گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
شیوه مستی و رندی نرود ازپیشم
زهد رندان نو آموخته راهی بدهیست
من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم
شاه شوریده سران خوان من بیسامان را
زانکه در کم خردی از همه عالم بیشم
من اگر باده خورم ورنه چه کارم با کس
حافظ راز خود و عارف وقت خویشم
No comments:
Post a Comment