایت است این جدش به کمرش زده مادر جنده
تریاکی هم گفت باشددددددددددددد
و او بیرون آمد و خود را به عنوان گهی که قبلا بود مفتخر کرد و کاندید
شد
با کاندید کردنش نانا زولا اعلام کرد که میخوام داس و چکش را نابود
کنم و شروع به ریدن به او و گذشته اش کردم و اینجا بود که فشارهای
همه شما و مردم و غرب به تریاکی غاصب گفت مث اینکه این تو بمیری
از اون تو بمیری ها نیست و این خاتمی کم و ضعیف است برای فریب
بنابراین به تو گفت گورت را گم کن و بین تو و موسوی باید مردم قطار
را انتخاب کنند !!!!!!!!
و خاتمی هم مانند همان تدارکاتچی که بود نه گفت آره و نه گفت نه
بیرون اومد و گفت :
- مست بودم اگر گهی خوردم این میر حسین با سر بریده را برای بخش
ما تعیین کرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!به من گفت برو گمشو
و آی همه ماران سرخ و سیاه به هم ریخته اند این روزها که مار دیگر
رهبرش را نمیشناسد
اینان عین قبائل بدوی که جنگشان هم کوه نشینی و بدوی است بالاخره
همین هفده روز آخر کارشان به کشت و کشتار هم ممکن است برسد
زیرا اساسا مفهوم و معنای انتخابات را درک نمیکنند
انتخابات عملی است که متعلق به مردم مدنی میباشد چه ربطی دارد
به کسانی که کنار خیمه کربلا تکیه زده اند ؟
هان چه ربطی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا زولا
No comments:
Post a Comment