Monday, December 31, 2012

عشق مرا برهمگان برگزید
آمد و مستانه رخم را گزید

شکر کزان کان زر جعفری
روی مرا نادره گازی رسید

باد تکبر اگرم در سرست
هم ز دم اوست که در من دمید

کرد مرا خشم مه و بر رخم
گنبد نیلی سره نیلی کشید

قفل خداییش بسی خون که ریخت
خونش بریزیم چو آمد کلید

هیچ شکاری نرهد زان صیاد
کو ز سگیهای سگ تن رهید

ای خرف پیر جوان شو ز سر
تازه شد از یار هزاران قدید

وی بدن مرده برون آ ز گور
صور دمیدند  ز عرش مجید


مولانا

No comments: