
مقدمه !
Demons is an 1872 novel by Fyodor Dostoyevsky..
As the revolutionary democrats begin to rise in Russia, different ideologies begin to collide. Dostoyevsky casts a critical eye on both the left-wing idealists, portraying their ideas and ideological foundation as demonic and the conservative establishment's ineptitude in dealing with those ideas and their social consequences.
برای ثبت در تاریخ !
به باراک حسین اوباما مانو ای مانو
میگما باراکی خره خبری میگوید که :
Obama authorized secret support for Syrian rebels
وای که تو عاشق و کشته و مرده صغیر و خر و نفهم و الاغ فرض
کردن ملت امریکانا هستی راستی چرا ؟
خودت که یک گرگ نحیف زردنبوی پوشالی بودی که توسط من کمرت
عین چوب های شور شکست تلق ها ها ها ها ها
امان از یونگ
به من بگوی پشت گرمی ات به چه مادر جنده ای در امریکا است
که هر گهی میخواهی سیکریت لی میخوری ؟
چرا تو تمامی کارهای خود را در کشورهای دیگر جهان از همه پنهان
کرده ای و چرا تو تنها کسی بودی که با مار تریاکی خمار مسلمان
ایران نامه نگاری عهد قاجاریه و ملکه ویکتوریا را نمودی ؟
باید باید باید دلیلی دادگاه نورنبرگ پسند داشته باشی مگه نه ؟
گمان نکنم حتی شعور و درک و فهم ابعاد سیاه طراحی های گرگان
هار اصلی فاشیست سیاه را بتوانی حدس بزنی بس که الاغی
و محو خودت و بی سواد و ابله کامل برایت کمی توضیح میدهم
اولا این همداستانی شما به قول خودتان عناصر مترقی لفتی
با ملکه گندیده عفونی انگلستان و هلند مرا یاد کتابی از
مرحوم مغفور داستایوسکی افکند که خیلی قبل از به وجود
آمدن بلشویزم در روسیه با انقلاب اکتبر ......نوشته شده بود
آن زمان
گروهی هوادار کارل مارکس بودند که خود را آنارشیست
مینامیدند و همان کمونیست های بعدی شدند که بلشویزم
را به دنیا آوردند و در کتاب جن زدگان داستایوسکی ما نمونه
کامل ارتجاع شاهزاده ای روس را با یک آنارشیست مارکسی
در خباثت و کثافت و رجالت میتوانیم بخوانیم
هر دو عفن هر دو مانند شما همدست ها ها ها ها ها ها
تاریخ تکرار میشود بگذریم نفهمی تو این است که اکنون برایت
میگویم
ریشه های گندیده فئودالی که اشرافیت کپکی و پوسیده و
به شدت عفونی شده جهان بوده است هرگز در برابر مرحله
بعدی صنعتی شدن و سرمایه داری شدن و نو شدن و مدرن
شدن تسلیم نشدند
و چون ما مدرنان آنان را نکشتیم و از
سر راه خود بر نداشتیم از همان زمان با هر متحدی اعم
از مستراح مخی های کمونیست یا اسلامیست یا سم و
درد و زهر ماریست حاضرند متحد بشوند که نمیرند
مردن و نمردن این ریشه های عفن مهم نیست
این که تا روزی
که هستند جوامع را به شکل ماشینی که لاستیک هایش باد
ندارد و قادر به حرکت به جلو نیست نگه خواهند داشت
بی نهایت و حیاتی و مهم است پریود
ماری دو سر را در نظر بگیر که این مار قادر به حرکت نیست زیرا
هر کله تصمیم جداگانه برای راهی جداگانه میخواهد بگیرد و
بنابراین بدن قادر به جرکت نیست زیرا بهم چسبیده اند
کاری که سیاهان با ما و جهان ما کرده اند این بوده است که
متاسفانه به نام دموکراسی در تمامی کشورها یک مار دو سر
به نام دولت ها ساخته اند یک
سر از خودشان
یک سر گروه راست ها و ریسیست ها و
فاشیست ها و.... و به شکل ماری دو سر روی زندگی و
مردم و جوامع چمبره زده اند .
خوب فکرش را بکن که این دوگانگی فقط باعث درجا زدن و در
مرحله عقب ماندن میشود مگر نه ؟ وقتی حرکت جامعه را
از او سلب کنی همین اتفاقی می افتد که در جهان مشغول
افتادن است و ملت ها بدون تردید همگی در حال رنج بردن
و عذاب کشیدن و شکنحه و تجاوز و آزار عمدی و مخصوصا
و سادیستیک و سیاه هستند !!!!!
عقل و خرد و درک و فهم و شعور به ما مردم جهان میگوید که
شکل ادامه سیاسی کشورها با دولتی که نیمی از آن بی وطن
است دیگر ممکن نیست زیرا هر کار مفیدی وطن دوستان کنند
بی وطنان نقش بر آبش میکنند
چرا ؟
زیرا با هم تضاد آشتی ناپذیر فکری دارند پریود
تو الاغ هارواردی تصور کرده ای فاشیزم گندیده اشرافیت فئودالی
که با تو در بیلدر برگ همدست شده است اجازه خواهد داد حتی
به شیوه خودت جامعه تکان بخورد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خاک بر سرت که نمی فهمی که این سیاهی یک قدم مردم را
جلوتر از خودش نمیتواند ببیند
زیرا معنای او از میان میرود
تمامی مجاز زندگی های مردم تمامی فریب ها و دروغ ها برای
ادامه حیات این لاشه عفن گندیده زامبی تاریخ است
لاشه ای سیاه که صاحبانش در بیلدر برگ دور هم نشستند
و خود را خدایان انگاشتند و ترا هم برای تعلیم دعوت کردند
مگر نه باس بوی گندیده عفن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مرگ بر
سیاهی و ظلمت و نکبت و جهل و فریب و دروغ
زنده باد راستی و پاکی و آزادی و شرف و ارزش های انسانی
نانازولا مادر نامقدس بشریت