
به شاهنشاه اسیر در
چنگال های سرخ بیلدربرگ
با اهلا و سهلا مرحباهای گرم خدمت شاهنشاه
بی فایده و بی بو و خاصیتی که تا کنون حتی یک گردن برای
دلخوشی من پیرزن از شیعه های عربستان نزده است بس
که تنبل است !!!!!!!!!! فوری و فوتی لم شاهانه داده
و پاپ کورن و میوه و قهوه و هرچه دوست دارید جلوی دست
نهاده که میخواهم برایتان ماجرای خوابی را که همین بعد از
ظهری دیدم بگویم
والتبارا من اکنون دیگر خوابم مانند انسان ها نیست و هروقت
چشمانم را نتوانم باز نگه دارم یعنی باید بروم بخوابم و
فضولی موقوف
امروز بعد از ظهر کمی خوابیدم و وای خدا به دور الهی نصیب
هیچ گرگ بیابانی خوابی که دیدم نشود
خواب دیدم در یکی از پیاده روهای شلوغ نیویورک هستم و
مشغول سخن گفتم
با ورپریده های برنامه فایو فاکس نیوز
ناگهان از روبرو دیدم باراک حسین اوباما در حالی که کلاه ارتش
و شرت پلیس و شلوار کوتاه پیش آهنگان را بر تن دارد سوار بر
دوچرخه ای به سوی من میاید
و هنگامی که به من رسید نگاهی ترسناک به من کرد و من
فوری شروع به داد و بیداد بر سرش کردم و او میرفت و من
پشت زین دوچرخه اش را گرفته بودم و با او میرفتم و فحاشی
میکردم و گاهی از پشت با کیفم ضربه ای به پشت کله اش
می کوبیدم
و مردم هم حتی نگاه به ما نمیکردند انگاری کورند !!!!!!!!
بالاخره مجبور شد بایستد و از من بپرسد چی شده که من
با زدن ضربه های کیف به کله اش هی میگفتم
میخواستی چه بشود چرا کلاهت ارتشی و لباست پلیسی
و شلوارت جلف است انترکیب خان نکند تغییر قیاقه داده ای
میخواهی مردم از تو بترسند و وای از این گونه بحث و جدل
های بی خودی
چه دردسرتان بدهم مجبور شد دو چرخه را ول کند و به سرعت
به سوی راکفلر سنتر که قرار بود در آن سخن پراکنی برود
که من از دور زیر نظرش گرفتم و با کلک و حقه به داخل رفتم
و شروع به داد و بیداد کردم که از داد و بیداد خودم از خواب
پریدم و گفتم لعنت الله بر الشیطان الرجیم الیعنی الراکفلر
شاهنشاها شانس من بدبخت را ببینید یک دو سه ساعتی
هم که میخواهم استراحت کنم بوگندوی کنیائی فوری
لباسهای جلف می پوشد و با دوچرخه به خوابم میاید
تف تف تف بر این شانس
الهی این گونه خواب ها به سراغ هیچ کافری نیاید و بر سر
مسلمانان فت و فراوان بیاید تا در گه خودشان با رهبر جهان
اسلامی بیلدربرگی شان خفه شوند
بگوئید به نام پدر و پسر و روح القدس آمین ...........نانا زولا مادر
نامقدس بشریت