
نامه سر گشاده به ملت کشور انگلستان
Not joy but joylessness is the mother of debauchery
Friedrich Nietzsche
امروز بزرگترین لکه ننگ تاریخ شما یعنی لاشه پیر و گندیده
سلطنتی که نه تنها از شما ملت انگلستان بلکه از تمامی جهان
خون ها ریخته و برای کثافت وجود پارازیت مرده خارج از زمان و
مکان خود جنایت ها در جهان گردوئی ما کرده است
با کمال وقاحت جلوی دوربین های تلویزیونی آمد و مراسم المپیک
را با اسهالاتی که از دهان به روی باقی بشریت قی کرد افتتاح
نمود خوشا به حال شرم و حیا و احترام به خود
هیچ ننگی برای مردم ایران بالاتر از این نیست که یک جنایتکار
شناخته شد ملای گدای بیسواد دهات ایران خود را رهبر کشور
آنان بنامند من یک ایرانی ام میدانم از چه سخن میگویم
بهمین دلیل معتقدم هیچ ننگی هم برای انگلیسیان اصیل و آزادی
خواه و انسان کامل و سپید و با فهم و شعور که تحصیل کردگان
و هنرمندان و بافرهنگان جامعه انگلیس هستند بزرگتر از افتتاح
مراسم انسانی به دستان خونین این لکاته فاحشه پول پرست
نفرت انگیز چندش آور نیست
حقیقتا هنگامی که به تاریخ شما فکر میکنم از حیرت لرزه بر بدنم
می افتد
در دوران طولانی و سخت فئودالی جامعه عبارت بود از بخشی
زمین داران بزرگ و بخشی کلیسا که توسط ملکه به هم وصل
بودند و تمامی ثروت جامعه را بین خود تقسیم کرده
و باقی جامعه طبقه عظیم کشاورزان بوده اند و مشتی مختصر
خورده بورزوای مغازه دار شهری
بنابراین هنگامی که آن زمان ملکه خیک گه کثیف نفرت انگیز ویکتوریا
همه ملت را - سابجکت - خود می نامید روابط فئودالی بر سراسر
جامعه انگلیس برقرار بود
سابجکت های او نان خوران او بودند که به عنوان بزرگترین زمین دار
و فئودال انگلستان حلقه ارتباطی کلیسای مفت خور گندیده و اشراف
گندیده تر زمین دار بوده اند و صاحب مال و جان و ناموس و مرگ و زندگی
کشاورزان
با آغاز قرن بیستم در جهان انقلاب صنعتی شد و کشاورزان عمدتا تبدیل
به کارگران شدند
یعنی دیگر ملکه و کلیسا و اشراف فئودال صاحبان سرنوشت آنان نبودند
بلکه هریک کارگری مستقل بود که در شهر زندگی و کار میکرد
و خوب همراه با این تغییر طبقه جدیدی به نام سرمایه دار مدرن انگلیسی
هم به وجود آمد که بدبختانه در کشور شما عمدتا همان فئودال های دور
و بر ملکه گهی زمان زمین داری بودند و برای همین رابطه سه جانبه
کلیسای گهی کاتولیک انگلیس و اشرافیت کپکی ترشیده عفونی زنگ
زده سفلیسی انگلیس و این پیس اف شت گندیده زامبی مانند باقی
کشورها از بین نرفته و مانند زالوئی به انگلیس و مردمانش چسبیدند
و تا همین الساعه خون آنان را به شکل حقوق و حق ويژه می مکند و
خود را سر و سرور و تاج انگلیس میدانند و از همه بدتر ملتی را که
بی نهایت با فرهنگ و مدنی و فهیم است - سابجکت های خود - خطاب
میکند
تف تف تف انگاری هنوز با کشاورزان دوره نحس و سیاه فئودالی نه نه
بزرگش ملکه ویکتوریا طرف است
گاهی با خودم فکر میکنم با وجود لاشه نکبت گندیده اشرافیت کهنه
چه انسان های فکوری در همه زمینه های فرهنگی از ادبیات و شعر
و فلسفه و علم و نقاشی و سینما و ..........از کشور شما برخاسته اند
حتی در زمینه سینما هنوز هیچ کشوری در اروپا به قدرت سینمای
انگلستان نیست و هنرپیشه های آن
و متاسف میشوم از استعداهائی که قربانی این لاشه سنگین ننگین
تاریخ له شده و از بین رفته اند و سانسور شده اند و خفه شده اند
زیرا گفته اند ما سابجکت نیستیم حیف و صد افسوس
مرگ بر ملکه کثیف عفونی انگلستان مرگ بر دروغ مرگ بر مردم فریبی
زنده باد آزادی و راستی و روشنی و انسانیت و بشریت .........ناناز ولا مادر
نامقدس بشریت