
قصه تلخ !
هوس قصه گوئی برای تمامی گوسفندان طویله فکری لفت
از هر شکل و جنس و رنگ و فرهنگ و کشوری در این کره
گردوئی زمین به سرم افتاده است و وای که وقتی به صرافت
قصه گوئی بیفتم حتی نفت خوار بیگ برادر با همه قدرت و
نکبت و ثروت و ندیمه گان سلطنتی مادر جنده اش نمیتواند
جلویم را بگیرد
زیرا پیه مرگ و هر اتفاقی را به تن شریف نحیف پاکم مالیده به جنگ
کل سیاهی و تباهی و نکبت روی زمین رفته ام و پاکی و روشنی
حافظ من است !
بنابراین لم داده و شانه های خود را به هم مانند گوسفندانی سخن
شنو و کاملا مطیع چسبانیده و با دقت به سخنان من که عادلم
گوش فرا دهید :
بیس مستراح فکری شمایان را یک مردک مفت خور الاغ با هوش
و اقتصاد دان به نام کارل مارکس بنا نهاد
او یک المانی - انگلیسی بود که زمان زنده بودنش کتابی به نام
سرمایه نوشت و در آن به همه گفت که سرمایه دار و کارگر
دچار تضاد منافع هستند و سود مزاحم است و باید از بین برود
و مشتی مامبو جامبو
که باید باید باید همه دقت کنید که زمینه
اقتصادی - فرهنگی زمان کارل خان تازه شروع سرمایه داری صنعتی
شدن بود و فئودالیزم غالب و قضاوت او کمی فیشی بود و زودرس
بسیار خوب او بر مبنای ظن خودش گهاتی خورد و رفت
در سال هزار و نهصد و هفده گروهی الاغ بیسواد بلشویک که
مانند همه شماها کانسپت زمان را نداشتند و زمینه های اجتماعی
را نمیشناختند و تصور میکردند میتوان به گهات مارکس گهی دیگر
زد و جامعه ای فئودالی را ناگهان سوسیالیستی کرد بدون طبقه
کارگر و سرمایه دار البته ها ها ها
با تصمیم به شلنگ تخته زدن از سر مرحله صنعتی شدن جامعه
روسیه از روی این مرحله پریدند
البته با رقص قفقازی دهات استالین
و وای که از همان زمان مشغول رفتن به بیراهه خونین دروغین
به اسم لفت و چپ
و کمونیست و بلشویک و سرخ و مائو ئیست و انور خوجه ایست
و فیدل کاسترویست و میگوی خامیست و پوپو ئیست دسته جمعی
و کله در کون هستند .
خاک بر سرتان که شما گوسفندان این کله در کونان قطار تاریخی
هستید تف تف تف بر خریت شماها
بعله برایتان میگفتم که لنین کله خودش را در کون کارل مارکس
کرد و گفت این یعنی سوسیالیزم و بعد استالین کله خودش را
در کون لنین کرد و گفت این یعنی اردوگاه سوسیالیزم
و وای از کله های عناصر بی وطن احزاب برادر که همه در کون های
ملت های عالم فرو رفت و شد احزاب برادر اردوگاه سوسیالیزم ٬
سوسیالیزم لنینی کله در کون مارکسی
و البته این اردوگاه که به شکل قطار همه کله در کون هستند توانست
برای تا همین الساعه شما گوسفندان را خر کند و قاطر کند و هر شکل
شده کله های خود را در کون هاتیان نگه دارد و بگوید که تمامی کله
به کونی آنان از شما گوسفندان کون پاره است که آنان را میخواهید
و به آنان رای میدهید
فکرش را بکنید شما چه الاغانی هستید که هم گوسفندتان کرده اند
هم کون های نازنین دنبه دارتان را با کله های خود پاره و پوره هم
باید بروید به آنان رای بدهید خوب ندهید کله هاشان از کون هایتان خارج
و میشود پارگی را بخیه زد عین انسان ها میشوید هم گوسفند
نیستید هم کله ای در کونتان به عنوان والد نیست
خاک برسرتان بع بع بع بع بع بع بع
ولی اما بگذارید بگویم بر سر روسیه تزاری چه آوردند :
روسیه بدبخت تزاری سرمایه دار خون خوار نداشت بنابراین گفتند
فرقی نمیکند اشرافیت فئودالی را خون خواران سرمایه دار فرض
کله در کونی کرده و به نام - بورژوا - میکشیم و ثروتشان را خودمان
که والد طبقه کارگر هستیم بر میداریم به نفع توده ها
گفتند خوب طبقه کارگر هم نداریم چکار کنیم میرویم کشاورزان را
همگی کارگر اعلام کرده به شهرها برای صنعت سازی با زور و
کتک میاوریم
رفتند کشاورزان گفتند خاک بر سرتان نمیائیم همگی را قتل عام
کردند و گفتند ضد کارگر و انقلاب بلشویکی ما بودند !!!!!!!!!!!!!!!
با کشتن بورژواها و تصرف ثروت آنان خودشان شدند تقسیم کننده
ثروت در جامعه و کارگران شدند تولید کننده ثروت در جامعه که سطح
زندگی هایشان به دلیل کار خر و گل و بیست و چهار ساعته کمی
بهتر شد و در عوض مجسمه هایشان گنده و هیولا همه جا به عنوان
جکومت کارگری بر پاااااااااااااااااااااااکنار مجسمه های لنین و استالین
طبقه متوسط را هم که این روزها از دهان گهی باراک باس بوی
زیاد میشنوید یک سره کارمندان دولت استالین سرخ بلشویک و
اسیر چنگال بوروکراسی ترسناک مخوف خود کردند
دکتر شد دولتی استالینی
نرس شد دولتی استالینی
معلم شد دولتی استالینی
وکیل شد دولتی استالینی
خبرنگار شد دولتی استالینی
دانشمند شد دولتی استالینی
تحقیق گر شد دولتی استالینی
تاریخ نگار شد دولتی استالینی
ادیب و خطیب و شاعر شدند دولتی استالینی
سینما و تاتر و اپرا و موزیک شد دولتی استالینی بلشوی تیاتری !!!
و زندگی مرد و شوق مرد و هنر مرد و خدا مرد و باور مرد و انسان مرد
و ناامیدی و رنگ خاکستر تمامی روسیه رنگارنگ شاد تزاری را فرا
گرفت و خنده واقعی معصومانه پاک مرد
سپس تر این مرگ به تمامی کشورهای اروپای شرقی که استالین
قدم نهاد ورود کرد و سالیان سال مردمشان را که هنوز زنده و سر
و مرو گنده به عنوان شاهد هستند به نخندیدن محکوم کرد
و اکنون سراغ مردم امریکا آمده است که با کمک شما گوسفندان کون
پاره طویله دموکراتیک اش خنده را در ما باقی مردم امریکا بکشد
مرگ بر دشمنان خنده و شادی و زندگی و روشنی ........نانا زولا مادر
نامقدس قصه گوی بشریت