
شوخی !
با درود بر تمامی رندان مست !
مستان ذلیل مرده دیشب با عده ای دوست برای شام به
رستورانی رفتیم و باز اتفاقی افتاد که خیلی همه خندیدیم
گفتم برای شما هم بگویم :
دوازده نفر بودیم که برای ما شش میز کوچک را بهم چسبانیدند
و روبروی هم نشستیم دو نفر دو نفر
روبروی من شوهر دوستم که ریپابلیکن خیلی سفت و سخت است
نشسته بود و دوستم هم کنارش
به محض نشستن قاعدتا بحث های سیاسی اجتماعی شروع و به
اوباما و باقی کشید
و کلاف سخن افتاد دست آقای روبروی من و
در حالی که سالاد و سوپ را سرو میکردند او شروع کرد سر منبر
رفتن و مانند گرامافون کوکی رسیدن به مسائل اخلاقی خصوصی
حزب دموکرات که من از آن بیزاررررررررررررررررررم بیزارررررررررررررر
زیرا والگریته محض است و بس چیکار به کار مسائل تختخوابی مردم
دارید مادر فاکرررررررها مگر شما هم ملا هستید که کله عمامه ای
خود را توی تنکه این و آن رقیب انتخاباتی خود میکنید ؟
و شروع کرد عر عر عر عر های اخلاقی که من در حال خوردن سوپ
با سر زیر پایش را از زیر میز به شدت با کفشم فشار دادم !
ساکت شد با تعجب به من نگریست و من سرم را هم بلند نکردم
ادامه داد و باز هم پایش را فشار دادم
این بار به من گفت چی شد من سرم زیر بود و پاسخش را ندادم
و ادامه داد و من باز تکرار کردم صندلی اش را عقب زد و بلند شد
و گفت نانا چه میخواهی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و من با خنده گفتم دارم
اون ریپابلیکنی را که توی مستراح سن لوئی پای پلیس را از زیر
در خلا فشار داد یادت میاورم !!!!!!!!!!!!!
به جان شریفم غیر از خود او باقی غش کردند از خنده و وای که
چه فضائی به وجود اومددددددددددددددددددد
مادر جنده ها هی از عیاشی و الواتی دموکرات ها میگویند و مال
خود را سرکوب میکنند تا به شکل تکه ای گه یبوستی سر از
مستراح سن لوئی در بیاورد یا هر قبرستان دیگری و بدبختی بزرگشان
این است که زیادی تظاهر به کلیسا و کشیش بازی میکنند !!!!!!!!!!!
فکر کنم شوهر دوستم دیگه مرا به خانه اش دعوت نخواهد کرد که البته
فرقی نمیکند من سخت این روزها بی زی هستم مگه نه ورپریده ها ......نانا زولا
No comments:
Post a Comment