
نامه سر گشاده به خانم ماری آن لوپن
با درودهای گرم خدمت شما فرد فاشیست راست ریسیست
فرانسوی اصیل که مانند خانم بریژیت باردوی فتان و زیبا و یونیک
فرانسه هم فاشیست هستید و هم راست و هم ریسیست زیرا
از استالین عین من متنفرید
و به مسلمانان بربر گویا انتقاد کرده اید
و یکی از خطاهای بزرگ شما فرانسویان اصیل وطن پرستی
است
و این با ذائقه یوسف استالین ابدا سر سازگاری ندارد
گویا جنده
شقاقلی امریکائی که مدتی هم زیر کس گندیده ملکه عفونی و
نجس انگلستان زندگی کرده و راه و رسم جندگی به طریقه
اشرافیت گندیده را هم یاد گرفته است و اکنون گویا از مظاهر
عفونت و وقاحت و گندیدگی حزب دموکرات امریکا که صاحب
شو بی زنس در امریکا میباشد است
و همراه با شقاقل حادش
که نمودش به شکل خارش سوزاکی سفلیسی وسط لنگ
در ملا عام رخ می نماید مرتبا برای دار و دسته دشمنان بشریت
که خیال فاشیزم سرخ و مسلمانی را برای همه جهان دارند تبلیغ
میکند
او هم یک لفتی لیبرال دموکراتیک است که هر کاری برای اجندای
خود میکند از گه شما در برنامه اش خورده است !!!!!
خانم آن ماری لوپن من و شما که انسان های معمولی هستیم و
شقاقل حاد وسط لنگ نداریم معمولا چیزی را حتی در تنهائی به
وسط لنگهای خود نمی مالیم مگر نه ؟
شما زنید من هم زنم انسان کاری با وسط لنگش معمولا کمتر دارد
بالاخص در عرصه پابلیک که خوب همه منتظرند برای انسان حرف
بسازند
البته مردان با وسط لنگ خود مرتبا کار دارند و نمیدانم چرا به این و
آن حواله اش میدهند خوب اگر خوب است خودشان داشته باشند
چرا به دیگران تعارف میکنند خاک برسرشان انگاری تحفه است این
وسط لنگ
به جان خودم و ب ب فتان نباشد به جان خودتان
به نظر من این بیماری
شقاقل حاد که من خودم کشف و نامگذاری کردم بدون سوگند بقراط
زیرا دکتر نیستم ولی قدرت تشخیص انواع و اقسام بیماری را دارم
یکی از بد ترین و وحشتناک ترین نوع بیماری است که الهی حتی
خرس های قطبی دچارش نشوند
خانم ماری لوپن نگاهی به این عکس هایش کنید یا گیتار را میمالد
یا میله آتش نشانی را میمالد و اگر هیچ چیز گیر نیاورد به گردن
مردان گروهش میمالد تف تف تف به این خارش زشت سوزاکی
سفلیسی دموکراتی هالیوودی که انگار ژنتیک شده است !!!!!!!!
خانم ماری لوپن دیروز روز چهاردهم ژوئیه بود و من یاد اولین جهاردهم
ژوئیه در پاریس زیبا افتادم قطعا اکنون به زیبائی آن زمان نیست
هوا عالی بود و من جلوی تروکادرو بودم و آتش بازی و شراب خواری
و عشق بازی ملت فرانسه را روی چمن های جلوی برج ایفل با
چشمان خود شاهد و اشک شوق از این جشن مردمی به چشمانم
آمد زیرا قبل از آن هرگز شادی واقعی یک ملت را ندیده بودم
آن زمان مسلمانان در شمال پاریس بودند و در گه و عفونت جهان
سومی خود غرق و فرانسه متعلق به فرانسویان بود
به امید روزی که تفکر استالین و اسلام بازنشسته شود با دوستی
و درود بر شما و ب ب عزیزم ..............ناناز ولا مادر نامقدس بشریت

